میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

بررسي مقايسه هوش هيجاني زنان ومردان


کد محصول : 1000145 نوع فایل : word تعداد صفحات : 69 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 403

فهرست مطالب و صفحات نخست





بررسي مقايسه هوش هيجاني زنان ومردان

فهرست
مقدمه
بيان مسئله
اهميت و ضرورت تحقيق
اهداف ، فرضيه و متغيرهاي تحقيق
فصل دوم(پيشينه ادبيات تحقيق)
هيجان چيست؟
رابطه هيجان با انگيزيش
زيست شناسي و شناخت
ديدگاه شناختي
وظايف اجتماعي
ترس
خشم
نفرت غم
شادي
علاقه
ابعاد شناختي هيجان
ارزيابي
فصل سوم (روش تحقيق)
جامعه مورد مطالعه
حجم نمونه
روش نمونه گيري
روش تحقيق
مشخصات آزمون هيجاني باران
ابزار اندازه گيري
معرفي آزمون هوش هيجاني باران
نحوه نمره گذاري
فصل چهارم(يافته ها و تجزيه و تحليل داده ها)
مقدمه فصل چهارم
فصل پنجم(بحث و نتيجه گيري)
محدوديت ها
پيشنهادات
منابع و مؤاخذ
بررسي مقايسه هوش هيجاني زنان ومردان كارمند شهر قزوين
فصل اول
كليات تحقيق
مقدمه
هيجان ما بسيار پيچيده تر از آن هستند كه ابتدا به چشم مي خوردند . در هنگام اول همگي هيجان ما را به عنوان احساس مي شناسيم ما شادي وترس را مي شناسيم زيرا جنبه ي احساسي آنها طبق تجربه ي ما خيلي با ند هستند وقتي با تهديديمواجه مي شويمترس يا به سمت هدفي پيشرفت مي كنيم (شادي )تقزيباًغير ممكن است كه متوجه جنبه ي احساسي هيجان نشويم . اما به همان صورتي كه بيني بخشي از صورت است ،احساس نيز فقط جزئي از هيجان است ،هيجان ما چند بُعدي هستند . آنها به صورت پديده هاي ذهني ،زيستي ،هدفمند واجتماعي وجود دارند ،هيجان ها تا اندازه اي احساس هاي ذهني هستند به اين صورت كه باعث مي شوند به شيوه خاصي ،مثل عصباني يا خوشحال ،احساس كنيم امّا هيجان ها واكنش هاي زيستي هستند زندگي پر از چالش ها ،استرس ها ومشكلاتي است كه بايد حل شوند وهوش هيجاني به عنوان راه حلهايي براي اين چالش ها ،استرس ها ومشكلات وجود دارند ،هيجان ما با هماهنگ كردن احساسات ،بر انگيختگي ،هدف وبيانگري فر‌آيندهاي هيجان وضعيت ما در ارتباط با محيط امان تثبيت مي كنند دليونيسون (1999 ) وما را به پاسخهاي اختصاصي وكار آمدي مجهز مي كند كه با مسايل بقاي جسماني واجتماعي متناسب هستند بر خي اعتقاد دارند كه هوش هيجاني هيچ هدف مفيدي ندارد به نظر آنها هيجانها فعاليت جاري را مختل مي كند ،رفتا را آشفته مي كنند وعقل ومنطق را از ما مي گيرند هَپ (1948).