میهن داک - میهن داکیومنت

مقايسه ميزان شيوع طلاق در ازدواج های سنتی و مدرن


کد محصول : 1000268 نوع فایل : word تعداد صفحات : 143 صفحه قیمت محصول : 10000 تومان تعداد بازدید 877

فهرست مطالب و صفحات نخست


مقايسه ميزان شيوع  طلاق در ازدواج های سنتی و مدرن

چکيده :
هدف از تحقيق حاضر مقايسه طلاق در بين زوج هايی که ازدواج سنتی داشته اند و زوجينی که ازدواج مدرن داشته اند که فرضيه عنوان شده عبارت بود از اينکه بين زوجينی که ازدواج سنتی داشته اند ميزان شيوع طلاق متفاوت از ازدواج هایياست که به شيوه مدرن ازدواج کرده اند 80 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده که انتخاب نمونه ها از طریق روش نمونه گیری در دسترس بوده است و آزمون طلاق بر روی آنهااجرا گردیده که جهت آزمون فرضیه ها از روش آماری t مستقل استفاده گردیده که نتایج نشان داد که بین زوجینی که ازدواج سنتی داشته اند میزان شیوع طلاق متفاوت از زوج هایي است که به شیوه مدرن ازدواج کرده اند . به عبارت دیگر میزان شیوع طلاق در زوج هایی که به صورت سنتی ازدواج کرده بودند بيشتر از زوج هایی بود که به شیوه جدید ازدواج کرده بودند .
واژهای کلیدی : طلاق ، ازدواج سنتی ، ازدواج به سبک جدید

فصل اول
کليات تحقیق

مقدمه :
ساختار زندگی که مفهوم مهمی در نظریه لوینسون است ، الگو یا طرح اساسي زندگی فرد در هر لحظه معین می باشداجرای تشکیل دهنده آن روابط فرد را با دیگران اعم از افراد ، گروهها و موسئسات هستند، فقط ساختار زندگی می تواند اجزای زیادی داشته باشند، ولی معمولاً فقط تعداد کمی از آنها که با زندگی زناشویی خانوادگی و شغل ارتباط دارند برای زندگی فرد حیاتی هستند با این حال ارزش عمده و جانبی اجزای ساختار زندگی تفاوت های فردی زیادی وجود دارد گزارش های زندگی نامه ای خیلی ازافراد ، توصیف مراحل زندگی لوینسون را تایید می کنند. این گزارش ها همچنین نشان می دهند که اوایل بزرگسالی (جوانی ) دوره ي بیشترين انرژی در خود نعمت، تناقض و استرس است. این سالها، رضایت زیاد از عشق، تمایلات جنسی، زندگی خانوادگی، دستاورد های شغلی و تحقیق اهداف مهم زندگی را به همراه دارند اما این سالها فشارهای  زیادی را نیز وارد می آورند: تصمیمات مهم در باره ازدواج فرزندان، کار و کسب زندگی ، قبل از اینکه خیلی از افراد تجربه زندگی لازم را برای انتخاب عاقلانه داشته باشند زنان در طول زندگی ، بیشتر از مردان روابط صمیمی هم جنس دارند و زنان می گویند وقتی که با دوستانشان هستند ترجيح می دهند فقط صحبت کنند در حالی که مردان می گویند وقتی که با دوستانشان هستند ترجیح می دهند کاری انجام دهند از این صحبت ها البته در کیفیت دوستی ، تفاوت های فردی وجود دارد که هويت جنسي و  فعاليت  زناشویی  در آن دخالت دارند مردان و زنانی که بر اثر مشکلات روحی و رواني یکدیگر و یا عدم تفاهم با یکدیگر و تازه بعد از ازدواج خصوصیات رفتاری هم آگاهی پیدا می کنند که این خیلی دیر است و باعث مشکلات بعدی در زندگی می شوند و تازه بعد از مراسم ازدواج آنان به تعداد زیادی مسائل مي پردازد.
که قبلا به طور فردی درباره ي آنها تصمیم گرفته یا خانواده شان توصیفي کرده بودند آنها  بايد به مسائل روزمره می پرداختند و از روابط هم آگاهانه با خبر می شدند چون تمام این مسائل می تواند درجه این و طلاق نقش بسزايي داشته باشد بخصوص افرادی که خارج از دامنه سنی هنجاری برای ازدواج قرار دارند اغلب با استرسهايي مواجه می شوند که این انتقال را دشوارتر می سازد. آنهایی که پيش از موقع ازدواج می کنند، شاید از خانواده خود گریزان شدند یا خانواده ای را جستجو می کنند که هرگز نداشته اند اغلب این افراد، هنوز هويت ایمن و استقلال کافی را که برای پیوند زناشویی ضروری است پرورش نداده اند به رغم پیشرفت در زمینه ي حقوق زنان، ازدواج های سنتی هنوز در کشور های غربی یافت می شود در این نوع ازدواج، نوعی تقسیم بندی آشکاربین نقشهای زن و شوهر وجود دارد. مرد رئیس خانواده است مسئولیت اصلی  او تأمین مالی خانواده است زن خود را وقف مراقبت از همسر و فرزندان می کند وظیفه دارد آسایش خانواده را تأمین نماید با این حال ازدواج های سنتی در دهه های اخیر تغییر کردند ارزشهای جنبش زنان را منعکس می کنند در این حالت، زن و شوهر به صورت برابر رابطه برقرار می کنند و قدرت و اختیار تقسیم می شود هر دو همسر می کوشند وقت و انرژی خود را صرف کار با بچه ها و روابط شان می کنند را متعادل سازند طلاق و جدایی شاید در این زوجین کمتر خود را نشان دهد ولی درهر هم زندگی تفاهم و درک روابط و حرفهای دو طرفین باید رعایت شود .(کرباسی ،1374 ، ص 49)

