میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

بررسي تاثير رنگها بر روي يادگيري و آموزش كودكان مقطع اول ابتدايي


کد محصول : 1000182 نوع فایل : word تعداد صفحات : 65 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 929

فهرست مطالب و صفحات نخست


 

بررسي تاثير رنگها بر روي يادگيري و آموزش كودكان مقطع اول ابتدايي

فهرست
عنوان                                             صفحه 
چكيده                                           1
فصل اول(كليات تحقيق)                               2
مقدمه                                          3
اهميت و ضرورت تحقيق                              6
طرق از بين بردن رفتار شرطي                             14
قانون تاثير و تقويت رفتار                                  24
تعميم يا انتقال يادگيري                             26
فصل دوم ( پيشينه و ادبيات تحقيق)                 33
تعريف روانشناسي                                 34
روان شناسي رنگ ها به عنوان روش درمان                    38
روان شناسي رنگ هاي مختلف                         39
فصل سوم(روش تحقيق)                             55
جامعه مورد مطالعه                             56
روش آماري مربوط به فرضيه ها                                 58
فصل چهارم(يافته ها و تجزيه و تحليل داده ها)             60
نمرات خام براي دو گروه دختران و پسران                 61
فصل پنجم (بحث و نتيجه گيري)                    66
پيشنهادات و محدوديت ها                              69
منابع و مؤاخذ                                       70
چكيده
هدف از تحقيق حاضر بررسي تأثير رنگها بر روي يادگيري كودكان مقطع اوّل دبستان شهرستان ابهر است كه فرضيه هاي عنوان شده عبارتند از تأثير رنگها بر روي يادگيري در دختران وپسران داراي تفاوت است وهمين طور رنگ زمينه دريا دگيري تأثير دارد كه ما بعد آماري عنوان شده عبارت از دانش آموزان مقاطع اول دبستان است كه با آمار بدست آمده 540 نفر است كه 50نفر به عنوان نمونه انتخاب شده وآزمون گر گردنياف رنگي برروي آنها اجرا گرديده است كه نتايج بدست آمده از طريق آمار استنباطي وواريانس دو عاملي جهت فرضيه اوّل مورد سنجش قرار داده شد همين طور جهت سنجش فرضيه دوّم وتأثير رنگ متن وزمينه بر روي يادگيري از روش آمار توصيفي وبدست آوردن فراواني ودرصد آن كه نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه بين تأثير رنگها برروي يادگيري دختران وپسران تفاوت وجود ندارد ودر حدود 42 درصد از دانش آموزان معتقدند كه رنگ زمينه مي تواند در يادگيري تأثير گذار باشد .

فصل اول

  مقدمه
همانطور كه اكثر روان شناسان ياد آوري كرده اند ،اولين سالهاي زندگي در رشد رواني – عاطفي كودك نقش بسيار مهّم دارد واريك اريكسون معتقد است كه كار اصلي شخص در جويان خردسالي غير از موارد ديگر ،يادگيري اعتماد است وبه نظر او در دوره خردسالي ،كودك ياد مي گيرد كه دنيا يا محل خوب ورضايت بخش است يا منبع ناراحتي ها وناكامي ها وهيجان هاي منفي است كه از ديدگاه اريكسون اوّلين موفقيت رواني – عاطفي كودك اين است كه ،بدون اضطراب وخشم شديد بپذيرد كه مادرش جلو چشمش دورتر رود پذيرش واين بر اثر پيش بيني مسائل بيروني صورت مي گيرد تعداد زيادي از روان شناسان مخصوصاًآنهايي كه تحت تأثير  سنت فرويدي قرار گرفته اند معتقدند كه اوّلين روابط كودك براي روابط بعدي امر با ديگران الگو قرار مي گيرد روان شناسان اهمّيت رشد عاطفي سالم را يادآوري كرده اند كه تمام اين مسائل نشأت گرفته از يادگيري در كودكي است كه مسائل عاطفي ،شناختي وحتي تأثير رنگها در اوان كودكي مي تواند ديدگاه كودك را تغيير دهد . توانايي وتأثير رنگ نيز بر روي يادگيري عمل نمادها را همراهي مي كنند كه اين تواناييها مخصوصاًدر بازي كودك تجلي مي كنند ومثلاًشكل تقليد تأخيري وبازي نمادين با رنگ مورد علاقه كودك مي تواند تأثير پذيري بيشتري داشته باشد كه رنگ به نوعي به روحيه ورشد شخصيت كودك مي تواند تأثير گذار باشد به طوري كه رنگهاي تند مثل قرمز وآبي در يادگيري بيشتر خود را نشان مي دهند .
         