مندله  (1984)اين پژوهشگران هيجان وهوش هيجاني معتقدند كه هيجانها هزاران سال قبل وظايف تكاملي سهمي داشتند اما در دنياي مدرن امروزه ديگر اين وظيفه را ندارند اين موضوع با اين اظهار نظر كه هيجان قبل از رفتار واقع مي شوند تا به سازگاري با شرايطي كه مواجه مي شويم كلك كنند در تضادهاي آشكار قرار دارند . وهمه قبول دارند كه هيجانها به نحوي كه فكر ،احساس ورفتار مي كنيم تأثير دارند ،بنابراين مسئله اين است كه آيا هيجانها سازگارند وكار كردي هستند يا ناسازگارند وغيركاركردي علت اينكه مرد وجناح مسئله (كاركردي در برابر غير كاركردي )معني دارند اين است كه هر درست هستند ،هيجانها هم شاهكار طرح تكاملي هستند به هوش هيجاني انسان در غالب طرح دو سيستمي عمل مي كند ،جنبه ي زيستي سيستم هيجان جنبه اي است كه انسانها با ساير حيوانات در آن سهيم اند وآن بخشي از سيستم هيجان است كه براي حل كردن تكاليف اساسي زندگي تكامل يافته است چون تعداد كمي از تكاليف را تعاءاساسي هستند وسيستم هيجان وهوش هيجاني به صورت قالبي پاسخ مي دهد كه پاسخها محدود ،اما بسيار مناسبي را بيدج وهماهنگ مي كند واين شيوههاي قالبي پاسخ دهي به تكاليف اساسي زندگي همانهايي هستند كه در اول مطالب بيان كرديم .
(جان مارشال ريو به تأليف يحيي سيد محمدي .ص338.سال 1385)
بيان مسئله
همان گونه كه ارزيابي به آگاهي شناختي از هيجان كمك مي كند ،تعادل اجتماعي به آگاهي اجتماعي از هوش هيجاني كمك مي نمايد ،علاوه بر اين موقعيت اجتماعي –فرهنگي اي كه فرد در آن زندگي مي كند به آگاهي فرهنگي از هيجان كمك مي نمايد وروانشناسان اجتماعي ،جامعه شناسان و...ديگران معتقدند كه هيجان لزوماًپديده اي خصوصي زيستي ودرون رواني نيست .در عوض آنها باور دارند كه بسياري از هيجانها واستفاده از هوش هيجاني از تعامل اجتماعي وبستر فرهنگي سرچشمه مي گيرد وكساني كه ساختار فرهنگي هيجاني را بررسي مي كنند خاطر نشان مي سازند كه اگر فرهنگي را كه در آن زندگي مي كنند تغيير دهيد ،خزانه ي هيجاني شما نيز تغيير خواهد كرد براي مثال هوش هيجاني افرادي كه در مناطق مختلف زندگي مي كنند ممكن است با هم فرق كند وتأثير بسزا در تحصيل وپيشرفت آنها در تحصيلشان هم داشته باشد معمولاً مهمترين منبع هيجان روزمره ما افراد ديگر هستند وحل وفصل مشكلات خودمان وديگران وقتي با ديگران تعامل مي كنيم در مقايسه با زماني كه تنها هستيم يعني از هوش هيجاني بيشتر استفاده مي