میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

تالار شهر و شوراي شهر


کد محصول : 1000251 نوع فایل : word تعداد صفحات : 114 صفحه قیمت محصول : 10000 تومان تعداد بازدید 968

فهرست مطالب و صفحات نخست


تالار شهر و شوراي شهر

فصل اول
جامعه شناسی
جامعه مدنی چیست؟
جامعه مدني به مجموع سازمان‌ها و نهادهاي مدني و اجتماعي داوطلبانه که بنيان جامعه‌اي پويا را پي مي‌ريزند و از اين رو در تضاد با ساختار تحميلي دولت (فراي از نوع حکومت) هستند، اشاره مي‌کند.
خاستگاه
استفاده مدرن از اين اصطلاح به آدام فرگوسن برمي‌گردد.فرگوسن کسي است که توسعه «دولت تجاري» را به عنوان روشي براي تغيير فساد نظام فئودالي و تقويت آزادي فردي بيان کرده. در حالي‌که فرگوسن خط فاصلي بين دولت وجامعه مشخص نکرده‌است، هگل، فيلسوف آلماني، اين وجه تمايز را در «مباني فلسفه حقوق» توضيح داده‌است. در اين اثر ، جامعه مدني («burgerliche Gesellschaft» در آلماني) مرحله‌اي در روابط ديالکتيکي بين متضادهاي ملاحظه شده توسط هگل ، کلان-جامعه (دولت) و خرده-جامعه (خانواده) مي‌باشد. اگربخواهيم جامعتر سخن بگوييم بايد بگوييم که اين تعريف (مثل طرفداران خود هگل) به راست و چپ سياسي تقسيم مي‌شود. براي چپ اين تعريف به عنوان پايه‌اي براي جامعه بورژوايي مارکس تبديل شد . براي راست با توسعه سختي اقتصادي مارکسيسم به فرهنگ، جامعه، سياست به عنوان تعريفي براي تمام جنبه‌هاي غير دولتي جامعه معني شد.
 تعريف
تعاريف بيشماري از«جامعه مدني» وجود دارد. تعريف مدرسه اقتصاد لندن که مرکزي براي پژوهش در مورد جامعه مدني است، گوياست: "جامعه مدني به بستري از کردارهاي مشترک غير تحميلي، حول منافع، اهداف، ارزشهاي مشترک گفته مي‌شود. در تئوري قالبهاي نهادينه آن با دولت، خانواده، بازار متفاوت است.هرچند که در عمل مرز ميان دولت، جامعه مدني، خانواده و بازار پيچيده، نامشخص و محل مناقشه است. جامعه مدني عمومآ شامل طيف متنوعي از فضاها، عاملين و قالبهاي نهادينه است که در درجات مختلف تشريفات، استقلال داخلي و قدرت قرار دارند. جوامع مدني اغلب به وسيله نهادهايي مثل موسسات خيريه ثبت شده، سازمانهاي غيردولتي توسعه انجمن‌هاي گروهها، سازمانهاي زنان، سازمانهاي عقيده محور، انجمن‌هاي متخصصين، اتحاديه‌هاي کارگري، گروههاي خودياري، حرکتهاي اجتماعي، انجمن‌هاي صنفي، ائتلافها و گروههاي مدافعين پر مي‌شوند."
بهترين بررسي کوتاه اين موضوع "جامعه مدني" اثر مايکل ادواردز از انتشارات "پوليتي پرس" است.