بيان مسئله :
در طول مرحله حسي – حركتي يعني از بدو تولد تا دو سالگي كودك مخصوصاًمشغول كشف روابط بين حواس ،اعمال وپيامدهاي آنهاست كه ويژگي اصلي اين مرحله ،كشف پايداري شيءاست كه تأثير رنگ اشياءدر اين كشف پايداري اشياءمي تواند نقش بسزايي داشته باشد ،پايداري شيءوتثبيت رنگها در ذهن كودكان توانايي درك موجوديت يك شي‌ءبه رغم غير قابل رؤيت بودن آن كه در مرحله حسي و حركتي كودك با تحول تفكر ودر ك پايداري شيءوتأثير رنگ بر ذهنيت خود را مي تواند كم كم باور كند . وهمين طور مي تواند گفت كه روانشناسي رنگ بر روي يادگيري وتأثير آن بر ذهنيت كودك مي تواند نقش مهّمي داشته باشد كه به اين صورت رنگهاي اصلي به مانند قرمز وسبز وآبي مي تواند در سريع يادگرفتن نقش داشته باشد به اين شكل كه كودك هميشه به دنبال دنياي رنگي براي خود مي گشته است واين تأثير هم مي تواند در سريع يادگرفتن نقش داشته باشد كه حال اين رنگها به شاد بودن يا سياه بودن مي تواند تقسيم شود كه هر كدام يك نقشي مي توانند داشته باشند

سئوال مسئله :
1.آيا رنگ زمينه ومتن در يادگيري كودكان تأثير دارد ؟
2.آيا در تأثير رنگها بر يادگيري دختران وپسران تفاوت وجود دارد ؟
اهداف تحقيق :
هدف از تحقيق حاضر تأثير رنگها بر يادگيري كودكان است به اين صورت كه آيا رنگ آميزي در اشياءواشكال در كتابها وحتي رنگ آميزي در منزل ونوع رنگهاي استفاده شده مي تواند در يادگيري سريع كودك وآشنا شدن آن با وسايل ومحيط خانه واطراف نقش بسزايي داشته باشد و آيا محيط رنگي تأثيرش بيشتر از محيط سياه سفيد خواهد بود .

اهميت وضرورت تحقيق :
سازگاري هايي متعدد كودك موجب مي شود كه او از مراحل مختلفي بگذرد ،مراحلي كه ساخت تدريجي طرحوارتك  تازه را به همراه مي آورد اين ساخت هميشه بر اساس يك نظم قابل پيش بيني صورت مي گيرد كه به عبارت ديگر ،هر چند كه تجربه وآموزش مي توانند آهنگ عبور كودك از اين مراحل را تند يا كُند كنند هيچ چيزي نمي تواند نظم بنيادي آنها را بر هم بزند ويادگيري نقش بسزايي در زندگي كودكان داشته ودارند كه بستگي به عوامل تازه وجديدي هستند كه اين عوامل كه مي تواند مهّم جلوه كند تأثير رنگها در يادگيري كودكان است اينكه آيا در به ياد سپردن بسياري از مطالب واشياءمي توان رنگ وتأثير آن را مهّم دانست اميد است با پژوهش هاي انجام شده بتوان مراحل سريع يادگيري را در بين كودكان شناخته وسعي كنيم كه يادگيري براي كودكان به طور آسان وسهل انجام گيرد . كه اين تحقيقات در مراكز مهد كودك وخانواده مي تواند نقش بسزايي داشته باشد .