كنيم اگر رويدادها وتجربياتي را دنبال كنيم كه باعث شوند واكنش هيجاني داشته باشيم باعث مي شود كه به فكر بيفتيم كه هوش هيجاني به هيجان ما به كار افتاده است . ما در مقابل ديگران به اين نتيجه مي رسيم كه ديگران نه تنها باعث مي شوند كه هيجانها را درما ايجاد شوند بلكه به طور غير مستقيم از طريق اشاعه ي هيجان نيز بر ما تأثير مي گذارد وباعث مي شود ما از طريق هوشي وارد عمل مي شويم (بهادري .1384.ص98).
اهميت وضرورت تحقيق
اهميت مسأله
هنگامي كه تعامل اجتماعي نه تنها خود را در معرض تأثير هوش هيجاني قرار مي دهيم بلكه در موقت گفتگويي قرار مي گيريم كه فرصتي را براي تجربه كردن در باره ي تجربيات هيجاني گذشته فراهم مي آورد فرآيندي كه به آن سهيم شدن اجتماعي در هيجان مي گويند ،سهيم شدن اجتماعي در گفتگوهاي هيجاني معمولاًزماني كه همراه افراد صميمي هستيم صورت مي گيرد وقتي افراد در هيجان هم سهيم مي شوند معمولاًاين كار را با گزارش كامل آنچه در طول رويداد هيجاني اتفاق افتاده است معني آن واحساسي كه فرد در حين ان داشته باشد را انجام مي دهند شنونده همدل ،هنگام سهيم شدن اجتماعي در هيجانها مي تواند حمايت با كمك فراهم كند پاسخ ها به كنار آمدن را تقويت نمايد به تجربه ي هيجان مهني دهد وخود پنداره را تأييد كند ما از طريق همين سهم شدن هيجانات ،روابطي را براي زندگيمان حياطي هستند ،مثل پيشرفت تحصيلي ويا هرچه چيز ديگر بر قرار مي كنيم وآن را نگه مي داريم وتأثير هوش هيجاني وهيجانهايي ايجاد شده در آدمي مي تواند در رسيدن به موفقيت تأثيري داشته باشد وبا استفاده از آزمون وبررسي آن بر روي كارمندان زن ومرد شهر قزوين پرداخته ايم .(مهدوي رادمندي .سال 1387.ص96)
اهداف تحقيق :
هدف از تحقيق حاضر مقايسه هوش هيجاني در بين زنان ومردان كارمند شهر قزوين مي باشد .
فرضيه تحقيق :
 بين هوش هيجاني زنان كارمند ومردان كارمند تفاوت معني داري وجود دارد .
متغيير هاي تحقيق :
هوش هيجاني :متغيير وابسته
جنسيت :متغيير مستقل
تعاريف عملياتي ونظري در رابطه با واژ ه ها ومفاهيم
تعريف نظري :
هوش هيجاني :عبارتند از يك كيفيت ذهني وپديدار شناختي بي همتا است كه جهت تكميل سيستم انگيزشي انسان است كه مي تواند نشأت گرفته از تجربه ها وابعاد هيجاني ديگر جهت رسيدن به هدف اصلي وكلي در زندگي (سيد يحيي محمدي .سال 1385.ص92)
تعريف عملياتي :
در پژوهش حاضر هوش هيجاني با استفاده از آزمون بار اِن اندازه گيزي مي شود .

