میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

روش تحقیق - بررسی روابط بین دختر و پسر


کد محصول : 1000131 نوع فایل : word تعداد صفحات : 25 صفحه قیمت محصول : 3000 تومان تعداد بازدید 970

فهرست مطالب و صفحات نخست



بررسی روابط بین دختر و پسر

به چه علت رابطه دختر و پسر اشکال دارد؟
باتوجه به سوال درباره دلایل حرمت روابط دختر و پسر نامحرم نکاتی ذکرمی‌شود:
1. اسلام زن ومرد نامحرم را از صحبت کردن با هم و برخوردهایی که لازمهرسیدگی به کارهای روزمرّه است منع ننموده است البته در صورتی که بدون هیچ شائبه‌ایبوده و به مسائل دیگر آلوده نباشد.
2. حریم نگه داشتن میان زن و مرد نامحرم درمتون روایی و در سیره معصومین ـ علیهم السّلام ـ ذکر شده است، سنّت جاری مسلمین اززمان رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ همین بوده و زنانی از شرکت در مجالس ومجامع منع نمی‌شده‌اند ولی همواره اصل «حریم» رعایت می‌شده و در مساجد و مجامع حتیدر کوچه و معبر زن و مرد مختلط نبوده و درب ورودی زنان در مسجدالنبی ـ صلی اللهعلیه و آله ـ جدا بوده است.
 3. اسلام می‌خواهد جامعه عاری از هرگونه نگاه و رفتارهوس‌آلود و سرشار از کار و فعّالیت باشد و زن و مرد فارغ از دغدغه‌های شهوانی بهتحصیل و سایر کارهای زندگی برسند لذا زن و مرد از اختلاط بی‌حدّ و مرز از زیرپاگذاشتن حریم‌های عفاف و شرم و حیا باز داشته تا سلامت فرد و جامعه تأمین گردد
4.اگر حساسیتی نسبت به صحبت نمودن و برخوردهای مستمّرِ دختر و پسر وجود داشتهباشد، به روحیّات و سن و شرایط ویژه آن دو بستگی دارد، دختر و پسر پس از بلوغ سرشاراز غرایز و عواطف بوده و تأثیرپذیری بسیاری دارند، در این سن حکومت و سلطة غرایزجنسی فراگیر می‌شود و بر اعمال و رفتار و اندیشه‌ی جوان سایه می‌افکند. احساس نیازیکه در جوانان نسبت به جنس مخالف وجود دارد باعث می‌شود که آنان هر لحظه به دنبالپاسخی برای ارضای آن و جبران کمبود روحی ـ روانی خود باشند. در بسیاری از برخوردها،دختر و پسر هر چند به بهانه‌های گوناگون با هم آشنا می‌شوند امّا اندک اندک براساستسلّط طبیعی غرایز نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته و چه بسا بعد ازمدتی به یکباره متوجه می‌شوند عواطف و احساسات و عفت و طهارت آنان بازیچة هوس شدهاست. اسلام به نیاز طبیعی زن و مرد توجه کرده و ازدواج را بهترین پاسخ برای نیازهایجسمی و روانی قرار داده است. و خواهان آن است که هرگونه ارتباط تحت ضابطه و در کادررسمی آن باشد در سایه ازدواج از هرج و مرج جنسی و بی‌بند و باری ـ که امروزه جوامعغربی شاهد آن است ـ جلوگیری شده و به نیاز طبیعی نیز پاسخ داده شود. اشباع غرایز وسرکوب نکردن آن یک مطلب است و آزادی و رفع مقررات و موازین اخلاقی مطلب دیگریاست.