 جامعه مدني و دموکراسي
آبشخور اوليه ادبيات راجع به پيوند جامعه مدني و دموکراسي، نوشته‌هاي ابتدايي ليبرال مثل "ده توکويل" بوده‌اند.هرچند که به روش‌هاي مهمي توسط نظريه‌پردازان قرن بيست مثل "گابريل آلموند" و"سيدني وربا" پيشرفت کرده. آنان کساني بودند که نقش جامعه مدني را در نظم دموکراتيک حياتي دانسته‌اند. آنها در اين رابطه بحث کرده‌اند که عناصر سياسي خيلي از نهادهاي جامعه مدني، هوشياري بيشتر و شهروندي بااطلاع‌تر را به وجود مي‌آورد. کساني که به گزينه‌هاي بهتري در انتخابات راي مي‌دهند، در سياست مشارکت مي‌کنند و در نتيجه حاکميت را پاسخگوتر نگاه مي‌دارند. اخيرا "رابرت پوتنام" حتي درباره حياتي بودن نهادهاي غير سياسي جامعه مدني براي دموکراسي بحث کرده است. اين بخاطر آن است که اين سازمانها سرمايه اجتماعي (ارزشهاي مشترک و مورد اطمينان) را مي‌سازند. اين سرمايه اجتماعي به جو سياسي منتقل شده و از طريق تسهيل درک به‌هم‌پيوستگي جامعه و منافع آن، به همبسته نگه‌داشتن جامعه کمک مي‌کنند.
با اين وجود اما کساني ديگر در رابطه با چگونگي جامعه مدني دموکراتيک سؤالاتي داشته‌اند. بعضي خاطر نشان کرده‌اند که اکنون زعماي جامعه مدني بدون آن که کسي آن‌ها را انتخاب يا انتصاب کرده باشد، قدرت سياسي قابل توجهي بدست آورده‌اند.

 جامعه مدني و جهاني شدن
در حال حاضر معمولا عبارت جامعه مدني توسط منتقدين و فعالان به عنوان منشا مقاومت و حوزه زندگي اجتماعي که نياز به محافظت در برابر جهاني شدن دارد ، مورد رجوع قرار مي‌گيرد. اين موضوع به علت آن است که ديده شده جامعه مدني فراتر از مرزها و ميان قلمروهاي مختلف عمل مي‌کند. هرچند از آنجا که بنا بر تعاريف بسياري جامعه مدني مي‌تواند شامل همان نهادها و بنگاههاي اقتصادي که حامي جهاني شدن هستند هم باشد، چنين کاربردي براي اين عبارت بحث انگيز مي‌باشد. از سوي ديگر کساني جهاني شدن را پديده‌اي اجتماعي مي‌دانند که ارزشهاي کلاسيک ليبرال را به ارمغان مي‌آورد. اين ارزشها به ناگزير به پر رنگ شدن نقش جامعه مدني مي‌انجامد وهزينه آن نهادهاي سياسي دولتي مشتق شده مي‌باشد.
 مثالهايي از نهادهاي جامعه مدني
• سازمانهاي غير دولتي (NGOs)
•   سازمانهاي داوطلبانه خصوصي (PVOs)
•   سازمانهاي خلقي
• سازمانهاي اجتماع محور
•  سازمانهاي ميانجي براي بخش داوطلب و غيرانتفاعي
•  بنيادهاي اجتماعي
•  برنامه هاي توسعه رهبري اجتماع
•  باشگاههاي شهري
• اتحاديه هاي تجاري
•  گروههاي جنسيتي، مذهبي، فرهنگي
• خيريه‌ها
•  باشگاه‌هاي ورزشي و اجتماعي
•  تعاوني‌ها
•  گروههاي محيط زيستي
• انجمن‌هاي متخصصين
•  محيطهاي آموزشي وتحقيقاتي
• نهادهاي اقتصادي
• نهادهاي سياسي
•  مصرف کنندگان/سازمانهاي مصرف کننده
• رسانه‌ها
•  ميليشاي شهروندان
•  سازمانهاي مذهبي
• گروههاي شهري
• سازمانهاي اجتماعي
• باشگاهها
اين که تمام اين نهادها عضوي از جامعه مدني هستند، مورد بحث مي‌باشد."نيرا چاندهوک" که يک دانشمند هندي است، اينطور فکر نمي‌کند. او نتيجه مي‌گيرد که تنها نهادهاي منتقد دولت حقيقتا عضو جامعه مدني هستند، درحالي که بقيه تنها حکومتي‌اند.در اين جا نکته کليدي اين است که هر نهادي يک "قدرت خنثي‌کننده" در برابر دولت نيست. جامعه مدني کشورهاي در حال توسعه بين اهداکنندگان کمک محبوب است چون اين امر مي‌تواند باعث بهتر رفتار کردن حکومت شود.اما نهادهاي جعلي جامعه مدني مي‌توانند وجود داشته باشند که تنها هدفشان دستيابي به کمکهاي توسعه‌اي است.