فصل دوم
پيشينه ي ادبيات تحقيق

هيجان چيست ؟
هيجانها بسيار پيچيده تر از آن هستند كه ابتدا به چشم مي خورند .در نگاه اول ،همگي هيجان ها را به عنوان احساس ،مي شناسيم . ما شادي وترس را مي شناسيم زيرا جنبه ي احساسي آنها طبق تجربه ي ما خيلي بارز هستند .وقتي با تهديدي مواجه مي شويم (ترس )يا به سمت هدفي پيشرفت مي كنيم (شادي )،تقريباًغير ممكن است كه متوجه جنبه احساسي هيجان نشويم . اما به همان صورتي كه بيني بخشي از صورت است ،احساس ها نيز فقط جزئي از هيجان هستند .
هيجان ها چند بُعدي هستند . آنها به صورت پديده هاي ذهني ،زيستي ،هدفمندواجتماعي وجود دارند (ايزارد،1993).هيجانها تا اندازه اي احساس هاي ذهني هستند ،به اين صورت كه باعث مي شوند به شيوه ي خاصي ،مثل عصباني يا خوشحال ،احساس كنيم . اما هيجان ها واكنش هاي زيستي نيز هستند ،يعني ،پاسخ هاي بسيج كننده ي انرژي كه بدن را براي سازگار شدن با هر موقعيتي كه فرد با آن مواجه شده ،آماده مي كنند . هيجانها هدفمند هم هستند ،خيلي شبيه گرسنگي كه هدف دارد . براي مثال ،خشم ،ميل انگيزشي براي انجام دادن كاري ،مانند جنگيدن با دشمن يا اعتراض كردن به بي عدالتي درما ايجاد مي كند كه در غير اين صورت چنين نمي كرديم . هيجانها پديده هاي اجتماعي نيز هستند . وقتي هيجان زده مي شويم ،علايم قابل تشخيص چهره اي ،ژستي وكلامي مي فرستيم كه ديگران را از كيفيت وشدت هيجان پذيري ما با خبر مي كنند (مثل
حركت ابروها ،لحن صدا ).
با توجه به اين چهار ويژگي هيجان معلوم مي شود كه هيجان را نمي توان به روشني تعريف كرد . مشكل تعريف كردن هيجان شايد در ابتدا شما را متحير كند ،زيرا هيجانها در تجربيات روزمره ،خيلي سريع به نظر مي رسند . هر كسي مي داند كه تجربه ي شادي وخشم چگونه است بنابراين شايد بپرسيد ،«واقعاًمشكل تعريف كردن هيجان چيست؟»مشكل اين است :«تا وقتي از كسي خواسته نشده باشد هيجان را تعريف كند ،مي داند كه هيجان چيست »(فروراسل ،سال 1984).
هيچ يك از اين ابعاد مجزاي ذهني ،زيستي ،اجتماعي ،هيجان را به نحو شايسته اي تعريف نمي كند هريك از اين چهار بُعد فقط بر ويژگي متفاوت هيجان تأكيد دارد . براي شناختن وتعريف كردن هيجان ،بررسي هريك از چهار بُعد هيجان ونحوه اي كه بر يكديگر اثر متقابل مي گذارند ،ضرورت دارد . چهار بُعد (يا عنصر ) هيجان  در شكل 1-11نشان داده شده است . اين شكل چهار مستطيل را نشان مي دهد كه هر كدام با جنبه ي مجزا ي هيجان مطابقت دارد . عنصر احساسي ،به هيجان تجربه ذهني مي دهد كه معني واهميت شخصي دارد . هيجانهم از نظر شدت وهم از نظر كيفيت ،در سطح ذهني (يا «پديدار شناختي »)احساس وتجربه مي شود . جنبه ي احساسي در فر آيندهاي شناختي وذهني ريشه دارد عنصر انگيختگي بدن ،فعال سازي ذهني وفيزيولوژيكي ،از جمله فعاليت سيستم هاي خود مختار وهورموني را شامل مي شود كه رفتار مقابله كردن بدن را هنگام هيجان ،آماده وتنظيم مي كند انگيختگي بدن وفعال سازي فيزيولوژيكي به قدري با هيجان آميخته است كه اصلاًنمي توان فرد عصباني يا متنفر را كه بر انگيخته نباشد تصور كرد . وقتي هيجان زده مي شويم ،بدنمان براي عمل آماده مي شود واين آمادگي به صورت فيزيولوژيكي (ضربان قلب ،اپي نفري در جريان خون )ونظام عضلاني (حالت هوشيار بدن ،مشت گره كرده )مي باشد عنصر هدفمند ،حالت انگيزشي هدفمند به هيجان مي دهد تا براي مقابله كردن با شرايط هيجان آوري كه شخص مواجه شده ،اقدام لازم را انجام دهد . جنبه ي هدفمند توضيح مي دهد چرا افراد از هيجانشان بهره مند مي شوند كسي كه هيجان ندارد در مقايسه با ساير افراد در وضعيت اجتماعي وتكاملي نا مطلوبي قرار دارد . براي مثال ،تصور كنيد كسي كه توانايي ترس ،علاقه ،يا عشق ندارد از لحاظ بقاي اجتماعي وجسماني چقدر معلول است . عنصر اجتماعي –بيانگر ،جنبه ي ارتباطي هيجان است . تجربيات خصوصي حالتهاي بدن ژستها
 