 اسلام اصرار فراوانی دارد که مسائل جنسی منحصر در خانه و محیط خصوصی باشد وافراد با خروج از خانه دغدغه‌ای جز فعالیت و تلاش از کار و تحصیل نداشته باشند ومحیط اجتماع عاری از هر نوع کامیابی جنسی باشد، فلسفه تحریم نظر بازی
5 تمتعاتجنسی غیر قانونی و حرمت خودآرایی
6 برای بیگانه از اینجا نشأت می‌گیرد. 5. درداستان حضرت یوسف ـ علیه السّلام ـ در قرآن به خوبی در می‌یابیم انسان در زمینهمسائل جنسی در خطر است و اگر رعایت جوانب احتیاط را نکرده و به خدا پناه نبرد طعمهشیطان می‌گردد. در قرآن می‌خوانیم «آن زن قصد یوسف نمود و یوسف نیز اگر برهانپروردگار را نمی‌دید قصد وی نمود»
7 آیه می‌گوید ایمان حضرت یوسف سبب نجات او شد ودر غیر این صورت به طور طبیعی او نیز در این راه به خطا می‌رفت پس برخورد میان زنمرد از لغزش‌گاه او می‌باشد و در داستان حضرت موسی و دختران شیب می‌خوانیم هنگامیکه دختر از طرف پدرش شعیب موسی را دعوت نمود حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ گفت: «منجلو می‌روم و تو پشت سر من راه بیا من از قومی هستم که پشت زنان نگاه نمی‌کنیم».
8در حدیثی آمده حضرت علی ـ علیه السّلام ـ کراهت داشت تا به زنان جوان آغاز به سلامکند، و پیرامون حکمت آن فرمود: «ترس از آن دارم که تحت تأثیر صدای او واقع شوم وضرر آن از ثوابی که از سلام می‌برم بیشتر شود».
9 و در حدیث دیگری پیرامون شوخی ومزه‌پرانی زن و مرد نامحرم آمده است: «ابوبصیر می‌گوید: به زنی در روخوانی قرآنمی‌دادم کمی با او شوخی کردم؛ وقتی خدمت امام باقر ـ علیه السّلام ـ رسیدم به منفرمود: چه چیزی به زن گفتی. رنگم پرید و خجالت کشیدم. بعد فرمود: دیگر به طرف آن زنمرو و درس مده».
10 همچنین احادیثی درباره عذاب کسانی آمده که با زنان نامحرم شوخیو خوش طبعی می‌کنند.
11 با توجه به آیات و احادیث فوق به خوبی حکم اختلاط وهمدوشی‌ها و روابط بی‌حدّ و مرزی که متأسفانه دارد در سطح جامعه رواج پیدا می‌کند وحتی به اسم روشنفکری به آن دامن زده می‌شود مشخص می‌شود که برخلاف نص صریح معارفاسلامی و آموزه‌های دینی است.

منظور از «خلوت گزيني» آن است كه زن و مرد نامحرم در جايي باشند كه كس ديگري جزآن دو آنجا نباشد و كس ديگري هم نتواند در آن مكان وارد شود
 آيا اين نوع ارتباط (خلوت كردن) در جايي از قرآن مورد بحث قرار گرفته است؟ دركدام سوره، كدام آيه و آيا حد و مرز آن و جزئيات آن نيز آمده است؟
باز به قرآن باز گرديم: اين بار(و در اين ديدار قرآني) با دختر پاكدامني روبروهستيم كه در اولين بهارهاي نوجواني گام گذاشته است و در جامعه‌اي كه غالب دختران وپسرانش رويكردي به زمزمه‌هاي عاشقانه و عارفانه ندارند، او خود را تشنه سوز و گدازو راز ونياز مي‌بيند. به دنبال راهي مي‌گردد تا با محبوب خويش نجوا كند. احساسمي‌كند بايد تنها باشد. جايي برود كه هيچكس او را نبيند؛ حتي نزديكانش. از زبانقرآن بشنويم: «واذكُر فِي الكِتابِ مريمَ إذ انتبذت مِن أَهلها مكاناً شرقياً. فاتخذت مِن دونِهِم حجاباً؛ در اين كتاب(قرآن) از مريم ياد كن، آن دم كه از خاندانخود كناره گرفت و در ناحيه شرقي(تابشگاه خورشيد) استقرار يافت و در مقابل(خود) وآنان پرده‌اي آويخت