 بعضي پژوهشگران برجسته در مورد جامعه مدني
•  دانيل بل
•  رابرت .ان. بلا
• دون اي ابرلي
• مايکل ادواردز
•  جين بتکه الشتاين
•  آميتاي اتزيوني
• فرانسيس فوکوياما
•  پيتر دوبکين هال
•  بري دين کارل
•  ديويد کورتن
• کاتلين مک کارتي
• فرانک مولارت
• مايکل اونيل
• الينور استروم
• رابرت پوتنام
•  نانسي .ال. روزنبلوم
•  لستر. ام. سالامون
•  مايکل سندل
جامعه چیست؟
 مجموعه ای از افراد انسانی که با نظامات و سنن و آداب و قوانین خاص به یکدیگر پیوند خورده و زندگی دسته جمعی دارند، جامعه را تشکیل می دهند. زندگی دسته جمعی این نیست که گروهی از انسانها در کنار یکدیگر و در یک منطقه زیست کنند و از یک آب و هوا و یک نوع مواد غذایی استفاده نمایند. درختان یک باغ نیز در کنار یکدیگر زیست می کنند و از یک آب و هوا و یک نوع مواد غذایی استفاده می نمایند، همچنانکه آهوان یک گله نیز با هم می چرند و با هم می خرامند و با هم نقل مکان می کنند. اما نه درختان و نه آهوان هیچ کدام زندگی اجتماعی ندارند و جامعه تشکیل نمی دهند.
زندگی انسان که اجتماعی است به معنی این است که ماهیت اجتماعی دارد: از طرفی نیازها، بهره ها و برخورداریها، کارها و فعالیتها ماهیت اجتماعی دارد و جز با تقسیم کارها و تقسیم بهره ها و تقسیم رفع نیازمندیها در داخل یک سلسله سنن و نظامات میسر نیست، از طرف دیگر نوعی اندیشه ها، ایده ها، خلق و خویها بر عموم حکومت می کند که به آنها وحدت و یگانگی می بخشد، و به تعبیر دیگر، جامعه عبارت است از مجموعه ای از انسانها که در جبر یک سلسله نیازها و تحت نفوذ یک سلسله عقیده ها و ایده ها و آرمانها در یکدیگر ادغام شده و در یک زندگی مشترک غوطه ورند.

نیازهای مشترک اجتماعی و روابط ویژه زندگی انسانی، انسانها را آنچنان به یکدیگر پیوند می زند و زندگی را آنچنان وحدت می بخشد که افراد را در حکم مسافرانی قرار می دهد که در یک اتومبیل و یا یک هواپیما یا یک کشتی سوارند و به سوی مقصدی در حرکت اند و همه با هم به منزل می رسند و یا همه با هم از رفتن می مانند و همه با هم دچار خطر می گردند و سرنوشت یگانه ای پیدا می کنند.
چه زیبا مثلی آورد رسول اکرم (ص) آنجا که فلسفه امر به معروف و نهی از منکر را بیان می کرد: " گروهی از مردم در یک کشتی سوار شدند و کشتی سینه دریا را می شکافت و می رفت. هر یک از مسافران در جایگاه مخصوص خود نشسته بود. یکی از مسافران به عذر اینکه اینجا که نشسته ام جایگاه خودم است و تنها به خودم تعلق دارد، با وسیله ای که در اختیار داشت به سوراخ کردن همان نقطه پرداخت. اگر سایر مسافران همانجا دست او را گرفته و مانع می شدند، غرق نمی شدند و مانع غرق شدن آن بیچاره نیز می شدند ".