آواگري ها ،و جلوه هاي صورت ،علني مي شوند . وقتي هيجان خود را ابراز مي كنيم به صورت غير كلامي به ديگران مي رسانيم چه احساسي داريم وچگونه موقيت موجود را تعبير مي كنيم .براي مثال،وقتي كسي نامه اي خصوصي را باز مي كند ،به صورت او نگاه مي كنيم وبه لحن صدايش گوش مي كنيم تا از هيجان او سردر آوريم .بنابراين  ،هيجانها كل وجود ما يعني ،احساسها ،انگيختگي بدن ،احساس هدفمندي وارتباطهاي غير كلامي را فعال مي كنند . باتوجه به اين مقدمه درباره چهار عنصر هيجان ،اكنون مي توانيم هيجان را به صورت مقدماتي تعريف كنيم . هيجانها پديده هاي احساسي –انگيختگي –هدفمند – بيانگر كم دوام هستند .كه به ما كمك مي كنند كه با فرصتها وچالشهايي كه هنگام رويدادهاي مهم زندگي مواجه مي شويم ،سازگار شويم .چونهيجانها در پاسخ به رويدادهاي مهم زندگي ايجاد مي شوند ،شكل 1-11مسيري از «رويداد مهم زندگي »به «هيجان »را در بر دارد . تعريف كردن هيجان خيلي پيچيده تر از تعريف «مجموع اجزاي آن »است .هيجان نوعي ساختار روان شناختي است كه اين چهار جنبه ي تجربه را در يك الگوي همزمان هماهنگ مي كند . به همين علت است كه اصطلاح «هيجان »در شكل 1-11 به صورت ساختاري مجزا از عناصر مفرد آن ،نشان داده شده است .
 
هيجان همان چيزي است كه عناصر احساس ،انگيختگي ،هدفمندي ،وبيانگري را در واكنشي منسجم به رويداد فراخوان تنظيم مي كند . براي مثال ،در مورد ترس ،رويداد فراخوان مي تواند شيبهاي تند اسكي باشد ،در حالي كه در اين واكنش ،احساس ها ،انگيختگي بدن ،اميال هدفمند ،وارتباط هاي غير كلامي علني را در بر دارد .بنابراين ،اسكي باز تهديد شده ،احساس وحشت مي كند (جنبه ي احساسي )،قلبش به تپش مي افتد (جنبه ي انگيختگي بدن )،شديداًميل دارد از خودش محافظت كند (جنبه ي هدفمند )،وچشمان پر تنش وگوشه هاي دهان به عقب كشيده شده نشان مي دهد (جنبه ي بيانگر ). اين عناصر هماهنگ ومتقابلاًحمايت كننده ،حالت واكنش پذيري به خطر محيطي را كه هيجان ترس است تشكيل مي دهند .
اين توصيف هيجان نشان مي دهد كه جنبه هاي مختلف تجربه ،مكمل وهماهنگ كننده ي يكديگر هستند (آوريل 1990؛لدوكس ،1989)براي مثال ،آنچه افراد احساس مي كنند با نحوه اي كه عضلات صورتشان را حركت مي دهند ،ارتباط دارد . براي مثال ،وقتي غذاي گنديده اي را مي بينيد ،نحوه اي كه بيني خود را چروك مي اندازيد ولب بالاي خود را منقبض مي كنيد ،به صورت يك سيستم احساسي – بيانگري منسجم ،هماهنگ شده اند . همين طور ،نحوه اي كه صورت خودتان را حركت مي دهيد ،با واكنش پذيري فيزيولوژيكي شما ،مانند پايين بردن ابرو وفشردن محكم لبها به هم ،با افزايش ضربان قلب وبالا رفتن دماي پوست ،هماهنگ است (ديويد سون وهمكاران 1990).
اين روابط متقابل وهماهنگي بين چهار عنصر متفاوت هيجان در شكل 1-11با خطوطي كه هر جنبه ي هيجان را به سه جنبه ي ديگر مرتبط مي كند نشان داده شده اند . فلش هاي دو طرفه نشان مي دهند كه براي مثال ،تغييرات در احساسها ،برانگيختگي بدن تأثير مي گذارد وهمان گونه كه تغييرات در انگيختگي بدن ،بر احساسهاتأثير مي گذارد . شكل 2-1از اصل انتزاعي كه در شكل 1-11نشان داده شده است ،مثالي عيني در اختيار مي گذارد . غم نوعي واكنش هيجاني به مواجه شدن با رويداد مهمي چون جدايي يا شكست است . اين احساس ناخوشايند برانگيختگي خموده ي بدن ،احساس هدفمندي براي دگرگون كردن جدايي وجلوه ي صورت مشخص غم ،تأثير مي گذارد تا ما را براي سازگار شدن با شرايط محيطي ،آماده كنند .«هيجان »واژه اي است كه روانشناسان براي ناميدن اين فرآيند هماهنگ شده وهمزمان به كار مي برند .