مريم سيزده ساله به راز و نياز نشست مدتي به ابديت چشم دوخت و با محبوب خويشنجوا كرد، امّا ناگهان حضور كسي ترنم خوش او را بر هم زد. صداي پايي شنيد؛ نرم وسبكبال. به روبرو نگاه كرد. نگاهش به جواني افتاد، جواني زيبا. «…فَأَرسَلنا إليهاروحَنا فتمثّل لها بشراً سوياً؛ ما جبرييل را نزد او فرستاديم، (جبرييل) چون آدميمعتدل(راست قامت) بر او ظاهر شد». مريم، دچار دهشت شد. جوان كه بود؟ از كجا آمده وچرا به سراپرده او پا گذاشته بود؟ او كه همه درها را بسته و پرده را آويخته بود؟! قالت: إنّي أعوذ بالرحمن منكَ إن كنت تقياً؛ (مريم) گفت: من از تو ـ‌اگر پرهيزگارباشي‌ـ به خداي رحمان پناه مي‌برم(سوره مريم، آيات16 تا‌18). كنايه از اينكه اگر تومرد مؤمن و پرهيزگاري باشي نبايد به خلوت‌سراي من پا بگذاري. به جمله «إن كنتَتقياً» دقت كنيم؛ دقّت در اين عبارت اين نكته ظريف را مي‌آموزد كه تقوا وپرهيزكاري، بستر و زمينه‌اي است كه در آن، هيچگاه ميوه خلوت‌گزيني نمي‌رويد و اگرروييد از چنين ميوه و ثمره‌اي بايد به خداي رحمان پناه برد. «قالت إنّي اعوذبالرحمن؛ گفت: پناه مي‌برم به خداي رحمان». شايد رمز تعبير به «رحمان» (از ميانهزاران صفتي كه خدا دارد) آن
باشد كه خلوت‌گزيني زن و مرد نامحرم در يك مكان ـ‌كهكس ديگري نتواند در آن مكان راه يابد‌ـ داراي آفات و شروري است كه در صورت ابتلاشدن، بايد تنها با توسل به رحمانيت خدا آنها را جبران كرد.
همين نكته در سوره يوسف با زباني ديگر و از زبان يوسف بازگو شده است. هنگامي كهيوسف از دام‌هاي متعددي كه زليخا بر سر راه عفاف و تقواي او گسترده بود، رهايي يافتباز هم خود را تبرئه شده نمي‌دانست و شيطان نفس را همواره در كمين مي‌ديد. مگر آنكهخدايش به او رحم كند. «وَ ما أُبرّئ نَفسي إنَّ النّفس لَأَمّارة بالسّوء إلّا مارَحِمَ رَبّي؛ (يوسف گفت:) من خود را تبرئه نمي‌كنم كه نفس انساني پيوسته به بديهافرمان مي‌دهد، مگر آن كه پروردگارم رحم كند».(سوره يوسف، آيه52) در اينجا نيز يوسفبراي رها شدن از دام خلوتي كه زليخا برايش گسترده است از رحمانيت خدا مددمي‌گيرد.
يكي از مفسران در توضيح آيات سوره مريم مي‌گويد: اين(دختر) همان بانوي پاكي استكه وقتي مردي ناگهان پا در خلوت‌سراي او مي‌گذارد، بر خود مي‌لرزد و به وحشتمي‌افتد و به خدا پناه مي‌برد. در سايه اين آموزش‌هاي آسماني، تكليف بسياري ازانواع ارتباطات در زندگي روزمره دختران و پسران و زنان و مردان روشن مي‌گردد. مثلاًآيا يك پزشك مي‌تواند با بيمار خود از جنس مخالف خلوت كند؟ آيا مدير يك شركتمي‌تواند با منشي خود ساعت‌هاي طولاني پشت درهاي بسته به تنهايي به تبادل و مشاورهبپردازد؟ آيا رياست دانشكده و يا استاد دانشگاه حق دارد با دانشجوي خود از جنسمخالف خلوت كند؟ البته صورت مسأله در همه اين موارد آنجايي است كه اين خلوت كردن وسخن گفتن؛ پيرامون مسايل علمي، تخصصي و كاري باشد وگرنه علاوه بر حرمت خلوت گزيني،قلمروهاي ديگر حرام را نيز در بر مي‌گيرد. آيا دختر و پسر نامحرم مي‌توانند بطورهم‌زمان در يك آسانسور سوار شده از طبقه‌اي به طبقه ديگر همراه و هم‌نفسباشند؟!