ویژگی های جامعه مدنی چیست؟
استقرار جامعة مدني كه فعلاً مي شود تصويري آرماني از آن ترسيم كرد، با اقتصاد كنوني ما چقدر همخواني دارد يا به عبارت ديگر ايجاد چنين جامعه اي بر بستر اقتصاد كنوني آيا ممكن است؟
بحث را با نكته اي اساسي تر كه در حوزه اي فراتر از حوزة اقتصاد قرار مي گيرد (هرچند جنبه اقتصادي اين بحث هم مهم است) بايد شروع كرد. اصولاً جوامع از ديدگاه درجه استقرار جامعه مدني در آنها در طيف وسيعي قرار مي گيرند. در يك طرف طيف از جامه مدني خبري نيست و در طرف ديگر آن، جامعة مدني اتفاق افتاده است. البته طبيعتاً يكي از اين دو حالت حد در واقعيت اتفاق نمي افتد. جوامع در جائي از اين طيف بزرگ قرار مي گيرند و از اين ديدگاه در نقطه اي از اين طيف هستند. اما قبل از ورود تفصيلي به اين بحث اجازه مي خواهيم اشاره اي هم به مفهوم جامعة مدني و ارتباط اين مفهوم با فضاهائي كه همة ما در آن زندگي مي كنيم داشته باشيم. براي درك بهتر مفهوم جامعة مدني در ابتدا بايد توجه كرد كه مي توان در زندگي هر انساني، در هر جامعه اي، سه فضا يا محيط مختلف را از هم بازشناسي كرد: فضاي خصوصي، فضاي دولتي، و يك فضاي عمومي غير دولتي. محيط يا فضاي خصوصي و محيط يا فضاي دولتي را در جامعة ايران به خوبي مي شناسيم ولي مفهوم درستي از محيط عمومي غيردولتي در ذهن نداريم. چرا كه به نظر مي رسد كه در تاريخ سده هاي اخير ما چنين فضايي در زندگي ما وجود نداشته است و فقط دو فضا يعني فضاي خصوصي و فضاي دولتي را لمس كرده ايم و در اين زندگي نيز آزادي، آسايش، آرامش را فقط در فضا و محيط خصوصي خود جستجو كرده ايم چرا كه محيط دولتي جز محيط جبر و زور و بي ثباتي و بي اعتباري براي ما نبوده است. مسئله تا آن حد ريشه اي بوده كه حتي به دنياي ضرب المثل هاي ما هم كشيده و مثلاً مي گوييم ”چهار ديواري اختياري“. به اين ترتيب انسانهاي ما عادت كرده اند كه آزادي را فقط در چارچوب منازل خودشان ببينند و هرچه مي شود اين محيط خصوصي را ناشناخته براي دولت و دور از دسترس دولت، كه سازنده محيط فضاي دوم يعني محيط فضاي دولتي است نگه دارند. فضاي عمومي هم كه اساساً وجود نداشته و توسط دولت بلعيده شده بود. علاوه بر اين در روند زندگي تاريخي ما يك فضاي دولتي وجود داشت. اما عليرغم اين واقعيت هاي تلخ زندگي در جامعه ايراني نمي توان فراموش كرد كه آنچه كه جامعة مدني را مي سازد در واقع همين فضاي عمومي است. اما اين فضا يا محيط عمومي چيست؟ چگونه به وجود مي آيد؟ و چه ارتباط مشخصي با مفهوم جامعة مدني دارد؟
براي پاسخ به اين سئوالها بايد توجه كرد كه هرجامعه اي نيازمند اين است كه دولت و حكومت داشته باشد ولي متأسفانه همة حكومتها هم گرايش و تمايل به استبداد و خودكامگي دارند. لذا وقتي در جامعه حكومتي برقرار شد و دولتي روي كار آمد، در صورتيكه در اين جامعه، آن فضاي عمومي بينابيني ايجاد و نهادينه نشود.
حكومت مورد بحث بر همان انسانهايي كه قرار بود مشمول خدمت دولت باشند، مسلط خواهد شد، حقوق شخصی و خصوصي انسانها را از بين خواهد برد، مردم را محدود خواهد كرد به همان ”چهارديواري، اختياري“ در منازل خودشان. در چنين جامعه اي، انسانها مسخ خواهند شد و انسانيت خود را از دست خواهند داد و ... اين چنين وضعيتي قرنها و قرنها بر جوامع مختلف حاكم شد و شرايطي تلخ و گزنده را ايجاد مي كرد. در برخي از جوامع مانند ما، در مقابل اين وضعيت بيشتر و بيشتر به فضا و محيط خصوصي خود پناه برديم، از ”مذلت خدمت“ به دولت سخن گفتيم، گوشه نشين شديم ... كه البته در كنار آن عرفان عميق ايران هم شكوفه زد و بزرگان انديشه منحصر به فردي مانند حافظ و مولوي را به بشريت عرضه كرد و بسياري از پديده هاي فرهنگي و اجتماعي ديگر هم ايجاد شد كه جاي بحث آنها در اين گفتگو نيست. نكته مورد توجه ما در اين گفتگو اين است كه در جامعة ما به هر علت و دليل فضاي عمومي توسط دولت و حكومت بلعيده شد و مردم به تدريج بيشتر و بيشتر به چهارديواري خود رانده شدند و فردگرايي قدرت گرفت و ... اما در ساير جوامع و به ويژه، پس از قوام گرفتن دنياي جديد يعني دنياي صنعتي به بحث و گفتگو و مبارزه، تلاش فراواني شد تا فضاي عمومي از انحصار دولت و حكومت خارج شود و بين فضاي خصوصي ودولتي قرار گيرد و كنترل كننده انحصارگري دولت باشد. در اين راستا و براي استقرار فضاي عمومي و جامعة مدني انواع نهادها و ابزار مطرح گرديد، ولي قبل از ورود به بحث اين ابزارها بايد تأكيد كنيم كه هرچقدر اين جامعة مدني گسترده تر باشد حكومت استوارتر و با ثبات تر مي شود، به عبارت ديگر وقتي جلوي انحصارگري دولت گرفته شود، آن حكومت مجبور است با مردم كار كند و در نتيجه در بين مردم ريشه دار مي شود و ثبات بيشتري پيدا مي كند. البته در مراحل اوليه كار، تحمل جامعة مدني براي حكومت مشكل است، چون با استقرار جامعة مدني، دولت مجبور به پاسخگويي و مسئوليت پذيري مي شود. ولي هر دولتي بايد به اين نكته مهم توجه كند كه با پذيرش سختي تحمل جامعة مدني، خود دولت هم عملاً در جامعه ريشه دارد، لذا با ثبات مي شود. از طرف ديگر استقرار جامعة مدني به مردم كمك مي كند تا حقوق اساسي آنها كه در قانون اساسي كشورشان تبيين و تصريح مي شود در اثر استبداد و انحصارطلبي دولت، پايمال نشود.
اما مشخص است كه جامعة مدني فقط با حرف درست نمي شود و به قول ضرب المثل هاي ما با ”حلوا حلوا گفتن“ دهان شيرين نمي شود، بلكه ابزار و نهادهايي براي به وجود آمدن جامعه مدني لازم است، كه در اين مورد چهار گروه ابزار و نهاد مورد تأكيد است. بر اساس آنكه اين چهار گروه نهاد و ابزار تا چه حد در اختيار حكومت و تاچه حد در اختيار غير حكومت باشد مشخص مي شود كه جامعه مورد نظر در چه مرحله از مدنيت است. اين چهار دسته ابزار و نهادها به طور خلاصه عبارتند از:
اول، نيروهاي نظامي و انتظامي،
دوم، عوامل اقتصادي،
سوم، ايدئولوژي و جهان بيني،
و چهارم، سازمانها و تشكلها.