فرضيه تحقيق :
1.رنگ زمينه متن در يادگيري كودكان تأثير دارد .
2.تأثير رنگها بر يادگيري دختران وپسران تفاوت وجود دارد .

متغيير هاي تحقيق :
رنگها ←متغيير مستقل
يادگيري ←متغيير وابسته

تعاريف عمليات واژه ها ومفاهيم :

يادگيري عبارتند از توانائي بالقوه ونسبتاًپايدار كه فرد بر اثر ممارست وتمرين مي تواند به آن دست يابد وبالاخره عبارتند از نمره اي است كه آزمودني از آزمون مربوط به آموزش ويادگيري بدست آورده است.
تأثير رنگها عبارتند از تأثير ي كه رنگها بر آموزش ويادگيري كودكان مي تواند داشته باشد واينكه رنگها در آموزش وبه ياد سپردن اشياءومطالب مي تواند نقش مهمّي داشته باشد .
پيدايش اين آمادگي ارزش بخصوصي براي سازگاري او با محيط خواهد داشت ،زيرا بدين وسيله قادر مي شود تا بهتر با خود وديگران ارتباط برقرار كند .
هنگاهي كه كودك رشد مي كند از اهميّت رفتار شرطي در مورد او كاسته مي شود ورفتارهايي كه منجر به حل مسائل مي گردد  اهمّيت زيادتري پيدا مي كند روش اصلي كه در حل مسائل به كار مي رود ،به روش آزمايش وخطا مشهور است بر اساس اين روش خود دست به عملي مي زند ،اگر به نتيجه برسد آنرا ادامه مي دهد ،واگر مرتكب اشتباهي شد از ادامه آن خودداري كرده ،سعي مي كند راه ديگري را اتخاذ نمايد .
بعبارت ديگر ،اگر رفتاري سبب كسب پاداش شود ،اين رفتار محكم تر مي شود وامكان ادامه آن زيادتر است ،وبالعكس اگر رفتاري پاداش آور نباشد متروك مي شود . اين را «قانون»تأثير مي نامند . دانستن اصل واصول اين قانون براي فهم رفتارهاي عادي وغير عادي افراد بشر ضروري است .
«يادگيري براساس آزمايش وخطا»
در يادگيري به وسيله آزمايش وخطا ،آموزنده ظاهراًبدون اينكه نقشه وهدفي داشته ويا اينكه از رابطه ي ميان عملي كه مي كند ونتيجه ي آن ،مطلع باشد ،دست به آزمايش روشهايي مختلفي مي زند .
بنابراين رفتارهايي كه منجر به موفقيت شود تكرار مي شود وآنهايي كه با شكست روبرو گردد ادامه پيدا نمي كند . وبزودي از بين خواهد رفت وودوزت  حداقل شرايط يادگيري بوسيله ي آزمايش وخطا را به قرار زير مي پندارد .

«يادگيري وبهداشت رواني »
بشر گنجايش يادگيري را به ارث مي برد ،ولي تمام رفتارهاي او به غير از رفتارهاي انعكاسي ساده ،بر اساس يادگيري است . او مغز خود را به ارث مي برد ،ولي تمام معلومات وچگونگي روابط آنها را فرا مي گيرد ،او گنجايش تطبيق وسازش را از راه وراثت كسب مي كند ،ولي نوع سازش وطرقي را كه به اين منظور انتخاب ميكند ،در اثر تجربه اخذ مي نمايد . مثلاًگنجايش يادگرفتن زبان ارثي است ولي در اينكه شخص چه نوع زباني را صحبت مي كند . بستگي به آموزش و پرورش دارد . به همين منوال قدرت وگنجايش ايجاد عواطف واحساسات در افراد مورثي است ولي اينكه شخص دچار اختلالات عواطف واحساسات مي شود ارتباط زيادي به يادگيري دارد .
افراد انسان دائماًدر حال تطبيق وسازش با محيط خود هستند وهر اقدام به سازش مستلزم تغيير رفتارهاي قبلي وآموختن رفتارهاي جديدي است .
هنگامي كه در فرد رفتارهاي جديدي به منظور سازش با محيط ايجاد مي شود ماهيت اين سازش تحت تأثير نوع سازشهاي قبلي بويژه تحت تأثير پاداش يا تنبيه حاصله از آن در مي آيد . بنابراين رفتار بخصوص فرد را نه تنها در زمينه وقايع حاضر بايد سنجيد ،بلكه نسبت به رفتارهاي گذشته نيز بايد اندازه گيري كرد . هر فردي بر حسب مشخصات رواني خود عمل مي كند ؛بدين معني كه هيچ رفتار بشر بي علّت نيست ودر رفتارهاي اشخاص نوعي ثبات وتوالي وجود دارد كه مشخص كننده شخصيت وطرز زندگي آنهاست ،اگر چه شخصيت افراد دائماًمقول مي گردد ،ولي در پايه واساس آن تغييرات كلي داده نمي شود .

«روشهاي يادگيري»
در حال حاضر علم روانشناسي اطلاعاتي درباره ي چگونگي يادگيري ومقدار وشرايط آن در دست دارد وبه وسايل علمي مي تواند مقدار تغييري را كه بادگيري در رفتار به وجود مي آورد اندازه گيري كند ،ولي دانش ما درباره ي اتفاقاتي كه هنگام يادگيري در سلسله ي اعصاب روي مي دهد ،بسيار ناچيز است . وبا وجود اينكه قريب نيم قرن است كه آزمايشهايي در مورد رابطه ي يادگيري با سلسه ي اعصاب به عمل مي آيد ،هنوز به كشف مطالب قابل اهميتي نرسيده ايم . در حال حاضر نه روانشناسان فيزيولوژيكي قادر به پاسخ گويي به بسياري از پرسشها در اين زمينه هستند ونه متخصصان اعصاب ،ولي اميد است كه در آينده اين علما بتوانند پرده از بسياري مهّمات مربوط به يادگيري وسلسه اعصاب بردارند ،گذشته از اينها ما مي توانيم بدون اينكه اطلاعات كافي درباره ي تشكيلات سلسله اعصاب در دست باشد ،تحقيقاتي در زمينه هاي يادگيري انجام دهيم .

«پاسخ شرطي »

در اوايل قرن بيستم فيزيولوژيست روسي به نام پاولف مشاهده كرد كه بزاق دهان سگي كه مورد آزمايش است ،نه تنها در اثر غذا ترشح مي كند بلكه انگيزه هاي غير مؤثر ديگري نيز مانند آزمايش كننده ويا صداي پاي او (البته بعد از اينكه مدتي با غذا دادن به سگ توأم بوده است)سبب ترشح بزاق دهان سگ مي شود .
بر اساس اين مشاهدات ،پاولف آزمايش معرف خود را در شرطي كردن رفتار انجام داد . پاولف سگي را كه با آن آزمايش هايي انجام داده بود ، به چيزي بست ،سپس زنگي را به صدا در آورد وبعد از اينكه صداي زنگ چند ثانيه ادامه داشت غذا در دهان سگ گذاشت .
اين عمل چندين مرتبه تكرار شد وبتدريج يك پاسخ شرطي ايجاد گرديد ،به اين صورت كه بزاق دهان سگ بلافاصله پس از صداي زنگ ترشح مي شد . اين موضوع را مي توان چنين تشريح كرد كه به انگيزه اي كه از لحاظ بيولوژيكي در اصل خنثي وبدون اثر بود . به علت همجواري با انگيزه ي مؤثري .خاصيت برانگيختن پاسخ را به خود گرفت .
در اينكه رفتار شرطي در افراد انسان نيز صورت مي گيرد شكي نيست ودر رفتار روزانه نيز قابل مشاهده است . مثلاًمي دانيم كه فكر كردن درباره غذاي مطلوبي سبب «آب افتادن دهان» مي شود . اطفال ياد مي گيرندكه نسبت به بطري شير عكس العمل نشان دهند ،زيرا در فكر خود شكل آن را شير توأم مي كنند ،بسياري از عكس العمل هاي عاطفي را مي توان بر اساس شرطي كردن رفتار تشريح كرد ،بويژه اگر آنها را در زمان طفوليت يا كودكي آموخته باشند .
واتسن مؤسس مكتب رفتار گرايي توانست بر اساس شرطي كردن رفتار ،كودكي را آزموش بترساند در ابتداي آزمايش ،هنگامي كه موش را به كودك نشان دادند ،نه تنها ترسي از حيوان نداشت بلكه با كمال آرامش با او بازي كرد . سپس ميله آهني پشت سر كودك نصب شد وهنگامي كه او مي خواست به موش نزديك شود وبا او بازي كند ضربه محكمي به ميله آهني زده مي شد كه توليد صداي ناهنجاري مي كرد .اين موضوع هفت مرتبه تكرار شد . در دفعه هشتم ميله نواخته نشد ولي در اين موقع كودك از موش مي ترسيد وبا گريه از نزديك شدن به او حذر مي كرد .ترسي كه او از صداي ميله آهني داشت در اثر مجاورت ،به موش انتقال يافت .بنابراين از موش ترسيد .
به عبارت ديگر ،كودك حالا به انگيزه اي كه در اوّل غير مؤثر بود عكس العمل نشان مي داد.

« طرق از بين برن رفتار شرطي »
رفتار شرطي را مي توان به طرق مختلف از بين برد . يكي از روشهاي معمول اين است كه موقعيتي فراهم كرد تا شي ءمورد ترس به يك تجربه لذت بخش مربوط شود . روش ديگر از بين بردن عكس العمل شرطي بدين نحو است كه انگيزه ي مصنوعي چندين مرتبه تكرار شود ،بدون اينكه براي عكس العملي كه در مقابل آن ايجاد مي گردد پاداشي منظور شود .
پاولف كشف كرد كه اگر حيوان آموزش ديده اي را كه يادگرفته است به صداي زنگ با ترشح بزاق دهان عكس العمل نشان دهد ،در موقعيتي قرار دهيم كه در آن بعد از صداي زنگ غذا داده نشود بتدريج صداي زنگ اهميت خود را از دست مي دهد وديگر سبب ترشح بزاق دهان نمي گردد .

«تجارب هيجاني »
همانطور كه قبلاًگفته شده شرطي كردن رفتار ،شامل جانشين كردن انگيزه ي مصنوعي به جاي انگيزه ي طبيعي است در يادگرفتن اضطراب  كه اساس تمام اختلالات رواني است ،فردي تجربه ي هيجان آوري داشته (كه انگيزه ي غير شرطي است )عكس العمل نسبت به علامت خطر مربوطه به آن تجربه را (كه انگيزه ي شرطي است) به همان نحوي كه در تجارب گذشته نشان مي داده ،از خود بروز مي دهد .
يك تجربه ي هيجاني عبارت است از يك شوك عاطفي كه سبب از بين رفتن تعادل موقتي يا دائمي رفتار عادي شخص مي شود .
 


منابع :


منابع ومآخذ :

آزاد –حسين-روان شناسي شخصيت – انتشارات رشد –سال 1383- تهران

بياني – احمد – روش تحقيق –انتشارات نور – سال 1380 –تهران

دلاور –علي –آمار استنباطي  – انتشارات رشد –سال 1382- تهران

دلاور –علي –روش تحقيق در علوم تربيتي   – انتشارات رشد –سال 1380- تهران

دادستان – پريرخ –روان شناسي رنگها وتأثيرات آن – انتشارات بيان –سال 1382-تهران

سيف – علي اكبر – روان شناسي يادگيري –انتشارات ارجمند – سال 1380- تهران

شعاري نژاد –حسين –روان شناسي رشد – انتشارات سمت سال 1382 –تهران

گنجي – علي اكبر – روان شناسي رشد (1)-انتشارات رشد – سال 1380 –تهران .

www.wikipedia.com

www.ircolorgalery.com

www.niksalehi.com

www.rahpoianvesal.com

طراحی سایت : سایت سازان