پاسخ همه اين پرسش‌ها را از همان دو شرطي كه در تعريف خلوت‌گزيني آمد مي‌تواندريافت كرد. توضيح آنكه در همه اين موارد اگر شرايط به گونه‌اي باشد كه كسي جز آندو در آن مكان نباشد و امكان ورود شخص ديگري عملاً ممكن نباشد، ماندن آنها در آنمكان، مقبول و مرضي نظر شارع نخواهد بود
اينها درس‌هايي است كه در اين ديدار، از بارش آيات الهي در سوره مريمفرا‌مي‌گيريم.
دوست دارم در اينجا سؤالي را مطرح كنم و به همه جواناني كه با ذهني باز و فكريژرف به قرآن روي مي‌آورند ـ‌و داروهاي دردهاي فردي و اجتماعي خويش را از كوثر قرآنمي‌جويند‌ـ تقديم كنم: آيا دختران و پسران معاصر حضرت مريم(س) ماهيتي غير ازجوانان معاصر ما داشته‌اند؟ آيا الگويي كه قرآن از اين بانوي پاك ـ‌در سوره‌مريم‌ـفراروي ما مي‌گذارد، با پيشرفت زمان و تحول تاريخ كهنه مي‌شود؟ آيا پيشرفت‌هايشگفت‌انگيز دوران صنعتي و فراصنعتي و عصر ارتباطات و دهكده جهاني توانسته است ماهيتدختران و پسران و نهاد و فطرت و غريزه زنان و مردان را بگونه‌اي متحول كند كه ديگرتحت جاذبه هيچ غريزه‌اي قرار نگيرند و مسأله ارتباط دختر و پسر خود به خود حل شدهباشد؟
اين گفتار را با پندي از شيطان به پايان مي‌بريم كه هيچگاه دست از اغواگري وفريبكاري مردان راه برنمي‌دارد، چه رسد به ما كه هنوز در آغاز راهيم. قال ابليسلموسي(ع): لاتخل بامرأة لاتحلّ لك فانّه لايخلو رَجُل بامرأةٍ لاتحلّ له الّا كنتُصاحبه دون اصحابي؛ ابليس به موسي(ع) گفت: هيچگاه با زني كه محرم تو نيست خلوت مكن،زيرا هيچ مردي با زن نامحرم خلوت نمي‌كند مگر آن كه من (خودم كه ابليس هستم و نهدوستان ديگرم) دوست و مصاحب آن دو خواهم بود.(

عوامل زمينه ساز در ايجاد روابط نامناسب بين دختر و پسر
1ـ گرايش غريزي به جنس مخالف :
غريزه يكي از عناصر تشكيل دهنده وجود آدمي است ونقش مهمي در گرايش دو جنس مخالف دارد .
2ـ احساس نياز ونداشتن پشتوانه عاطفي :
اگر فرد در ميان دوستان وخانواده به امنيت روحي نرسد وخانواده نتواند نياز دوست داشتن ودوست داشته شدن فرد را پاسخ گويد ، او به ارتباطي كه اين نياز او را پاسخ دهد ، تن مي دهد .
3ـ ضعف اعتقادات وباورهاي ديني :
اگر پسـران و دختـران به هيچ يك از آئين ومقررات موجود در دين پاي بند نباشند براي روابط خود محدوديتي قايل نمي شوند .
4ـ عدم رشد اخلاقي :
آزاد گذاشـتن فرزند در ايجـاد رابطه با جنس مخالف ويا بر عكس عدم آموزش ارتباط هاي صحيح و …. مي تواند زمينه ساز روابط نادرست باشد .
5ـ حس بي خيالي وشانه خالي كردن از بند تعهدات  :
بي انگيزگي وبي تعهدي مي تواند عاملي براي ايجاد روابط نادرست باشد چرا كه اگر جوان قانون هاي ديني ، اجتماعي و اخلاقي را فقط مانع بداند ، براي برداشتن آنها اقدام مي كند .
6ـ بي برنامگي ،بيكاري ،يكنواختي واحساس حقارت وخودكوچك بيني :
شروع بسياري از ارتباط ها از روي بيكاري وبراي وقت گذرندان مي باشد وگاه دختران وپسران احساس مي كنند  ادعاي داشتن چنين روابطي مي تواند آنها را در ميان دوستانشان داراي منزلت واحترام كند .
7ـ تعصبات خشك خانوادگي ومحدوديت هاي بي مورد :
مراقبتهاي بي مورد و محدود كننده ، پوشش هاي محدود كننده اجباري كه بدون هيچ توجهي به عنوان لباس رسمي خانواده به فرد تحميل مي شود  عدم توجه به بلوغ جسمي وفكري فرزند و گاه ضرب وشتم ها … مي تواند زمينه ساز اين مساله باشد كه جوان به محض رسيدن به رشد خاصي ، اين بندها را پاره كرده و خود را از قيد تعصبات رها كند .
8ـ تهاجم فرهنگي ، آزادي وعدم نظارت اجتماع :
اين عامل به خصوص در سالهاي اخير سهم مهمي در ايجاد روابط نادرست داشته است .
9ـ عوامل سياسي خط دهي شده از سوي دشمنان :
غافل كردن جوانان ، بي انگيزه كردن آنها ،راحت طلب بار آوردن و بي توجه نمودن آنها به مسائل روز جامعه از اهداف اصلي دشمن است كه با فراهم كردن زمينه هاي فساد وروابط نادرست به اين هدف مي رسند .
10 ـ فقر :
اين عامل يكي از مسائل مهم اجتماعي است كه در چند سال اخير به شدت مورد توجه بوده و مي تواند به عنوان يكي از عوامل اصلي ايجاد روابط نامناسب باشد .
آسيب هاي ناشي از روابط نامناسب بين دختر وپسر
1ـ ديد باز جوانان نسبت به اطراف وجامعه ازبين مي رود ، جوان هميشه درگير ارتباطي است كه داشته ، ديگر نمي تواند نسبت به مسائل مربوط به جامعه و … با ديد باز نگاه كند .
2ـ افكار جوانان منحرف مي شود وديگر آن ذهن سالم را از دست مي دهند .
3ـ به خاطر ايجاد زمينه براي چنين روابطي ، آزادي از ديگر جوانان گرفته مي شود .
4ـ مقام ها وارزش ها ي انساني پايين مي آيد .
5ـ اراده ها سست واعتمادها از بين مي رود .
6ـ مانع پيشرفت علم مي شود .
7ـ وقت ،هزينه وانرژي زيادي صرف اين روابط مي شود كه در جاي مناسب بسيار مفيدند .
8ـ انحرافات اخلاقي در جامعه گسترش مي يابد .
9ـ به دليل سرخوردگي هاي روحي ،گرايش به اعتياد رواج مي يابد .
10ـ بيماري جديد شيوع مي يابند .
11ـ راه تكامل ورسيدن به سعادت بسته مي شود .
12ـ كانون هاي خانوادگي از هم مي پاشد .
13ـ بي بند وباري بر اثر فرار دختران و ….. افزايش مي يابد .
14ـ كم كاري وسستي در مسئوليت هاي محوله به آنان ايجاد مي شود و..
و در نهايت جامعه با جواناني روبرو مي شود كه بر اثر نداشتن اطلاعات وآموزش ، به بيراهه رفته اند .
جايگاه دين و باورهاي مذهبي در تنظيم روابط صحيح

اسلام كامل ترين دين است وبراي تمام مسائل زندگي ،اصولي را معين كرده كه بسيار شيرين وجالبند . برنارد شاو نويسنده معروف انگليسي گفته است :" من هميشه نسبت به دين محمد(ص) به واسطه خاصيت زنده بودن عجيبش نهايت احترام را داشته ام به نظر من اسلام تنها مذهبي است كه توافق وتسلط بر حالات گوناگون وصور متغير در زندگي ومواجهه با قرون مختلف را دارد ." (1)
هر چند ظاهر آيات وروايات وتعاليم اسلامي ممكن است سخت گيرانه ومحدود كننده باشد اما با كمي دقت مي توان  در يافت كه تنها راه سعادت ،پيروي از اين دستورات است .
اسلام به 3 عامل اصلي كه جرقه هاي برقراري ارتباط را ايجاد مي كند تاكيد فراوان دارد : نوع نگاه ، نوع كلام ، و نوع پوشش .
نگاه ، قدم اول در ايجاد ارتباط
اسلام نگاه دو نامحرم را به هم حرام مي كند ،اكثر فقها ي شيعه قائل به اين مساله هستند كه نگاه به نامحرم بدون ريبه ولذت يكبار حلال است ( فقط به صورت وسر انگشتان تا مچ دست زن ) وتكرار جايز نيست .
در جامعه امروز با توجه به كثرت ارتباط ها واصل اجتناب ناپذير ارتباط ، براي گذراندن امورمختلف اداري ، درسي ، و... نمي توانيم منكر هر ارتباطي باشيم وهر رابطه اي را ممنوع اعلام كنيم ؛ ولي بايد به مواردي كه اسلام مطرح كرده مقيد باشيم . در نگاهها ونوع نگاه كردن به نامحرم در زمان صحبت ،ويا انجام كار و .. دقت كنيم  تا خداي ناكرده مرتكب گناه نشويم واز طرفي باعث بر قراراي ارتباط اضافه وبه شكل نادرست نشويم وبدانيم نگاه هاي ناپاك آفت ارتباط ها ست .
ارتباط كلامي
قرآن صريحا به زنان مي فرمايد : " فلا تخضعن بالقول " يعني به گونه اي هوس انگيز صحبت نكنيد .
پس زنان موظفند در هنگام صحبت كردن با مرد بيگانه از هر نوع صحبتي كه موجب لذت نامحرم شود خودداري كنند ، در هنگام سخن گفتن صداي خود را تغيير ندهند وآن را خوشايند نكنند ، خواهران ،در دانشگاهها ،كلاس هاي درس ، اداره ها ومحيط هاي كار ،خيابان  و.. مراقب باشند تا ارتباط آنها به شكل نادرست تبديل نشود وعواقب سوء متوجه آنان نشود .
پوشش
حجاب يعني پوشش در مقابل نامحرم ، اينجا اين سؤال مطرح است كه پوشش صحيح چه نقشي در جلوگيري از روابط ناصحيح وسپس فساد هاي اجتماعي دارد؟
با نگاهي گذرا به جامعه به راحتي مي توان نقش پوشش را در اين رابطه فهميد دختران وزناني كه با لباس هاي چسبان وبا رنگ هاي زننده وانواع آرايش وعطر و … در جامعه حاضر مي شوند را ببينيد . آيا مركز نگاههاي اطرافيان نمي شوند  از اين نگاهها فكر مي كنيد چند نگاه پاك و سالم باشد ؟ تفاوت نگاهها را حتما مي بينيد . و حتما دختراني را با اين اوصاف - ديده ايد  كه مورد حمله مرد بيگانه اي قرار مي گيرند و وقتي با متلك پراني و… مواجه مي شوند عكس العمل نشان مي دهند ، وقطعا عده اي ناراحت مي شوند  پس  آنان اين وضع  را نمي پسندند  ولي نوع پوشش آنان موجب تجريك مردان در جامعه مي شود .
ايـن مسأله هم قابل ذكـر است كه دختران ممكن است بر اثر پوشش نامناسب موجبات تحريك مرد را فراهم كنند و بي آنكه ميلي به ارتباط داشته باشند ، مورد حمله گرگان جامعه قرار گيرند .
البته اگر خوش بينانه به اين قضيه نگاه كنيم مي توانيم بگوئيم كه تنها چند درصد از اين روابط ( كه به اين نوع شروع مي شوند ) به ازدواج منتهي مي شود ( اگر در نظر بگيريم كه دختر وپسر در هيچ مرحله اي  پا را از حدود و قوانين  عرف ، شرع ، اخلاق و وجدان فراتر نمي گذراند )
در ذكر اين مطلب نيز ضروري است كه زماني كه از ارتباط سخن به ميان مي آيد ، هر نوع تعامل وبرخوردي مد نظر است . و زماني كه سخن از منع روابط به ميان مي ايد منع رابطه سالم دانشجو با همكلاسي ، خريدار از فروشنده ، ونظير اينها نيست سخن از ارتباط هايي است كه بر قرار مي شود ، بدون آنكه شرع ، وجدان و عقل ما به عنوان ناظر بر روابط ما قرار گيرد .
حسن ختام كلام خود را كلمات نوراني قرار مي دهم باشد كه هميشه چراغ راهمان باشد :
" هيچ كس خوشبخت نشد مگر با به پاي داشتن ورعايت حدود خداوند وهيچ كس بدبخت نشد مگر با ضايع كردن رعايت آنها "
بررسی روابط دختر و پسر در فرانسه:
عكس العملهايي كه با لهجه غليظ خود در برابر هر تابلو نشان مي دهد، نگاههاي افراد حاضر در گالري را به خود جلب كرده است. ما هم كه دربدر به دنبال سوژه مي گرديم، به طرف او مي رويم. خود را «فرانك كازوبون» و اهل فرانسه معرفي مي كند كه البته اين از لهجه او كاملا واضح است. 25 ساله و مجرد است و تحصيلات خود را در رشته تاريخ به پايان رسانده است. چند سالي است كه به جهانگردي مشغول است و از اكثر كشورهاي اسلامي نيز ديدن كرده است. از سفر يه ايران هم به گفته خودش خيلي راضي است و مهمتر اينكه دعوت ما را براي يك گپ دوستانه با روي باز مي پذيرد.
- آيا خط قرمز يا قانون نانوشته‌اي براي روابط دو جنس در غرب وجود دارد؟
- البته محدوديتها، احترام به انسانهاست... براي اغلب مردم، اين امري بسيار زشت است كه وقتي خودت همسر داري يا با كسي دوست هستي، با فرد ديگري ارتباط برقرار كني.
- آيا در فرهنگ غربي لفظ «دوست دختر» يا «دوست پسر» لزوما به معناي داشتن روابط جنسي با يكديگراست؟
- بله، مثلا من با دوست دخترم روابط جنسي دارم و اين بخشي از زندگي مردم است؛ ما نبايد حتما ازدواج كنيم. بله، مردم روابط جنسي دارند و در زندگي ما روابط جنسي به معناي بچه‌دار شدن نيست و تمام دختران از قرص و دارو استفاده مي‌كنند.
- مقایسه روابط دختر و پسر در غرب و به طور اخص فرانسه و کشورمان ایران:
-  در كشور فرانسه روابط خيلي خيلي ساده‌تر است؛‌همه كار براي دخترها آسان‌تر است چون ما مي‌توانيم كلي با هم صحبت كنيم و آنها آزادتر هستند؛ پس اگر يك دختر بخواهد بيرون برود، لازم نيست از پدر و مادرش اجازه بگيرد. خيلي از آدمها، منظورم دخترها و پسرهاست،  قبل از ازدواج با همديگر زندگي مي‌كنند و با هم روابط جنسي هم دارند: يك زندگي كامل. ازدواج چيزي پس از اين است... خوب، شايد بتوان گفت كه زمان بيشتري براي شناخت يكديگر پيش از اتخاذ تصميم مهم ازدواج است و هر دو زمان خوبي برای شناخت دیگری دارند. فرض كنيد اگر دختري از يك پسر خوشش بيايد، نمي‌تواند قدم اول را بردارد. نمي تواند بيايد و بگويد من از شما خوشم مي‌آيد،‌بيا با هم باشيم و بيرون برويم... نمي‌دانم اينجا چگونه است! فكر مي‌كنم در اينجا اگر دختري بيايد و با شما صحبت كند با خود فكر مي‌كنيد كه دختر بدي است.
- نه، البته اينطور نيست؛ همكلاسي ها به عنوان مثال معمولا روابط دوستي مناسبي با هم دارند. از طرفديگر،‌همانطور كه مي‌داني، در اسلام فرض بر اين است كه زنان، يا بگوييم جنس مونث، جنس لطيف هستند و بايد به آنها احترام گذاشته شود؛‌ چنين جايگاهي براي آنان متصور است. ضمن اينكه در اسلام گفته شده است كه نبايد با زنان صرفا به خاطر زنانگي و با توجه به آن برخورد كرد، آنها انسان هستند و پيش از زن بودن جايگاه انساني دارند. اين شخصيت ويژه زن است و ما اين را برابري مي‌دانيم.
- بله، من كتابهايي درباره اسلام مطالعه كرده‌ام. من در كتب خوانده‌ام كه هر زني در فرهنگ اسلامي مادر، خواهر يا فرزند دختر و چنين چيزي است. فكر مي‌كنم روابط خانوادگي در اسلام از اهميت بسيار بالايي برخوردارند و البته اغلب ساختار مرد سالار دارند؛ خوب من فقط مي‌توانم بگويم كه در دين و فرهنگ من،‌ همينگونه است. در فرانسه، از سال 1968، كه تاريخ بسيار مهمي براي ماست و حدود 35 سال از آن زمان مي‌گذرد، موقعيت زنان تغيير كرده است و آنها وارد بازار كار و تجارت مي‌شوند؛ امروزه تمام زنان كار مي‌كنند تا استقلال مالي داشته باشند و توانسته‌اند پستهاي بالاي مديريتي و برخي موقعيتهاي رسمي مهم را بدست بياورند.
- چگونه است كه افراد هم پيش از ازدواج و هم پس از ازدواج با هم رابطه جنسي دارند و هيچ تفاوتي ندارد؟!
- نه هيچ تفاوتي ندارد، زيرا قبلا ازدواج يك عهد ديني و مذهبي بود، اما از آنجاييكه فرانسه كشوري لاييك است ازدواج به معناي رفتن به تالار اصلي شهر يا شهرداري است و در آنجا مي‌گويند: شما زن و شوهر هستيد؛ و بنابر اين قضيه تنها در حد يك كاغذ است و اگر فردي مذهبي باشيد مي‌توانيد به كليسا هم برويد، ولي اين يك كار تشريفاتي است. خيلي از آدمها ازدواج مي‌كنند، مثلا من دختري را مي‌بينم و ممكن است دو يا سه سال با هم زندگي كنيم... البته در يك خانه و در يك زندگي كامل؛ همه چيز مثل يك زندگي زناشويي واقعي است: رابطه جنسي هم هست. اغلب اوقات زوجها زماني تصميم به ازدواج مي‌گيرند كه انتظار فرزند اولشان را مي‌كشند؛ اين هم بدين خاطر است كه گرفتن شناسنامه راحت‌تر باشد... و خوب،‌ براي خيلي‌ها، ازدواج تنها يك جشن زيباست.- بله، برخي افراد، يعني مسيحيان، مثل شما فكر مي‌كنند؛ براي اغلب آنها، البته نه من، اين مهم است كه دختر اسمش عوض مي‌شود و اين را تغيير بزرگي مي‌دانند. اما بنظرم چيزي تغيير نمي‌كند. در واقع، پيش از ازدواج با هم زندگي مي‌كرده‌ايد و بعد از آن هم با هم زندگي مي‌كنيد و هيچ چيز تغييري نكرده است.


منابع :


 
طراحی سایت : سایت سازان