بيان مسأله:
به طور کلی یکی از موضوعات اصلی دوره جوانی، ازدواج است. در ازدواج تداوم زندگی و امنیت خاطر از اهمیت بسیار برخوردار است در این پدیده اجتماعی طرفین در ارضاء نیازهای اولیه ، ارتباطات اجتماعی و پرورش فرزند از یکدیگر بهره می جویند و زوجین سعی می كنند تا نگرش ها ، باور ها  و ارزش های فرهنگی را به فرزندان خود منتقل کنند در صورت عدم تفاهم در مسائل اجتماعی ، اقتصا دی و خانوادگی در زوجین گاهی اوقات جدایی و طلاق حرف اول را می زند و همیشه در ذهن افرادی که مبادرت به طلاق دارند سوالاتی از قبیل این که به چه منظور ازدواج کرده که باعث جدایی و طلاق شده و این جدایی چه می تواند باشد به مشکلات پیش روی خود می افزاید و فرد می تواند با تفکر مثبت  و هدفمند شدن افکار می توانند از این مسئله صرفنظر کند و از طرف دیگر گاهی انواع ازدواج ها و نوع آن می تواند در محکم شدن پایه ازدواج نقش بسزایی داشته باشد گاهی حضور والدین در ازدواج ها و تعیین همسر برای فرزند و مشخص کردن معیار های ازدواج می تواند تأثیر گذار و مثبت باشد و در مشاوره قبل از ازدواج افراد با توجه به نیاز ها و تواناییها را و اطلاعات خود با تجربه مشاور می توانند به نقاط ضعف یکدیگر مطلع شوند ولی در کل هر نوع ازدواج چه سنتی و چه مدرن و به عبارت دیگر چه با انتخاب والدین وچه انتخاب خود فرد در محیط کاری یا تحصیلی مشکلات خاص خود را دارد که ریشه اصلی حل این مشکلات می تواند مهمتر از تمام مسائل دیگر باشد (ستوده ، 1385 ، ص186 )
اهداف تحقيق:
هدف از تحقیق حاضر مقایسه میزان شیوع طلاق در بین زنانی که ازدواج سنتی داشتند بیشتر از زنانی که ازدواج مدرن داشتند و این که هدف کلی ما این است که آیا ازدواج های سنتی و با انتخاب والدین و تصمیم آنها و عدم تصمیم  طرف مقابل و مراسم خواستگاری می تواند در طلاق بیشتر نقش داشته باشد تا ازدواج هایی که خود طرف برای خود با معیارهایی که در ذهن دارد تن می دهد و آیا انتخاب فرد همیشه بدون اشتباه و غلط بوده است و آیا تصمیم والدین نمی تواند در زندگی موفق نقش داشته باشد .

اهميت و ضرورت تحقیق :
طلاق انفجاری است که منظومه خانوادگی و روابط عاطفی و شناختی و اجتماعی نزدیکترین اعضای ارتباطی و عاطفی را از هم می پاشاند و امید و اعتماد و نقش پذیری کودکان و نوجوانان از والدین و نیاز های آنها به حمایت های مالی و عاطفی و درمانی و شناختي اجتماعی از آنها دچار بحران و دگرگونی می گردد و نوع احساس در ماندگی و احساس حقارت و خود کم بینی در افراد بوجود می آیند و امید است که با این گونه تحقیقات و بررسی علل طلاق در بین زوجین جواني و افرادی که در راستای ازدواج هستند اول از همه با حضور والدین  و يا مشاورین ازدواج مشکلات بعد از ازدواج شناخته شود و سعی کنیم که در کاهش طلاق توسط زوجین راهکارهایی را به کار ببریم که بتوانیم زندگی خوب و خوشي را داشته باشند و ارائه این گونه تحقیقات در نهاد خانواده می تواند نقش بسزایی داشته باشد در ازدواج فرد دوست دارد که به نیاز های عاطفی و روابط اجتماعی بیشتری از طرف همسر خود قائل شود و اگر کمی این نردبان بخواهد  بلغزد مشکلات بعدی را به همراه دارد .

سوال تحقیق :
آیا  میزان شیوع طلاق در بين زوج هایی كه به طور سنتی ازدواج کرده اند متفاوت از زوج هایي است که به شیوه مدرن ازدواج کرده اند؟
تعاریف واژه ها و مفاهیم عملیاتی و نظری
طلاق عبارت است انفجاری که منظومه خانوادگی و روابط عاطفی و شناختی و اجتماعی نزدیکترین اعضای ارتباطی و عاطفی را از هم می پاشاند که این مسائل در بین زنان و شوهراني که به علت مشکلاتی مانند عدم تفاهم یکدیگر و یا عدم مراتب تحصیلی و اجتماعی آنها با هم نمی خورد و این مسائل باعث جدایی طرفین می شود .( دهنورد 1384)
 تعریف عملیاتی طلاق :
 عبارتند از نمره ا ی که آزمودني از آزمون طلاق به دست آورده است .
ازدواج سنتی :
عبارت است از ازدواجی که با سنت گذشته و حضور والدین و بزرگان فامیل و طبق تعیین خواستگار یا نامزد مناسب جهت ازدواج انتخاب گردیده است . (عسگري 1380)

ازدواج مدرن :
عبارتند از ازدواجی است که دختر یا پسر با آشنایی با جنس مخالف و آشنایی و دوستی و هم صحبتي با هم تن به ازدواج می دهند با استفاده از معیارهای خود شخصاً و بدون دخالت اطرافیان دست به انتخاب می زنند. (بهادري 1382)

فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق

تاريخچه طلاق
طلاق در ملل و ادیان مختلف :
تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج بر می گردد به همان علت که بشر بنا به خواست طبیعی خود پیوند ازدواج می بندد، تا در کانون گرم خانواده در کنار هم به سکون و آرامش برسد، به همان گونه هم ممکن است که بنا به دلیلي از ادامه زندگی خود داری كرده، طلاق را بپذیرد «ولتر» می گوید : (طلاق و ازدواج در یک زمان در عالم پدید آمد ) . قدر مسلم این است که طلاق در بسیاری از ادیان الهی غير الهي پیش از اسلام هم وجود داشته است، بنا بر این به تاریخچه کوتاهی از طلاق در روزگاران گذشته اشاره خواهیم داشت .
عصر جاهليت :
در عصر جاهلیت طلاق بدست زن بود و به این گونه که اگر در های خانه به طرف راست بود، به طرف چپ قرار می داد و اگر بطرف شرق بود به طرف غرب قرار می داد. مرد که این وضعیت را می دید، متوجه می شد که همسرش او را طلاق داده و دیگر نزد او نمی آید . هنگامی که زنی با مردی ازدواج می کرد و شبي را نزد او می گذارند حق انتخاب با او بود، اگر می خواست نزد شوهرش می ماند و اگر نمی خواست می رفت و علامت رضایت مرد این بود که وقتی صبح می شد، خوراک خوبی برای او تهیه  می نمود. در منابع دیگر بر خلاف این مسئله آمد ه است که طلاق در جاهلیت بسیار ساده و با الفاظ توهین آمیز صورت می گرفت : ( انت مخلی کهذا البعیر - تو مثل این شتر آزاد و رها هستي ) یا اینکه به او گفت :
 ( الحقي با هللک فتعود طالقا – به افراد و فامیل خودت ملحق شو که طلاق گرفته ا ی به سوی آنها باز گردی) در روزگاری که دختران به جرم دختران زنده به گور می شدند به گور می شدند، طلاق به این گونه جای شگفتي ندارد . در عصر جاهلیت طلاق، ظهار و ایلاء وجود داشته که برخي از آنها اسلام لغو و برخي را امضاء و اصلاح نمود .
یونان باستان :
 در اعصار گذشته، زن آلت دست شیطان به حساب می آمد، بنا بر این تنها به اندازه یک کالا ارزش داشت و خرید و فروش و معامله می شدو هر چیز به او ممنوع بود، بجز خانه داری و تربیت کودکان مرد می توانست آن را بفروشد، یا هدیه كند یا وصیت کند که متعه هر کس که می خواهد باشد، قطعاً حق طلاق از او سلب شده بود. در آن روزگاران حتی بحث از این مسئله به میان می امد که آیا اصلاً زن روح دارد یا نه ؟ اگر روح دارد آیا روح انسانی است یا حیوانی ؟ آیا شایستگی دارد که جز اجتماع انسانی باشد یا نه ؟
قانون بابل :
قانون بابل این بوده که مرد حق داشته در صورت بیماری زن یا ناتوانی او در انجام روابط زناشویی همسر دیگری بر گزیند. ولی نمی توانسته آن را طلاق بدهد، و حق زن بوده است که نزد مرد باقي بماند و نسبت به شان خود از شوهر نفقه در یافت کند . ولی اگر زن عقیم یا نازا بود، مرد حق نداشت با زن دیگری ازدواج کند بلکه کنیزی به خانه می آورد تا برای او فرزند ی به دنیا آورد و کنیز هم حق خود داری از این امر را نداشت .
هند :
در این سرزمین ارزش و منزلت زن آن گونه بود که چیزهایی زیان بخش مانند بیماری و با  - مرگ - مارافعي و آتش بهتر از او بودند. در صورتی که مرد می مرد باید زن راهم زنده در آتش می سوزاندند، تا جایی که در سرزمین (مارتا ) یکی از فرمانروایان هندی 17 زن داشت و پس از مرگ همگی زنده در آتش سوزاند، شدند (صائب تبریزی ) در وصف زنان هند و می گوید :
(چون ذهند و کسي در عاشقی مردانه نیست
 سوختن برشمع مرده کار هر پروانه نیست)
قطعاً مسئله طلاق به عنوان حقوق زن به شمار نمي رفته است .
ايران باستان :
زن بسیار مورد ستم و تحقیر قرار می گرفت . مرد حق داشت، برای همیشه او را در خانه زندانی کند یا به قتل برساند ، یا مورد خرید و فروش قرار دهد و طلاق در این دوران جایز بود و بدست مرد انجام می شد.
دين يهود :
 در مذهب یهود مرد می تواند حتي بدون دلیل زن را طلاق دهد اگر چه با میل به زن زیباتر باشد، اما به شرط آنکه طلاق زن در ﺷﺄن او باشد که طلاق دهد و گونه در افراد ی که از شئونات بالایی بر خودار هستند ، روا نیست که بدون دلیل همسران خود را طلاق دهند. زن به هیچ عنوان نمی تواند تقاضای طلاق نماید حتی اگر مرد زنا کرده باشد . دلایلي که بواسطه آن مرد حق دارد ، زن را طلاق دهد عمدتاً عبارتند از :
زنا، عقیم بودن ، عیوب جسمانی و اخلاقی. در ( تلمود ) آمده است: ( مرد حق طلاق دارد و برای زن چنین حقی نیست مرد می تواند با کمترین دلیل هم حتی سوزاندن غذا ، زن خود را طلاق دهد ، و جایز نیست با زنی با نیت طلاق ازدواج کند ، مگر اینکه قبلاً اورا خبر دهد . )
دين مسيحيت :
مسیحیت هیچگاه طلاق را جایز نمی دانند ، در انجیل (متي) آمده است که حضرت عیسی پرسیدندکه آیا آن گونه که در دین موسی ازدواج جایز است آیا در دین مسیحیت هم جایز است ؟ حضرت عیسی مسیح فرمودند : بدرستي که موسی (ع) بخاطر قساوت قلب شما اجازه داد تا زنها تان را طلاق دهید اما از اول چنین چیزی وضع نشده بود . من به شما می گویم هر کس همسرش را طلاق دهد مگر به سبب زنا، و زن اوبا دیگری ازدواج کند مرد زنا کرده است و باعث زنا کردن او می باشد و مردی که با زن مطلقه ای ازدواج کند زنا کرده است .
حواریون گفتند  در صورتی که چنین با شد پس بهتر آنکه اصلاً ازدواج صورت نگیرد .
مسئله طلاق ، مشکلات بسیاری برای جوامع مسیحی پدید آورد چنانكه هم اکنون در کشورهايی مانند ایتالیا- پرتغال طلاق ممنوع و مشکلات حاصل از آن بسیار است .
روزنامه (اکسپرس) مینویسد :
(بواسطه عدم وجود طلاق در ایتالیا عملاً بسیاری از مردم به صورت عادی روابط جنسی بر قرار می کند)
وروزنامه (تيمورو) مي نويسد:
(ممنوعیت طلاق مشکل بزرگی برای برای مردم ایتالیا بوجود آورده است و بسیاری تابیت ایتالیا را به همین خاطر ترک کرده اند ) .
علمای مسلمان در گذشته فکر می کردند، چون طلاق در مسیحیت ممنوع است باید سایر قوانین نیز ممنوع باشد ، و از این رو به اسلام ایرادمی گرفتند که چرا اسلام ،طلاق را جایز می دانسته است ، خود ملل مسیحي نیز قانون بر حسب ضرورت بر خلاف رای کلیسا طلاق را قبول کرده اند در سال 1970 در ایتالیا که مقر پاپ است ، قانون طلاق به تصویب رسید و در سال 1947 (م.) قانون اساسي ایتالیا با مواجعه به آرای بحرانی اصلاح گردید .
طلاق در منصب کاتولیک حرام است، یعنی درصورت خیانت زن و شوهر و با موافقت کلیسا تنها حکم ترفین جسمانی یعنی جدا زندگی کردن زن و شوهر می شود . ولی هیچ کدام حق ازدواج با شخص دیگری را ندارند. انجیل (مرقس ) آیه 8-9 از زبان حضرت( مسیح) می گوید :
(زن و شوهر به منزله جسد واحد هستند و از یکدیگر دور نيستند، پس در صورتی که خداوند آنها را با یکدیگر جمع کرده است ، انسانی نباید میان آن دو تفرقه ایجاد کند) .
فرق ارتدوکس و پروتستان ، طلاق را در صورتهای نادری مثل خیانت زن و مرد جایز می داند، اما در صورت طلاق نمی تواند با کسي ازدواج نماید .
انجیل (متي) اصحاح پنجم، آیه21 تا 22  از زبان عیسی مسیح می نویسد :
(کسي که زن خود را جز در خیانت به زناشویی طلاق گوید مثل اینکه اورا به عمل نامشروعي واداته است ) .
در قرن 16 م. با ظهور (مارتین لوتر در آسمان وژان کالون) در فرانسه در مذهب ممالک اروپایی پدید آمد و مذهب (پروتستان) مر کب از هواداران نظرات (لوتر) و(کالون) ایجاد شد و به تدریج زمزمه قانون شدن طلاق نیز بر خاست ، تا اینکه (هنری هشتم ) پادشاه انگلستان (1509- 1547م ) تصمیم گرفت همسر خود ملکه (کاترین در اگون ) را که 18 سال با او زندگی مشترک داشت، طلاق دهد و با ندیمه (کاترین ) ازدواج کند. تقاضا یش را با پاپ در میان گذاشت، اما پاپ شديداً آن را رد کرد .(هنری ) در این حال خود بطلان ازدواج خویش را بر عهده گرفت .
 در مذهب کاتولیک طلاق مطلقاً حرام و تنها جداگانه زن و شوهر جایز است .
کشور شوروی سابق :
در کشور شوروی( سابق) بعد از انقلاب اکتبر 1917 م. تحولی در تمام شئون ایجاد شد از جمله، قوانین در حقوق خانواده وضع گردید در 16سپتامبر(  1918 م.) تصویب شد ، همین که زوجین توافق می کردند در دفاتر محلی، طلاق ثبت می شد و در صورت عدم توافق باید به دادگاه مراجعه می کردند، در سال 1929 م. قانون تازه اي وارد شد که تشریفات طلاق را بسیار ساده می نمود و به موجب آن هر یک از زوجین که متقاضی طلاق بود، به دفاتر خاص مراجعه نموده و به موجب آن هر یک از زوجین که متقاضی طلاق بود، به دفاتر خاص مراجعه نموده و طلاق را ثبت می کرد . سپس کارت پستالی به طرف ديگر مي فرستاد و او را از طلاق آگاه می نمود  که این کارت پستالی در مواردی هم از طرف دفتر داده نمی شد این طلاق به طلاق کارت پستالي معروف شد. این آزادی بیش از حد، تعداد موارد طلاق را بسیار افزایش داده و مشکلاتی پیش می آورد و گاه طرفین از طلاق آگاه نمی شدند و اگر ازدواج مجددی صورت می گرفت، چون طلاق در جایی ثبت نشده بود، حکم تعداد زوجات پیدا می کرد که آن هم در قانون شوروی  جرم  به حساب می آمد در سال 1935 م. موارد طلاق به حد بسیار زیادی افزایش یافت، بطوري که نسبت طلاق به ازدواج به 44% رسید از طرفی تنها دلیل موجه برای طلاق عدم امکان زندگی مشترک به حساب می آمد. البته قوه قضائیه شوروی در عمل موارد زیر را از اسباب تجویز طلاق به شمار می آورد: عدم وفا داری در امر زناشویی، دائم الخمری ، رفتار اهانت آمیز (نسبت به همسر )، رفتار خلاف مقررات جامعه سوسیالیستی، ترک خانواده، ارتکاب جرم ، ابتلاء به بیماری های صعب العلاج روحی و جسمی ، عقیم بودن ، در صورتی که بروز اختلاف شدید کرده باشد و تشخیص صلاحیت طلاق با دادگاه است .
در روسیه تزاری و اتریش سابق مانند ساير نقاط دیگر اروپا طلاق ممنوع بود و فقط طبقات خاصی از آن بر خودار بوده و در موارد محدودی انحلال زوجیت یا تفریق جسمانی مجاز بود تفریق جسمانی مجاز بود تفریق جسمانی عبارت بود از سه سال جدا از هم زندگی کردن که مرد نفقه نمی پرداخت و زن هم در این مدت از تمکین معاف بود .
اما بقیه حقوق جاری بود اگر بعد از سه سال سازش و توافق حاصل نشده، انحلال ازدواج صورت می گرفت «مادوم کولونتاری » = (KOLONTARY) نویسنده کتاب (خانواده در شوروی ) و عضو گارد قدیمی بلو شیک و نماینده سیاسی شوروی در نروژ در سال 1919 م. در کتاب خود نوشت :« ضرورت وجود خانواده برای کشور یا برای اعضا ء خانواده دیگر از بین رفته است » تا دسامبر 1917 م. بنا بر تقاضای هر یک از زوجین بدون دلیل طلاق صورت می گرفت و در دفاتر رسمی ثبت می شد ، اما بر اثر فجایع بسیار آن ، قوانین بسیار سختي جایگزین شد در 8 ژوئن 1944 میلادی اختیار طلاق زن و مرد گرفته شد. و به محاکم و دادگاهها واگذار شد .
تبت :
مرد می توانست هر موقع که می خواهد همسر خود را طلاق دهد ، بدون اینکه دعوا یی باشد یا طلبی از زن را پرداخت کند ، زیرا ازدواج هم بدون واسطه چیزی انجام می شد، زن و مرد با طلاق بر یک دیگر حرام می شدند و مرد حق رجوع نداشت .
چين :
طلاق را حق مرد می دانست که تنها به خاطر زنای زن یا بد رفتاری و بد  اخلاقی یا از بین بردن حرمت آداب و رسوم توسط زن و خارج شدن زن از اطاعت و غیرت مرد انجام می پذیرفت .
 اگر زن یا مرد زنا می كرد یا پیش از جداشدن از همسرش و پس از دوری با او با کسی از پیش خود ازدواج می کرد کشته می شد. اگر مرد ، زن را رها می کرد زن می بایست سه سال صبر کند. اگر خبری از مرد نمی شد با اجازه حکومت، طلاق می گرفت و اگر سه سال صبر نمي كرد و از خانه دور مي شد، 80 ضربه تازيانه شلاق مي خورد به او زده مي شد و اگر  ازدواج می کرد 100 تازیانه شلاق می خورد. در قوانین جدید چین کمیونیست قوانین به این صورت است که در قانون خانواده مصوب 1950 چین ، علت خاصی برای طلاق تعیین نشده است ولی طبق ماده 17 قانون خانواده و مواد 5 و6 آئین نامه اجرايي مقررات ثبت ازدواج هر عاملی که سبب عدم سازش بین زوجین باشد برای طلاق کافی است. به همین دلیل دادگاه های چین توافق زوجین را برای طلاق کافی دانسته و مراجعه یکی از آنها و اصرار و پا فشاری را جهت صدور حکم طلاق کافی می دانند.
کشورهای اروپايی و آمريکايی :
اصولاً مبانی طلاق در این کشورها بر نظریه (طلاق مجازات ) یا (طلاق درمان ) مبتنی است. طلاق مجازات نظریه ای است که به موجب آن , در صورت تصمیم یکی از زوجین یا عدم انجام تعهدات ناشی از زناشویی ، طلاق تجویز می شود . چون این طلاق به عنوان جزای تقصير پذیرفته شد، آن را طلاق مجازات می نامند. طلاق درمان-  در این نظریه با چشم پوشی از اینکه تقصیری  واقع شده یانه و اگر تقصیری هست، چه کسی مقصر است، چون کسی مقصر است، چون ادامه زندگی مشترک امکان پذیر نیست، طلاق باید به عنوان درمان پذیرفته شود. در این گونه طلاق علل مختلف برای طلاق ذکر نشده و تنها علت جواز آن (عدم امکان زندگی مشترک ) است. در برخی از ایالات متحده آمریکا تنها (طلاق مجازات) پذیرفته شده و برخی از کشورها تنها نظریه طلاق درمان را اینکه به بررسی برخی از قوانین طلاق در کشورها و هر دو نظریه را اجرا می کند . اینکه به بررسی برخی از قوانین طلاق در کشورهای عربی و سوسیالیستی می پردازیم مشروح این گفتگو و نیز طلاق در جلسه ای از کشورها - را که ما از گفتن آن بخاطر طولانی شدن گفتار خود داری می کنیم می توانید در کتاب (حقوق خانواده ، نکاح و انحلال آن ) مطالعه فرمایید .
ایالات متحده آمریکا :
اصولاً مبانی طلاق در این کشورها بر نظریه قانون اساسی فدرال آمریکا به هر یک از ایالات اختیار داده است که برای شهروندان خود قانونی وضع کنند . به همین دلیل ، برخی از ایالات بر مبنای نظریه «طلاق مجازات» به تدوین قانون طلاق پرداخته اند و برخی نیز نظریه «طلاق درمان» را پذیرفته اند. بنابر این در برخی ایالات آمار طلاق بسیار بالاست. در شیکاگو در سال 1926 م. حدود40،000 ازدواج صورت گرفت و در همان سال 8،000 طلاق انجام شده است. در شهر نیویورک تنها به دلیل (زنا) طلاق جایز است و در ایالات کارولینای جنوبی به هیچ عنوان طلاق جایز شمرده نمی شود. از این رو مردم آن ایالات به کارولینای شمالی می روند ، زیرا در آن ایالات همین که زن بگوید من یکسال از همسرم جدا زندگی کرده ام یا بر هر یک ثابت شد که دائم الخمر است طلاق صورت می گیرد. در هفت ایالات زن به محض اینکه ثبات کرد، مرد یکسال سرپرستی او را ترک کرده است، می تواند شوهر خود را ترک گفته و طلاق بگیرد. (در طلاق مجازات )عللی که می تواند مجوز صدور طلاق صادر شود، عبارتند از :
1- زنا     2- محکومیت به حبس به علت ارتکاب جنایت     3- خشونت و آزار رو حی و ترک خانواده، و همچنین عللی چون ناتواني جنسي یا سرد مزاجي، ابتلا به جنون و نیز بیماری های شرم آور چون بیماری آمیزشی. در ایالاتی که نظریه( طلاق درمان) مورد قبول است. تنها علت موجه، گسیختگی ازدواج یعنی آشتی ناپذیر بودن طرفین است. البته در برخی از ایالات مانند نیویورک این گونه طلاق پس از یک سال یا 18 ماه تفریق جسمی حاصل می شود. این سهولت در طلاق ، آمار طلاق را خصوصاً در برخی از کشورها بسيار افزایش داده است، چنانكه شهر (رنو) بعنوان (پایتخت طلاق ) معروف گردید. بعدها (مکزیکویستی ) و (ها ئیتی ) جای آن را گرفت .

کشور فرانسه:
 فرانسه تا پیش از انقلاب کبیر 1789 م. حکم آیین مسیحیت طلاق ممنوع بود. در سال 1804 م . موقع تنظیم حقوق مدنی طلاق جایز شمرده شد اعتراض متعصبین کلیسای و افزایش آمار طلاق موجب شد در سال 1816 م. قانون طلاق لغو شد و بجای آن تفریق جسمانی تقویت شود. در سال1884 م. پس از اعتراض مردم، طلاق در صورت وجود شرایط لازم، جایز شد. به موجب ماده 11229 اصلاحی قانون مدنی فرانسه مصوب  1975 م. در موارد زیر حکم طلاق صادر می گردد : 1- رضایت زوجین  2- قطع زندگی مشترک   3- تقصیر .
طلاق می تواند به تقاضای مشترک زوجین باشد، در این صورت مطابق ماده 230 مجبور به ذکر علت نیستند. تنها باید قرار داد ی را که مورد توافق زن و شوهر است، ارائه دهند. قاضی می تواند تا 6 ماه مدت تعمق و فرصت فکر کردن به آنان بدهد، تا در تعصميم خود تجدید نظر نمایند .
طلاق به در خواست یکی از زوجین و قبول طرف دیگر مطابق ماده 223 قانون مدنی جایز است، ون باید متقاضی طلاق دلیلی بر اینکه زندگی مشترک امکان پذیر نیست، ارائه دهد . برابر ماده 1237 هنگامی که زوجین عملاً 6 سال از یکدیگر جدا زندگی کنند ، همسر می تواند تقاضای طلاق نماید . خصوصاً اگر یکی از زوجین مبتلا به جنون باشد و در این مدت از یکدیگر جدا زندگی کرده باشند. در قانون فرانسه برای زن مطلقه یا بيوه مدت عده پذیرفته شده است که برابر 300 روز است ولی اگر زن پیش از پایان یافتن دوران عده وضع حمل نماید، مدت عده با این وضع حمل پایان می پذیرد، اگر علت طلاق قطع زندگی مشترک باشد، عده لازم نیست .
جدايی جسمانی :
این جدایی با تفریق عملی که به علت قطع زندگی مشترک است تفاوت دارد و باید حتماً با حکم دادگاه انجام شود و بدین معناست که زوجین بدون اینکه طلاق بگیرند ، بدون انجام تکالیف زندگی مشترک از یکدیگر جدا زندگی کنند ولی در صورت مرگ یکی اززوجین طرف دیگر از حقوق قانونی که پس از فوت برای همسر تعیین شده است، بر خودار می شود، البته اگر طرفین با خواست خود از دادگاه ، تفریق جسمانی را خواستار باشد می توانند حقوق پس از مرگ مانند توراث را ساقط کنند. این مسئله فروعات بسیار دارد که در قانون مدنی فرانسه ملحوظ است . (حنیفی ، الهیاری و کمالوند ، 1383 )
انگیزه های ازدواج :
 پس از گذشت سنین نوجوانی و جوانی و با کسب تجربه های گوناگون و ارتباط روز افزون با محیط اجتماعی و توسعه ابعاد فکری و فهم بسیاری از واقعیت ها و جوانب زندگی ، هر فرد با در نظر گرفتن امکانات مادی و معنوی و با توجه به نوع شخصیتي که دارد و تأثیر پذیری از زندگی خانوادگی خود و نزدیکان و دوستان به ازدواج به عنوان یک هدف فکرمی کند و در این زمان است که در مورد نوع ازدواج و همسری که می تواند مورد پسند او باشد، می اندیشد و امکانات شغلی اقتصادی و موقعیت اجتماعی خودرا بررسی می کند و برای انتخاب همسر مناسب به جستجو می پردازد و افرادی از جنس مخالف را از جهات فکری، رفتاری، اقتصادی،
خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی مورد سنجش قرار می دهد و سعی می کند با فرد مورد پسند خود روابط بیشتری داشته باشد. نوع این روابط را فرهنگ آن جامعه و یا خانواده تعیین می کند و به همین دلیل به شکل های گوناگون صورت می گیرد. هدف از این روابط بررسی هایی است که دو نفر انجام میدهد تا ارزیابی لازم را برای داشتن یک زندگی مشترك و ازدواج انجام دهند که در صورت توافق به ازدواج منجر خواهد شد. در غیر این صورت از اقدام به ازدواج منصرف و رابطه به شکل دوستی ادامه می یابد و یا به دلیل بروز اختلافات این رابطه قطع می شود و مجدداً فرد یا افراد دیگری مورد ارزیابی قرار می گیرند .
زیر بنای رابطه با جنس مخالف از دیدگاه روانی و قبل از ازدواج به عوامل زیر بستگی دارد :
الف ) : روابط دوستانه با همجنس در دوره نوجواني برای بیرون آمدن از تنهایی و رفع اضطراب صورت می گیرد
ب) : در دوره جوانی علاوه بر داشتن روابط دوستانه با همجنس، ارتباط با جنسي مخالف به منظور کسب آمادگی برای ایجاد رابطه جدی معاشقه بر آورده شدن نیازهای جنسي کاهش اضطراب و رفع تنهایی و همچنین یافتن فردی برای ابراز صمیمیت داشتن احساس امنیت با او بودن و دانستن اینکه می تواند با فردی روابط عاشقانه داشته باشد. همانگونه که اشاره شد بر قراری رابطه با جنس مخالف به فرهنگ آن جامعه بستگی دارد. در بعضی از فرهنگها داشتن روابط جنسي قبل از ازدواج ناپسند و در سایر فرهنگ ها مورد قبول است و به همین دلیل روابط بين دختر و پسر قبل از ازدواج توسط ضوابط فرهنگی کنترل می شود. متاسفانه در شرایطی که داشتن روابط جنسی قبل از ازدواج نا پسند و یا ممنوع است، دختر وپسر به تقلید از سایر فرهنگ ها روابط جنسی بر قرار می کنند و در نتیجه دچار معضلات و مشکلاتي می شوند که می تواند سر نوشت و آینده آنان را تحت تأثیر عوارض نامطلوب خود قرار بدهد. در این گونه موارد است که آگاهی پدران و مادران از نیاز جنسي ورواني فرزندانشان در این زمینه بسیار با اهمیت و نوع بر خورد آنان به عنوان یک اقدام پیشگیرانه می تواند فرزندانشان و بویژه دختران را از پیامدهای سرنوشت ساز روابط جنسي محافظت کند. فردی که می خواهد ازدواج کند باید با دقت به هدف و انگیزه خود از ازدواج فکر کند و به بررسی انگیزه های خود از ازدواج بپردازد ، هر نوع ازدواجی که فقط برای انجام ازدواج و داشتن زندگی مشترک و بدون هدف و آگاهی های لازم صورت بپذيرد اغلب دچار سرنوشتی مبهم و نا خوشایند می گردد .
 در گذشته ازدواج هاي سنتی بر اساس صلاح دید بزرگان فامیل صورت می گرفت. ولی امروز جوانان در چنان مر حله ای از پیش قرار گرفته اند که قادر نیستند در مقابل تصمیمات یکطرفه والدینشان ساکت بنشینند اینان خواسته های بر حقی دارند که با خواستگاری سنتی همخوانی ندارد. ا زآن گذشته تغییرات اجتماعی مثل ادامه تحصیلات تفاوتهای فکری رشد فرهنگی و امثالهم امکان خواستگاری سنتی را لااقل از شهرستان نشینان گرفته است. بنابر این  گر چه شروع یک زندگی می تواند از طریق خواستگاری باشد ولی لازم است که طالبین ازدواج پس از خواستگاری سنتی و آشنایی با یکدیگر حداقل از نقطه نظر ها عقاید و تفکر ات یکدیگر با خبر شوند .
نشست بر خاست گفتگو و تأمل در رفتار و کردار یکدیگر جوانان را قادر می سازد که در صورت عدم تفاهم از ادامه معاشرت پیش از آنکه عوامل عاطفی به وجود آید، جلوگیری نمایند. در سالهای اخیر بیشتر ین ازدواج ها به صورتی است که دخترو پسر قبلاً با هم آشنا شده اند و یكدیگر را دیده اند و سپس به خواستگاری رفته اند و احتمالاً پس از مذاکره یا مذاکرات اولیه نامزدشده اند  یعنی اينكه به بعد شناسایی بیشتر و دقیقتر از یکدیگر را شروع کرده اند. (عسگری ، 1380 . ص 55 )
 


منابع :


منابع :


احمدي ، سيد احمد. (1373 ) . روانشناسي نوجوانان و جوانان ، اصفهان : انتشارات مشعل .

اصغرزاده، یوسف . (1384). ازدواج و سنتهای آن ،   تهران : انتشارات نور.

بهادری ، پیمان .(1382). ازدواج و راهکار های آن،  تهران: انتشارات باران.

تیموری، موسی. (1384). طلاق و نوع بر خورد با جامعه، تهران:  انتشارات ابد .

حنيفي ، الهياري ، كمال وند. (1383) . ميزان و مقايسه بهداشت رواني  در بين زوجين تحصيل كرده و زوجين بي سواد مطرح  در مراجع قضايي شهرستان ابهر .

حسيني ، م . ( 1377) . مشاوره ازدواج و خانواده ، تهران : انتشارات آواي نور .

حقاني ، حسين . (1365) . طلاق و فاجعه انحلال خانواده ، تهران انتشارات آواي نور .

خميني ره ، روح الله.(1364). رساله نوين (جلد سوم ) ، تهران: انتشارات نشر آثار امام .

دلاور، علی. (1385 ) . آمار استنباطي ، تهران: انتشارات رشد .

دلاور، علی. (1384). روش تحقیق در علوم تربیتی، تهران: انتشارات رشد.

دادستان، پریرخ . (1385). روان شناسی زندگی، تهران: انتشارات سمت.

دهنورد ، دانیال .(1384). مشکلات بعد از طلاق، تهران: انتشارات ارجمند

سهرودی .(1372). بررسی رابطه بین سلامت روانی و اضطراب در بین زنان مطلقه حدود سنی 28 ساله شهرستان آستارا.

ستوده ، هدایت الله ، (1385). روان شناسی اجتماعی ، تهران: انتشارات ارجمند .

رحمانی.(1370). بررسی بین طلاق و سلامت روانی در بین زنان حدود سنی 30 ساله شهرستان رشت .

کرباسی ، منیژه .(1384). مسائل نوجوانان و جوانان ، تهران: انتشارات پیام نور.

معینی ، احمد . (1384) . مسائل زندگی، تهران: انتشارات نی.

مهرآور، (1369). مقایسه طلاق در بین زنان نابارور حدود سنی 30 ساله شهرستان نور .

ميلاني فر ، بهروز . (1372) . بهداشت رواني ، تهران : انتشارات قومس. منصور ، محمود . (1369) . احساس كمتري ، تهران : انتشارات دانشگاه .

مرندي ، ع؛ عزيزي ، ف . ( 1379) سلامت و جمهوري اسلامي ايران .

نيكخو ، محمدرضا (1379) روانشناسي باليني  تهران ، تهران : انتشارات رشد .

نعیمی ، رسول. (1383 ). طلاق و راهبرد های آن، تهران : انتشارات صبا .

عسگري ، حسين . (1380) . نقش بهداشت رواني در ازدواج زندگي زناشويي طلاق ، تهران انتشارات رشد .

وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي تهران : انتشارات رشد  .

WWW.KHANEVADEHAGRIIR.COM

طراحی سایت : سایت سازان