میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

روان شناسي اجتماعي چيست ؟


کد محصول : 1000267 نوع فایل : word تعداد صفحات : 175 صفحه قیمت محصول : 13000 تومان تعداد بازدید 930

فهرست مطالب و صفحات نخست


روان شناسي اجتماعي چيست ؟

فهرست مطالب
عنوان     صفحه
فصل اول    
مقدمه     2
بيان مساله     4
سوال مساله    5
هدف تحقيق     6
اهميت و ضرورت تحقيق     7
فرضيه هاي تحقيق     8
متغيرهاي پژوهشي    9
فصل دوم   
روان شناسي اجتماعي چيست ؟    12
تعريف عملياتي روان شناسي اجتماعي     15
عوامل موثر بر شكل گيري رفتار اجتماعي     19
جامعه پذيري ، اجتماعي شدن فرد    22
شيوه هاي جامعه پذيري     26
باز جامعه پذيري     29
ساز و كارهاي جامعه پذيري     34
نظريه هاي جامعه پذيري     39
نظريه ي نقش پذيري ميد     42
نظريه جامعه پذيري فرويد     46
نظريه شناختي رشد پياژه    49
نظريه هاي شناختي     64
نظريه ناهماهنگي شناختي    71
نظريه ي روانكاوي     78
خطرات هويت نا مناسب     89
خود را در روابط با ديگران كشف كردن     97
   
هويت و روابط خانوادگي     101
خويشتن پنداري     105
رشد شخصيت    111
منشا اضطراب و رفتار ناسازگار    113
اختلاف ديدگاه اليس با ديگران     126
تحقيقات انجام شده در خارج و داخل كشور     127
خويشتن پنداري     129
عزت نفس    132
نظريه روان كاوي    134
بحران بلوغ    136
بحران هويت    139
فصل سوم   
جامعه مورد مطالعه    143
حجم نمونه    144
روش نمونه گيري    144
ابزار اندازه گيري در تحقيق حاضر    145
پرسش نامه تفكر غير منطقي    146
روش تحقيق    147
روش آماري مربوط به فرضيه ها    148
فصل چهارم   
مقدمه    150
تجزيه داده ها    156
فصل پنجم   
بحث و نتيجه گيري    164
پيشنهادات    166
محدوديت ها    166
ضمائم    167
پرسش نامه هويت يابي    168
   
پرسش نامه انحرافات اجتماعي    174
منابع و ماخذ    176

فصل اول

مقدمه
روان شناسان اجتماعي تمايل دارند بدانند كه انسانها چگونه درباره يكديگر مي انديشند و چگونه بر يكديگر اثر مي گذارند و اثر مي پذيرند ، با اين حال تنها ايشان نيستند كه به اين مسائل علاقه نشان مي دهند بلكه انسان شناسان ، جامعه شناسان و حتي رمان نويسان و فيلسوفان نيز به مطالعه اين گونه مسائل تمايل نشان مي دهند اريكسون پس از جستجو و بررسي بسيار درباره جنبه ناخودآگاه انسان و تضادهايي كه علل رفتارهاي طبيعي و غير طبيعي او را توجيه مي كند كه هويت و نوع تفكر به آن را مورد بررسي قرار مي دهد و اينكه هويت كه حاكي از تحول در امور جنسي و يافتن خود و درك از خويشتن نزد بزرگسالان و تضادهاي ناخودآگاه آنان است شكل مي گيرد و او اضافه مي كند كه تمام احساسهاي ناخودآگاته كه از آنها و نوجوانان نشات مي گيرد يكي از ويژگي هاي انسان دارا بودن نيروي انديشه است كه باعث هويت است انسان به ياري انديشه توانسته است به خوديابي برسد كه اين مي تواند باعث هويت در جوانان شود كه تفكر منطقي و يافتن آن در ذهنيت مي تواند راهكاري جديد باشد و اريكسون خواسته است زندگي روزانه نوجوانان را با تمام پريشاني به اضطراب و آشفتگيهايش بازسازي كند و اين نوآوري و دگر گوني در روش نگرش به نتايجي به بار آورده كه ژرفترين و استوارترين اعتقادهاي در واقع رشد هويت است كه منجر به رسيدگي عاطفي ، جنسي ، اجتماعي و ... مي شود در افراد با شخصيت هاي نا رسيده « من » ضعيف و شكننده است و بخشي از سازگاري اجتماعي كه در دوران كودكي به وقوع مي پيوندد بدان سازگاري اجتماعي مي گويند و اين همان شيوه اي است كه كودكان ارزشها ، سوگيريهايي كه در آينده با آن مواجه خواهند شد ، ياد مي گيرند و همه مي دانيم كه موقعيتهايي نيز وجود داشته است كه در آن اجتماعي شدن دوباره در تنهايي صورت گرفته است و به همين دليل از اين فرايند به طور مصيبت باري استفاده استثماري شده است .
منبع : ( ستوده – 1380 )
بيان مساله
سازگاري اجتماعي و هويت و تفكر منطقي مي تواند شاخه اي از علوم انساني و علمي نسبتاً جوان است كه بعد از پيدايي و رشد روان شناسي عمومي و جامعه شناسي به عنوان دانشي نو مطرح شده و اين سازگاري اجتماعي از راه رسيده و نو پا مي تواند ديواري سخت از روان شناسي و جامعه شناسي باشد كه M به مطالعه فرد ( رفتارها و نگرشها ، باورها ، ... ) در محيط اجتماعي مي پردازد زيرا افراد به خاطر وابستگيهاشان به جامعه و پيوندهايشان با گروه هاي مختلف اجتماعي كه دارد از آنها متاثر مي شود و بر آنها اثر نيز مي گذارد از اين رو روان شناسي اجتماعي مي تواند در جنبه هاي گوناگون زندگي اجتماعي مورد استفاده گيرد . روان شناسي اجتماعي ما را به شكل خاصي از آگاهي مجهز مي كند تا از تبينهاي شخصي درباره رفتار ديگران پرهيز كنيم و نيز چگونه نگريستن به عواملي را كه رفتارهايمان را شكل مي دهد ياد مي دهد و به ما كمك كند تا نيروهاي رواني – اجتماعي را كه با آنها روبرويم به ويژه آنهايي را كه به ما فشار وارد مي كنند باز شناسيم ومارا بر مي انگيزد تا به ياري جامعه اي بيمناك و هراسناك از افزايش ناسازگاري و نابهنجاري برخيزيم و چگونگي رويارويي با آنها را دريابيم .
منبع ( منصور سال 1380 )
سوال مسئله
1-آيا بين سازگاري اجتماعي و هويت رابطه وجود دارد ؟
2-آيا بين هويت و تفكر غير منطقي رابطه وجود دارد؟
3-آيا بين تفكرغير منطقي و سازگاري اجتماعي رابطه وجود دارد؟
 
هدف تحقيق
هدف از تحقيق بررسي رابطه ي تفكر غير منطقي و يافتن هويت در سازگاري اجتماعي نوجوانان است و اينك آيا بين تفكرغيرمنطقي و افكار مثبت و يافتن هويت و خودكامگي رابطه وجود دارد و آيا هويت در سازگاري اجتماعي مي تواند نقش داشته باشد يا نه اصلاً رابطه بين اين متغيرها وجود دارند .

اهميت وضرورت تحقيق
انسان هيچ گاه تنها و دور از ديگران زندگي نكرده است بلكه زندگي او حاصل روابط و پيوندهايش با ديگران است اگر قرار باشد به شناختي از او دست يابيم بايد در اين چارچوب وي را بشناسيم به اين صورت كه نوجوان با توسل به يافتن هويت خود و اتكا به افكار منطقي و باورهاي مثبت بتوانند به سازگاري اجتماعي برسد و اميد است با پژوهشهايي كه انجام مي گيرد بتوان به سازگاري اجتماعي و نوع روابط جوانان و نوجوانان با محيط اطرافشان كمك كرد و انجام اين پژوهش مي تواند در جوامع آموزشي و تحصيلي مخصوصاً در دبيرستان ها نقش بسزايي داشته باشد و اميد است بتوان راه حل هايي جهت يافتن هويت هاي مثبت با توسل به افكار مثبت نوجوانان پيدا كرد و اثرات مثبت افكار منطقي نوجوانان را در آينده شاهد باشيم .

فرضيه هاي تحقيق
1-بين تفكر غير منطقي و سازگاري اجتماعي رابطه ي معني داري وجود دارد .
2-بين هويت و تفكر غير منطقي رابطه ي معني داري وجود دارد .
3-بين هويت و سازگاري اجتماعي رابطه معني داري وجود دارد .

متغيرهاي پژوهشي
هويت                            تفكر غير منطقي                       سازگاري اجتماعي
تعاريف عملياتي و نظري واژه ها و مفاهيم
سازگاري اجتماعي : سازگاري اجتماعي علمي است كه در جستجوي درك و فهم ماهيت و علل رفتارهاي فرد در موقعيتهاي اجتماعي است منظور از واژه رفتار ، تنها رفتارهاي آشكار نيست بلكه كليه رفتارهايي پنهان مانند : احساسها و انديشه هاي فرد نيز مي باشد . ( بهادري – 1379 )
سازگاري اجتماعي عبارتند از : انديشه ها ، باورها و خاطرها و استدلالهاي فرد درباره ديگران و احساس و تواناييهاي شناختي است و در آخر عبارتند از: نمره اي است كه آزمودني ها از پرسش نامه ي سازگاري اجتماعي بدست آورده اند.
منبع ( كريمي / 1378 )
تفكر منطقي : عبارتند از باورهاي مثبت و منطقي كه فرد از افكار و روابط ديگران و امور شناختي در رابطه با خود دارد كه يكي از اصول اصلي شناخت از نظر اليس است و در آخر نمرات تفكرات عبارتند از نمره اي است كه آزمودني از آزمون افكار منطقي بدست آورده اند كه طراز نمره بدست آمده بين 42 الي 30 است كه بالاتر از آن نشان دهنده تفكرات منفي در بين افراد است و پايين تر از آن نشان دهنده بي تفاوتي افراد است .
منبع : ( رحيميان ) سال 1385
هويت : عبارت است از يافتن خويش و رسيدن به بلوغ فكري در بين نوجوانان حدود سني 16-14 ساله كه نوجوان به هويت اجتماعي – فردي – عاطفي دست پيدا مي كند و بالاخره نمره اي است كه آزمودني به پرسش نامه مربوط به هويت بدست آورده اند .
منبع : ( گنجي – 1378 )
و هويت عبارت است از خويشتن و هماهنگ كردن افكار و اعتقادات بر حسب انديشهاي اعتقادي و اسلامي ، جنسي و اجتماعي محيطي كه در آن زندگي مي كند .
منبع : ( گنجي – 1380 )

فصل دوم
ادبيات وپيشينه تحقيق

روان شناسی اجتماعی چیست؟
روان شناسی اجتماعی شاخه ای از علوم انسانی و علمی نسبتأ جوان است که بعد از پیدایی و رشد روان شناسی عمومی و جامعه شناسی به عنوان دانشی نو مطرح شده و در دانشگاههای دنیا و از جمله کشور ما تدریس می شود. این دانش تازه از راه رسیده و نوپا دیوارهای سخت و ستبری که روان شناسی و جامعه شناسی را از هم جدا می کرد فرو می ریزد و تباین فرد و جامعه را که سالیان دراز موجب استنتاج های نادرست علمی و عملی بود از میان برمی دارد و به عنوان نظمی واسطه ای میان جامعه شناسی و روان شناسی قرار می گیرد و به مطالعه فرد (رفتارها،نگرش ها، باورها و ...) در محیط اجتماعی می پردازد؛ زیرا فرد به خاطر وابستگی هایش به جامعه و پیوندهایش با گروههای مختلف اجتماعی که دارد از آنها متأثر می شود و بر آنها اثر نیز می گذارد. از این رو روان شناسی اجتماعی می تواند در جنبه های گوناگون زندگی اجتماعی مورد استفاده گیرد.

تعریف روان شناسی اجتماعی
روان شناسی را به مطالعه ی علمی رفتارهای فردی و فرایندهای روانی تعریف کرده اند.(lehay,1992:4). روان شناسی اجتماعی را می توان مطالعه علمی افرادی دانست که تحت تأثیر افراد دیگر قرار می گیرند یا به بیان دیگر می توان آن را مطالعه ی علمی فعالیت های فردی که از افراد دیگر متأثر است، تعریف کرد.
بدین ترتیب، روان شناسی اجتماعی مطالعه ی روان شناختی انسان از این جهت است که در ارتباط با دیگران است؛ خواه بر آنان اثر بگذارد (اثر گذار)؛ خواه تحت تأثیر آنان قرار گیرد (اثر پذیر). "دیگران" ممکن است به صورت انفرادی و یا به صورت گروهی در فرد تأثیر کنند. فرد چه به صورت مثبت (مورد قبول گروه) و چه به صورت منفی (عدم قبول گروه) گام بر دارد ؛ در هر دو حال رفتار او معلول علل اجتماعی است. شخص نه تنها رفتار و اعمال خود را نسبت به دیگران و در ارتباط و با توجه آنان تنظیم می کند؛ بلکه در حالت انزوا و تنهایی نیز در نتیجه ی تأثیر پابرجایی که قبلأ اجتماع در اندیشه ها و باورهایش گذارده، شخصیت و رفتار و اعمال خود را با معیار قضاوت دیگران و به اصطلاحبر حسب افکار و عقاید عمومی می سنجد و ارزیابی می کند. به گفته ی بیلز   "من" حتی موقعی که تنها باشد، باز نوعی بازیگر اجتماعی است؛ زیرا به عنوان یک موجود اجتماعی درباره ی خود می اندیشد و از خلال نقشها و ارزشهای اجتماعی خود را ظاهر می سازد؛ این تأثیر و تأثر و به عبارتی تعامل یا کنش متقابل، پدیده ای روانی – اجتماعی است.
آلپورت  روان شناسی اجتماعی را علمی می داند که می کوشد تا دریابد و تبیین کند که تا چه حد حضور واقعی،تخیلی و یا ضمنی دیگران می تواند اندیشه و احساس و رفتار فرد را تحت تثیر قرار دهد. (آلپورت، 20:1371). اصطلاح "حضور ضمنی" اشاره به فعالیت های بسیاری دارد که شخص به علت جایگاه(نقش) خویش در یک ساختار اجتماعی پیچیده و یا به دلیل عضویتش در یک گروه فرهنگی بخصوص درگیر آنها می شود.
ارونسون روان شناسی اجتماعی را عبارت از نفوذی می داند که مردم بر عقاید و رفتار یکدیگر دارند (ارونسون،8:1369) و بالاخره ناصرالدین صاحب الزمانی روان شناسی اجتماعی را مطالعه ی علمی نتیجه ی نفوذ و کنش متقابل فرد در برابر فرد، فرد در برابر جمع و جمع در برابر فرد و جمع در برابر جمع تعریف می کند (صاحب الزمانی،260:1371)

تعریف عملیاتی روان شناسی اجتماعی
ارائه تعریفی جامع و مانع برای هر مطلبی دشوار است.. در رابطه با روان شناسی اجتماعی، این کار به دو دلیل دشوارتر می باشد: یکی تنوع موضوع ها و دیگر تغییرات سریع آنها. علی رغم وسعت دامنه ی موضوع هایی که روان شناسان اجتماعی برای مطالعه انتخاب می کنند؛ به نظر می رسد که اکثر آنها بیشتر توجه خود را بر درک رفتارهای هر فرد در محیط اجتماعی اش، معطوف کرده اند. به طور خلاصه آنها در درجه اول بر این مسأله تأکید دارند که افراد در موقعیت های مختلف چگونه رفتار می کنند و یا چه فکر و احساسی نسبت به دیگران دارند؟ با در نظر این نکته مهم، تعریف جامع و کاملی از روان شناسی اجتماعی را می توان به صورت زیر ارائه داد :
روان شناسی اجتماعی رشته ای علمی است که در جستجوی درک و فهم ماهیت و علل رفتارهای فرد در موقعیت های اجتماعی است(Baron/Byrne,1992:24). منظور ما از  واژه رفتار نه تنها رفتارهای آشکاربلکه کلیه احساسها و اندیشه های فرد نیز است. از آنجا که این تعریف نیز همانند دیگر تعریف ها کمی نامحسوس است. لطفأ با ما همراه شوید تا تعدادی از موارد مهم آن را برای شما روشن کنیم :

روان شناسی اجتماعی به عنوان یک علم
پاول سمونف  روان شناس روسی بر این باور بود که انسان اشتیاق خود را برای دانش از دو طریق برآورده می سازد :
1.به مشاهده محیط خود می پردازد و تلاش به عمل می آورد تا شناخته ها را به صورتی معنی دار و قابل فهم سازمان دهد(این علم است).
2.محیط شناخته شده را تجدید سازمان می دهد تا چیزی بدیع بیافریند (این هنر است).
ارونسون می گوید : من بر مبنای تجربه شخصی اضافه می کنم که در روان شناسی اجتماعی این دو اغلب آمیخته اند؛ زیرا روان شناس اجتماعی هنر را برای غنای علم خود به کار می برد (ارونسون، 311:1369).
بسیاری از مردم بر این باورند که علم به صورت کلی یا حتی جزیی فقط شامل رشته های خاصی مثل شیمی ، فیزیک و یا حتی زیست شناسی است.البته این گونه علوم اختصاصی ما را در تصمیم گیری این مطلب که روان شناسی اجتماعی را هم می توان علم به حساب آورد تا حدی دچار شک و شبهه می کند. ممکن است از خود بپرسیم که چگونه می تواند رشته ای که به دنبال یافتن ماهیت عشق یا خشونت درونی است، علم باشد. مطمئنأ پاسخ به این پرسش ساده است. در حقیقت،اصطلاح "علم" به انتخاب موضوعهای بسیار پیشرفته اطلاق نمی شود؛ بلکه به انتخاب روشهای معمولی برای مطالعه ی یک سلسله وسیع از موضوعها دلالت دارد. از آنجا که به "مجموعه ای از اطلاعات بدست آمده از طریق روشهای منطقیو منظم تحقیق، علم گویند" (رابرتسون، 419:1372) روان شناسان اجتماعی نیز برای فهم رفتار اجتماعی به همان روشهایی که دیگر دانشمندان به کار می برند، استفاده می کنند، از این رو، می توان روان شناسی اجتماعی را به عنوان یک علم به حساب آورد.

روان شناسی اجتماعی به دنبال علل رفتارهایاجتماعی است
رفتار عبارت است از هر نوع پاسخ ارگانیسم (موجود زنده) به محرک های بیرونی و درونی. درباره رفتار اجتماعی می توان گفت که ما زندگی را به عنوان موجود "غیر اجتماعی"   آغاز می کنیم. کسانی که با کودکی تازه تولد یافته ای، تماس نزدیک داشته اند، می دانند که چگونه اثرات اجتماعی در روزهای اول زندگی بر کودک بی اثر است. در این دوره از زندگی کودک، نه می توان با او ارتباط برقرار کرد و نه می توان بر رفتار او اثر گذاشت. یک ماه یا بیشتر طول می کشد تا کودک به طریقی واقعأ اجتماعی پاسخ دهد. پاسخهای او رفتارهای اجتماعی او خواهند بود.
در واقع، رفتار اجتماعی کنش متقابل دو یا چند فرد است؛ گاه این کنش یک سویه است و در آن یک موجود زنده به وسیله موجود زنده دیگر تحریک می شود و گاه دو سویه است؛ یک موجود زنده،موجود زنده دیگر را تحریک می کند و به نوبه ی خود به وسیله رفتاری که در موجود زنده دیگر بوجود می آید، تحریک می شود.
انسانها در جامعه  ، رفتارهای متفاوتی دارند، برخی به دیگران کمک می کنند؛ بعضی رفتارهاشان خشن است، برخی نسبت به دیگران عشق می ورزند و یا از آنان متنفرند. به طور خلاصه می توان گفت که رفتار اجتماعی ، در نهایت در اثر تعامل با دیگران به وجود می آید. روان شناسان اجتماعی نیز بر همین نکته تأکید دارند، آنان در ابتدا سعی دارند شرایطی را که رفتارهای اجتماعی افراد را شکل می دهد، مثل واکنش افراد، احساسات و تفکرات آنان در مورد دیگران را درک کنند. آگاهی داشتن از علل رفتار به ما این امکان را می دهد تا هم رفتارهای اجتماعی را پیش بینی و هم آنها را به نحو مطلوب تغییر دهیم . از این رو، شرایطی که باعث بوجود امدن رفتارها می شوند، به اندازه خود رفتار مهم هستند.
رفتارهای اجتماعی در ظاهر به وسیله متغیرهای بسیاری شکل می گیرند. بنابراین روان شناسان اجتماعی صادقانه در پی نادیده گرفتن برخی از این متغیرها می باشند. اگر چه تعداد عواملی که بر رفتارهای اجتماعی اثر می گذارند، بسیار زیاد است، اما می توان آنها را در پنج دسته عمده گروه بندی کرد تأثیر این عوامل و علل را می توان به شرح زیر مشخص کرد (Baron/Byrne,1992:12).

عوامل مؤثر بر شکل گیری رفتار اجتماعی
رفتار اجتماعی عبارت است از احساسها، واکنش ها و اندیشه های آدمی در وضعیت های اجتماعی . برای شناخت و فهم آنها باید به علل و عوامل زیر توجه داشت.
1.رفتار و منش دیگران : آنچه که دیگران می گویند و یا در ظاهر انجام می دهند و زمینه های نژادی و قومی آنها؛
2.شناخت اجتماعی : اندیشه ها، باورها، خاطره ها و استدلالهای فرد درباره دیگران؛
3.متغیرهای محیطی : گرما، سرما، سروصدا،آلودگیها، ازدحام و نوع آب و هوا؛
4.عوامل فرهنگی و اجتماعی : عضویت در گروه های مختلف اجتماعی، وجود هنجارها و ارزشهای فرهنگی؛
5.عوامل زیست شناختی : جنبه های ارثی وظاهری فرد، احساس و تواناییهای شناختی.

چرا مطالعه ی روان شناسی اجتماعی لازم است
روان شناسان اجتماعی علاقه مندند جنبه های مختلف زندگی اجتماعی انسان مانند آموزش و پرورش ، سیاست، فعالیت های اقتصادی و روابط میان اقوام و ملل را مطالعه و بررسی کنند. پژوهشهای آنان در چند دهه ی گذشته اطلاعات انبوهی به ارمغان آورده که از فایده های بسیاری برخوردار است؛ دانستن آنها برای همه ی کسانی که با مردم سر و کار دارند؛ نه تنها سودمند بلکه ضروری است. این فایده ها را می توان به شرح زیر گروهبندی کرد :
1.درک سیر آفرینش تاریخی انسان : انسانها دارای نیازهایی مانند گرسنگی، تشنگی و جنسی هستند که در میان همه آنان یکسان است؛ اما سائقهایی  چون عشق ، نفرت، شهوت ، قدرت، آرزوی تسلیم، ترس و... نیز دارند که هر کس را از دیگران متمایز می سازد. همه ی این نیازها و سائقها محصور فرآیند اجتماع و فرهنگ جامعه اند.  
اریک فروم بر خلاف زیگموند فروید که خوی آدمی را محصول ارضا یا ناکام گذاشتن سایقهای اصلی طبیعت آدمی می دانست، معتقد بود که انسان در درجه اول "موجود اجتماعی" است و کار اجتماع فقط سرکوبی سایقهای اصلی انسان نیست؛ بلکه اجتماع آفریده فرد و فرد آفریده اجتماع است. زیباترین یا زشت ترین تمایلات آدمی هیچ کدام جزیی از یک طبیعت تغییر ناپذیر و بیولوژیک نیست؛ بلکه از فرایند اجتماع که آفریننده انسان است، نتیجه می شود. به عبارت دیگر، اجتماع علاوه بر جلوگیری ، وظیفه آفرینندگی نیز دارد؛ طبیعت آدمی و انفعالها و و اضطرابهای او محصول فرهنگ اجتماعند و خود انسان مهمترین مخلوق کوشش مداوم بشر است که داستان آن را "تاریخ" نام نهاده اند. هدف روان شناسی اجتماعی درست همین است که سیر آفرینش انسان را در تاریخ به فهم نزدیک کند (فروم، 33:1366).
2.شناخت روابط انسانی و پیوندهای زندگی گروهی : انسان هیچ گاه تنها و دور از دیگران زندگی نکرده است؛ بلکه زندگی او حاصل روابط و پیوندهایش با دیگران است. اگر قرار باشد به شناختی از او دست یابیم ؛ باید در این چهارچوب وی را بشناسیم؛ زیرا زیستن و چگونه زیستن با دیگران مسأله ای اجتماعی است. چنانکه از دیدگاه امیل دورکیم خودکشی بیش از آنکه برآمده از تنگدستی، بیماری یا حتی نقص عضو باشد، از کاهش همبستگی بین فرد و دیگران سرچشمه می گیرد (ساروخانی،11:1370). بسیاری از مسائل انسان، اجتماعی است و این مسائل بیشتر پیامد کنش متقابل میان افراد و گروهها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جامعه پذیری؛ اجتماعی شدن فرد
مرگ سرنوشت محتوم هر فرد انسانی است و از آنجا که جانشینی اعضای جامعه باید تضمین شود، این نیاز تا حدودی به وسیله ی تولید مثل طبیعی که "میراث ژنتیکی" جامعه را تداوم می بخشد، برآورده می شود. اما اگر جامعه ای خواهان بقای خود باشد، باید "میراث فرهنگی"  آن جامعه نیز تداوم یابد؛ این امری است که تنها در فرایند "جامعه پذیری" یا "اجتماعی شدن"  امکان پذیر می گردد.
جامعه پذیری فرآیندی است که به انسان، شیوه های زندگی کردن در جامعه را می آموزد، به او شخصیت می دهد و تواناییهایش را در جهت ایفای وظایف فردی به عنوان عضو جامعه توسعه می بخشد (کوئن، 363:1371). فرد در خلال اجتماعی شدن هویت یا "من اجتماعی" خود را بازمی یابد و شناخت لازم برای ایفای نقشهای اجتماعی را یاد می گیرد؛ این روند بیسار گسترده و پیچیده که در طول زندگی فرد تداوم می یابد شامل آموزش زبان ، باورها و نگرشها و ارزشهای جامعه می باشد و به فراگیری رفتارهای متناسب با هنجارهای پذیرفته شده جامعه منجر می گردد. بنیادی ترین بخش جامعه پذیری در دوران کودکی رخ می دهد؛ اما این روند در سراسر عمر آدمی ادامه می یابد.

سرشت و پرورش
هیچ بحثی از جامعه پذیری نیست که اهمیت سرشت و پرورش  را در رشد جسمانی، عقلانی، اجتماعی و شخصیتی نادیده گرفته باشد. "سرشت" اصطلاحی است که برای ساخت ژنتیکی انسان یا وراثت بیولوژیکی او به کار می رود و "پرورش" به محیط و تجربه های متقابلی که هر فرد در زندگی خود به دست می آورد اشاره می کند. در میان دانشمندان این بحث وجود دارد که وراثت یا محیط کدامیک اهمیت بیشتری دارند و کدامیک بر رشد انسان مؤثرند؛ اما به نظر می رسد که این بحث، بیهوده باشد. چرا که نمی توان دو عامل وراثت و محیط (سرشت و پرورش) را از یکدیگر جدا نمود یا تأثیر یکی را بیشتر از دیگری دانست؛ زیرا هر دو عامل لازمه ی جامعه پذیری هستند.
رشد مغز انسان بر این نکته تأکید دارد که ویژگی های ژنتیکی از محیط جدا شدنی نیست. به وسیله ساخت ژنتیکی، ما انسانها در می یابیم که کورتس مغز(قسمت تفکر و ادراک مغز) اعمالی مانند به خاطر آوردن، فهمیدن و ادراک کردن را در خود جای می دهد. به احتمال زیاد اکثر قسمتهای مغز انسان قابلیت انعطاف پذیری زیادی دارد. دانشمندان معتقدند که مغز انسان قدرت فهم و یادگیری هر یک از 5000 زبان شناخته شده در دنیا را دارد (Ferrante,1996:153) .
کودک در ماه اول زندگی قادر به تکرار و تقلید صداهایی است که برای صحبت کردن به آنها نیاز دارد؛ کم کم این تکرار و تقلید، کاهش می یابد و کودک آنچه را که می شنود یاد می گیرد. شواهد حاکی از آن است که مغز انعطاف پذیری خود را برای درک زبان از بدو تولد شروع می کند تا هنگامی که کودک به یک سالگی می رسد. مهمترین دلیل این امر آن است که مواد خام ژنتیکی توسط محیط شکل می گیرد. ساخت ژنتیکی که انسان دارد به او کمک می کند تا به یادگیری ارزشها، باورها، هنجارها و زبان فرهنگ خود قادر شود؛ مثلأ مانند باورهای یک کودک فلسطینی در مورد اشغال سرزمین خود و ... . این باورها در اثر ارتباط با محیط و کنش متقابل با دیگران آموخته می شود. اگر کنش متقابل و برخورد با دیگران وجود نداشته باشد، فرد نمی تواند عملکرد طبیعی از خود نشان دهد و اجتماعی شدن را یاد بگیرد. در واقع، کلید فهم کنش متقابل بین سرشت و پرورش (وراثت و محیط) عبارت است از جریان جامعه پذیری که طی آن زیست شناسی و فرهنگ با یکدیگر تلاقی می کنند و در هم می آمیزند.

شیوه های جامعه پذیری
جریان جامعه پذیری به دو صورت به پیش می رود :
1.گاه گروه عملأ به جامعه پذیر کردن فرد می پردازد، چنانکه خانواده و مدرسه آگاهانه هنجارهای زندگی را به کودک می آموزد.
2.گاه زندگی گروهی، خود به خود فرد را جامعه پذیر می گرداند، چنانکه رفتار پدران و مادران، بی آنکه خود آنان متوجه باشند، سرمشق رفتار کودکان قرار می گیرد.

دو نقش اساسی جامعه پذیری
جامعه پذیری دارای دو نقش اساسی است:
1.از نظر فرد: جامعه پذیری فرآیند شکوفا کردن استعدادهای بالقوه و فراهم آوردن امکانات رشد شخصیت و تبدیل فرد به شخص (فرد اجتماعی) است. در واقع، فرد انسانی در طی اجتماعی شدن به کسب هویت اجتماعی خویش نایل می گردد و با پذیرش ارزشها، هنجارها، آرمانها و شیوه های زندگی، تحت شرایط مطلوب ، قادر به تحقق استعدادهای بالقوه ی خود می گردد.
2.از نظر جامعه: جامعه پذیری جریانی است برای انتقال ویژگی های فرهنگ یک جامعه از نسلی به نسل دیگر و نیز امکان تکامل و استمرار فرهنگ و تربیت افراد برای ایفای نقشها و احراز پایگاههای مختلف اجتماعی.

جامعه پذیری انتظاری
وظیفه اصلی هر جامعه بازتولید خود است برای خلق اعضایی که رفتارها، آرزوها و هدفهایشان با رفتارها، خواسته ها و هدفهایی که از طرف جامعه مناسب تشخیص داده می شود، تطبیق کند.از طریق فرایند نیرومند و همه جا حاضر جامعه پذیری است که نیازهای جامعه به نیازهای فرد تبدیل می گردد.
جامعه پذیری فرآیند یادگیری است؛ این فرآیند وسیله ای است که از طریق آن ما مهارت های اجتماعی مانند رانندگی با اتومبیل، غذا خوردن با قاشق و چنگال و ... را می آموزیم. و همچنین جامعه پذیری وسیله ای است که در خلال آن یاد می گیریم که چگونه دنیای خود را بشناسیم و چگونه با دیگران رابطه متقابل برقرار کنیم و یا اینکه مرد بودن یعنی چه و زن بودن یعنی چه و دیگر این که در هر شرایطی چه باید کرد و چه نباید کرد و اصولأ جامعه چه چیزی را خوب می داند و چه چیزی را بد.
مردم اغلب چنین می پندارند که جامعه پذیری مترادف است با تربیت کودک. این حقیقت دارد که آموزش سازنده و اصلی، در مراحل ابتدایی زندگی رخ می دهد و به همین دلیل کودکان باید ارزشهای اساسی، دانشها و باورهای فرهنگی جامعه خود را یاد بگیرند.
بخشی از جامعه پذیری که در دوران کودکی به وقوع می پیوندد، بدان "جامعه انتظاری" می گویند و این همان شیوه ای است که کودکان ارزشها، سوگیریهایی که در آینده با آن مواجه خواهند شد، یاد می گیرند  .

باز جامعه پذیری (دوباره اجتماعی شدن)
جامعه پذیری در دوران کوردکی به پایان نمی رسد، ولی به هر حال در سراسر زندگی آدمی ادامه می یابد. بزرگسالان هم دوباره اجتماعی (بازجامعه پذیری ) می شوند و هنجارها ، ارزشها و انتظارات جدیدی را می آموزند.
در هر گروه یا سازمان جدیدی که عضو می شویم و یا هر رابطه دوستی برقرار می کنیم یا در هر تجربه ای که در زندگی به دست می آوریم، ناچاریم که هویتهای جدیدی را کسب کنیم و برای هنجارها و ارزشهای جدیدی "اجتماعی" شویم. برای برخی از شغلهای خاص اجتماعی شدن دوباره به ما کمک می کند که انتظارات قبلی خود را کنار گذارده و برداشت واقع بینانه تری را از این شغلها به دست آوریم. به عنوان مثال: دانشجویان جدید پلیس معتقدند که شغل آنان حفاظت از مردم است، بنابراین باید بیاموزند که "زور" چیز مناسبی است وگاه بدان احتیاج دارند.
برخی اوقات اجتماعی شدن دوباره بزرگسالان از طریق زور صورت می گیرد تا این که هدفهای مهم سازمانی و اجتماعی بهتر برآورده شود. ارتباط گروهی از افراد در زندانها، بیمارستانهای روانی و پادگانهای نظامی با جامعه بیرون قطع می شود و این افراد مجبور می شوند که یک زندگی محدودکننده را تحمل کنند. در چنین وضعیتی تجربه های جامعه پذیری پیشین به گونه ای منظم از بین می رود و تجربه های جدیدی شکل می گیرد که منافع گروه را تأمین می کند. مثلأ در یک پادگان نظامی، فرد می آموزد که هویت پیشین خود را بعنوان یک غیر نظامی کنار گذارده و هویت جدید سربازی را پیش گیرد. او باید بیاموزد که چگونه همچون یک سرباز فکر کند و عمل نماید و نیز باید یاد بگیرد که دنیا را از دیدگاه یک سرباز نگاه کند. برای کمک به سربازانی که تازه وارد خدمت می شوند باید به آنان یاد داد که هویت های پیشین خود را عوض کنند و موقعیت های جدید را بپذیرند. همه ی این کارها برای آن است که "فردیت" آنان از بین برود.
 همه می دانیم که موقعیت هایی نیز وجود داشته است که در آن اجتماعی شدن دوباره در تنهایی صورت گرفته است و به  همین دلیل از این فرآیند به طور مصیبت باری استفاده استثماری شده است. به عنوان مثال می توان از خودکشی دسته جمعی در جونزتاون (1978) و برخورد مسلحانه سال 1993 و نابودی قرارگاه "دیوید کورش" در تگزاس آمریکا و نیز حمله شیمیایی متروی ژاپن توسط اعضای گروه "آم شین ریکو" را نام برد.
رهبران این گروه ها به اعضایشان گفته بودند که برای دستیابی به یک زندگی پربارتر باید خود را از دیگران جدا کرده و تمام روابط عاطفی و ارزشهای خود را با آنان قطع کنند. اعضای گروه چنان از طرف رهبران خود شستشوی مغزی داده شده بودند که اختیار خود را به دست آنان سپرده بودند، به طوری که هر چه رهبران می گفتند بدون چون و چرا می پذیرفته و اجرا می کردند.
هنگامی که مردم به طور عاطفی و جسمانی از دوستان و خانواده خود جدا می شوند "فردیت" خود را از دست می دهند و می توانند از طریق نفوذ و تهدید به کارهایی دست بزنند که قبلأ توانایی آن را نداشتند. از جمله کشتن خود و دیگران.(Newman,1997:123)

عوامل یا کارگزاران جامعه پذیری
فرآیند جامعه پذیری دارای جلوه های گوناگونی است که در سراسر زندگی بر فرد تأثیر می گذارد. در این میان کارگزاران جامعه پذیری ، نهادها یا سایر زمینه های ساختاری که جامعه پذیری به ویژه در سالهای اولیه زندگی در آنها رخ می دهد، دارای بیشترین اهمیت هستند. در جامعه نوین : خانواده، گروه همگنان، مدرسه و رسانه های گروهی به واسطه قدرت و تأثیر پیوسته ای که در جامعه پذیری دارند، از اهمیت فراوانی برخوردارند.
1.خانواده : بدون تردید، خانواده در همه ی جامعه ها،مهمترین کارگزار جامعه پذیری است. یکی از دلایل این اهمیت، بر عهده داشتن مسئولیت اصلی اجتماعی کردن کودکان در سالهای حساس اولیه زندگی از جانب این نهاد است و از آنجا که نوع روابط اجتماعی در درون خانواده عمومأ مبتنی بر تماس بسیار نزدیک، مستقیم، رودررو، صمیمی و غیر رسمی است یکی از اساسی ترین و محوری ترین کارگزاران جامعه پذیری شناخته می شود.
کودکان در خانواده و در ارتباط با والدین خود به کسب هویت می پردازند، همانند آنان می شوند و آنچه آنها می کنند و می گویند انجام می دهند، در نتیجه رفته رفته رفتار درست را طبق نظر والدین فراگرفته، به کار می برند. از این رو، دختران و پسران به شیوه های مختلف اجتماعی می شوند و الگوی رفتارهای متفاوتی را با توجه به سن خود یاد می گیرند.
2.گروه همگنان : گروه همگنان در زندگی کودکان و اجتماعی کردن آنان نقش بسیار مهمی دارد. معمولأ دوستان و همه ی کودکانی که تقریبأ همسن و همبازی کودک هستند و در او تأثیر می گذارند، شامل گروه همگنان می شود. کودکان با هم بازی می کنند و قدری که بزرگتر شدند، با هم به گردش می روند، پذیرفته شدن در گروه برای آنها خیلی مهم است، زیرا آنان رفتارهای خود را طبق موافقت گروه اصلاح و تعدیل می کنند (Morre,1988:14) . به این ترتیب، گفته می شود که گروه همگنان یکی از کارگزاران اساسی و مهم جامعه پذیری انسان است.
3.مدرسه : پر قدرت ترین کارگزار جامعه پذیری بعد از خانواده، مدرسه (تعلیم و تربیت) است. بنابر دیدگاه کارکردگرایان، هدف اولیه مدارس، اجتماعی کردن کودکان است. کودکان معمولأ در سن 5 سالگی وارد نظام آموزشی (کودکستان) می شوند. آنان با زمینه های ذهنی، فکری و فرهنگی گسترده و گوناگونی به مدرسه می روند. در مدرسه مجموعه ای از ارزشها،هنجارها و دانستنیهای مهم به آنان آموخته می شود. در کنار این دانش که به طور رسمی و به عنوان برنامه ی درسی به آنها یاد داده می شود، دانش آموزان همچنین مجموعه ای از ارزشها و مهارتهای پنهانی را که در مدرسه وجود دارد و به وسیله ی معلمان و کارکنان مدرسه و حتی دیگر دانش آموزان به آنها انتقال می یابد، فرا می گیرند. برای مثال: آموزگاران تأکید بسیاری دارند که تمایزی بین دختران و پسران نیست و همه برای کسب علم و دانش دارای فرصت های مساوی هستند،اما در عمل چنین نیست، آنها در طی دوره های مختلف زندگی در مدرسه، با شیوه های مختلفی با پسران و دختران سخن می گویند و موضوع های گوناگون و متفاوتی را با توجه به سن در اختیار آنان می گذارند. این امر موجب پیدایی آموزش پنهانی مدرسه (برنامه درسی پنهان) که بسیار هم مهم است، می گردد.
4.رسانه های گروهی : جدا از تجربه مستقیم، بسیاری از مباحث و مطالبی که درباره ی جهان می دانیم از طریق روزنامه، رادیو، تلویزیون و دیگر رسانه های گروهی کسب کرده ایم. نگرش ها و الگوهای رفتاری ما از اطلاعات داده شده و راههای ارئه شده توسط این رسانه ها تأثیر می پذیرد. برای مثال: بیشتر گرایش های ما به سوی دیگر کشورها،گروه های قومی، رفتار ویژه جنسی و رویدادهای سیاسی از همین رسانه های گروهی شکل گرفته است.
 


منابع :


منابع و ماخذ


بياني – احمد – روش تحقيق در علوم تربيتي – انتشارات نور – سال  1380– تهران

بهاوري – محمود – نقش اجتماعي افراد – انتشارات ني – سال 1379 – تهران

ستوده – هدايت الله – روان شناسي اجتماعي – انتشارات آواي نور – سال 1380- تهران

دلاور – علي – آمار استنباطي – انتشارات رشد- سال 1381 – تهران

دلاور – علي – روش تحقيق – انتشارات رشد – سال 1379 – تهران

رحيميان – حوريه بانو – روان درماني و نظريه هاي مربوط به آن – انتشارات آگاه – سال 1380 – تهران

شفيع آبادي – عبدالله – نظريه روان درماني – انتشارات ارجمند – سال 1379 – تهران

سياسي – علي اكبر – روان شناسي شخصيت – انتشارات نور – سال 1380 – تهران

ستوده – هدايت الله – آسيب شناسي اجتماعي – انتشارات نور – سال 1379- تهران

گنجي – حمزه – روان شناسي رشد – انتشارات رشد – سال 1380 – تهران

منصور – محمود – روان شناسي شخصيت – انتشارات رشد – سال 1379- تهران

ولي زاده – حسين – مسائل نوجوانان و جوانان – انتشارات پيام نور – سال 1378 – تهران

ونداد – علي – مسائل هويتي نوجوانان – انتشارات پيام نور – سال 1379 – تهران  

 

طراحی سایت : سایت سازان