اين چهار گروه از ابزارها و نهادها در بحث جامعه مدني تعيين كننده هستند و اگر اينها كاملاً در اختيار حكومت باشند، فضاي عمومي كاملاً از بين خواهد رفت و جامعة مدني شكل نخواهد گرفت و اگر كاملاً در اختيار مردم و غيرحكومت باشند، حكومت از هم خواهد پاشيد و بي نظمي در جامعه حاكم خواهد شد. البته در واقعيت زندگي هميشه بخشي از اينها در اختيار حكومت و بخشي در اختيار مردم است و لذا جوامع مختلف با درجات مختلفي از قوام جامعه مدني روبرو هستند. در اين راستا و در رابطة با جامعة ايران بايد به بحث و بررسي خصلتهاي دروني جامعه ايران از اين ديدگاه پرداخت و مشخص كرد كه وضعيت جامعة مدني در ايران چگونه است و ما كجا مي توانيم قرار بگيرم و چه وظايفي داريم؟
در زمينة نيروي نظامي و انتظامي در ايران طبيعي است كه اين نهاد همانند ساير كشورهاي دنيا در داخل ساختار حكومتي قرار مي گيرد. به عبارت ديگر، هيچ كشوري در دنيا اجازه نمي دهد كه غير از نيروهاي نظامي و انتظامي رسمي حكومتي نيروهاي مسلحي به صورت سازمان يافته در جامعه وجود داشته باشند.
در زمينه نهاد دوم، تعيين عوامل اقتصادي، جوامعي مثل شوروي سابق امور اقتصاد را كاملاً بر عهدة دولت قرار مي دادند، ولي دركشورهايي كه براي جامعة مدني اعتبار قائل هستند، سعي مي كنند كه تا حد ممكن اقتصاد را در اختيار غير دولت بگذارند در اين مورد بعداً وارد بحث خواهيم شد كه ايران در اين باره چه مشكلاتي داشته و دارد و ما چگونه مي توانيم در اين مسير قدم برداريم و چرا اگر احتياط نكنيم اقتصاد ما هميشه در اختيار دولت باقي خواهد ماند و براي استقرار جامعة مدني در كشور مشكل ايجاد خواهد كرد.
نهاد سوم همانگونه كه اشاره شد مربوط به ايدئولوژي و جهان بيني است كه اين امر به دلايلي، در برخي از كشورها مثلاً شوروي سابق كاملاً در اختيار دولت بود و در جمهوري اسلامي ايران هم بر اساس برخي از تفسيرها اين خطر وجود دارد كه بحث جهان بيني كاملاً در اختيار و در مجموعة حكومت قرار گيرد. در كشورهايي كه مي خواهند جامعة مدني را تقويت نمايند، سعي مي كنند تا حد ممكن دولت را از تحميل يك جهان بيني خاص به جامعه دور كنند و اين امر را به مردم واگذار نمايند.
نهاد چهارم مربوط به بحث تشكلها است كه در ايران متأسفانه وقتي كه صحبت از جامعة مدني مي شود، عمدتاً و گاهي انحصاراً همين بحث تشكلها مورد نظر است. در اين بحث كشوري مثل شوروي سابق همة تشكل هايش چه مستقيم و چه غير مستقيم در حوزة دولت قرار مي گرفت. در حاليكه در كشورهايي كه به جامعه مدني اهميت مي دهند عمدة تشكيلات در بخش غيردولتي است. يعني دولت معمولاً فقط وزارتخانه ها را دارد، و احزاب، تشكلهاي صنفي، رسانه ها، تشكل هاي علمي و ... در اختيار مردم و غير دولت قرار دارد. بر اساس همين بحث است كه مثلاً مي بينيم كه در جامعة شوروي سابق فارغ از اينكه حكومت مداران تا چه حد حسن نيت داشتند يا مايل به ايجاد جامعة مدني بودند، چنين وضعيتي به وجود نيامد، حال آنكه در كشورهايي ديگر اين وضعيت فراهم آمد. اكنون با توجه به اين پديده ها، مي توانيم تجزيه و تحليل كنيم كه اولاً براي استقرار و نهادينه شدن جامعه مدني چه ضرورياتي وجود دارد و ثانياً تا چه حد در بطن جامعه امروز ايران، جامعه مدني مي تواند تقويت و نهادينه شود ثالثاً احتمالاً چه سياستهايي را براي نهادينه كردن جامعه مدني بايد در پيش گرفت.
در اين ارتباط و در اين بحث بيشتر به عامل اقتصاد خواهيم پرداخت. در بحث اقتصاد و رابطة آن با جامعة مدني چيزي كه اهميت اوليه دارد، ساختار بودجه دولت است، نه مالكيت دولتي. متأسفانه اشتباهي كه در ايران مي شود و ممكن است اين اشتباهات تكرار شود، اين است كه ممكن است عده اي آگاهانه يا ناآگاهانه از اين بحث به خاطر منافع خودشان يا غير منافع خودشان استفاده كنند و بگويند كه اگر مالكيت دولتي در جامعه زياد باشد جامعة مدني نمي تواند شكل بگيرد. در حالي كه بحث اين نيست، بلكه ساختار بودجه است كه در اين رابطه اهميت اوليه و اساسي تر دارد.
به عبارت ديگر بحث اين است كه بودجه دولت، يعني آن چيزيكه به دولت براي انجام ايده هايش، امكان مالي مي دهد تا چه حد متكي بر فعاليت اقتصادي غيردولتي است و تاچه حد متكي بر فعاليتهاي اقتصادي درون خود دولت است.
در همين رابطه تأكيد مي كنم كه مالكيتهاي عمدة دولتي مي تواند در يك جامعه وجود داشته باشد ولي درآمدي از آنها براي دولت حاصل نشود و لذا دولت نتواند اين درآمد را در اختيار خودش بگيرد و با استفاده از آنها فضاي عمومي زندگي را هم محدود كند. هرچند اين نوع مالكيت ها در محدود كردن فضاي عمومي مؤثرند ولي در شرايطي كه گفتيم به ويژه در شرايط ايران اهميت اين مالكيت ها بسيار كمتر از اهميت ساختار بودجه است. وقتي در ساختار بودجة ايران نگاه مي كنيم و به تجزيه و تحليل اين ساختار مي نشينيم مي بينيم كه مشكلي بسيار اساسي براي تقويت و پايگيري جامعه مدني ايران در اين ساختار وجود دارد. سؤال اصلي اين است كه درآمدهاي بودجه ايران اساساً چگونه تأمين مي شود؟ در برخورد با اين مسئله خواهيم ديد كه عمده درآمدهاي بودجه ايران يا مستقيماً از فروش ارز حاصل از صدور نفت خام تأمين مي شود و يا از ماليات هايي كه از مصرف يا ورود كالايي گرفته شده كه آن هم با همين ارز نفت تأمين شده است. يعني بر اساس محاسبات موجود اگر آثار مستقيم و غير مستقيم درآمد ارزي صادرات نفت خام در تأمين مالي بودجه ايران را جمع كنيم، شايد بالاي 80 درصد درآمدهاي دولت از اين راه تأمين مي شود.
در اين شرايط مشخص است كه خصلت بودجه كشور، به صورت ماهوي خصلتي است كه بودجه را از مردم جدا كند، اگر ما به اين پديده عنايت لازم را نداشته باشيم، تمام ذهنيت ما مي رود سراغ مالكيت كه مثلاً مالكيت چند كارخانه را به بخش خصوصي بدهيم يا خير؟ (بحث فعلي ما اين نيست كه در مورد انتقال يا عدم انتقال مالكيت دولتي به مردم صحبتي بكنيم، بحث اين است كه ساختار فعلي بودجه چه تأثيري بر ايجاد جامعه مدني دارد.)
 


منابع :


 
طراحی سایت : سایت سازان