رابطه ي هيجان با انگيزش :
هيجانها به دو صورت با انگيزش ارتباط دارند . اولاًهيجانها يك نوع انگيزه هستند . هيجانها مانند همه انگيزه هاي ديگر (مثل نيازها ،شناختها )رفتار را نيرومند وهدايت مي كنند . براي مثال ،خشم منابع ذهني ،فيزيولوژيكي ،هورموني ،عضلاني را بسيج مي كند (يعني رفتار را نيرومند مي كند )تا به هدف خاصي ،مانند غلبه كردن بر موانع يا رفع بي عدالتي ،برسد (يعني رفتار را هدايت مي كند ). ثانياً،هيجانها به عنوان يك سيستم «نمايش »عمل مي كنند تا نشان دهد سازگاري فرد چقدر خوب يا بد پيش مي رود . براي مثال ،شادي از پيش روي به سمت هدفمان ،در حالي كه پريشاني از شكست خبر مي دهد .
هيجان به عنوان انگيزش :
اغلب پژوهشگران هيجان قبول دارند كه هيجانها به صورت نوعي انگيزه عمل مي كنند . اما برخي پژوهشگران از اين فراتر مي روند ومي گويند هيجانها سيستم انگيزشي نخستين را تشكيل مي دهند (تامكيتز ،1962،1963،1984؛ايزارد 1991). در طول 100سال تاريخ روان شناسي ،سايق هاي فيزيولوژيكي (گرسنگي ،تشنگي ،خواب ،ميل جنسي ،درد )بر انگيزاننده هاي نخستين محسوب مي شدند (هان ،1943،1952). محروميت از هوا نمونه اي از آن است . محروم شدن از هوا ،سابق فيزيولوژيكي ايجاد مي كند كه مي تواند توجه كامل فرد را جلب كرده ،عمل او را نيرومند كند ،ورفتار را به سمت هدف خاصي هدايت نمايد .بنابراين ،منطقي به نظر مي رسد كه نتيجه بگيريم ،محروميت از هوا،انگيزه اي قوي را براي اقدامات لازم جهت بدست آوردن هوا براي برگرداندن تعادل حياتي ،به بار مي آورد (به فصل 4 مراجعه كنيد ).


منابع :



منابع وماخذ

بیانی – احمد – روش تحقیق در علوم تربیتی – انتشارات نورسال 1384- تهران

بهادری –علی- هیجان و انواع آن – انتشارات راهبر سال 1386- تهران

پرهام – رسول – اضطراب وهیجان – انتشارات گل نور سال 1385- تهران

سعیدی – مهدی –هوش هیجانی – انتشارات بهادر سال 1382- تهران

دلاور- علی – آمار استنباطی – انتشارات رشد سال 1383 – تهران

دلاور- علی – روش تحقیقی در علوم تربیتی- انتشارات رشد سال 1382 –تهران

محمدی – سید یحیی – نظریه های روان درمانی – انتشارات سمت سال 1385-تهران

محمدی – سید یحیی – هوش هیجانی – انتشارات سمت سال 1385- تهران

مهدیخانی – محمود – هیجان و انگیزش – انتشارات سمت سال 1384 – تهران

نورالهی – محمد- انگیزش ،انتشارات سنی سال 1385- تهران

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان