میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

بررسي مقدماتي آزمون شخصيت كرنل (فرمN2 ) براي سوال هاي 60 و 58


کد محصول : 1000279 نوع فایل : word تعداد صفحات : 158 صفحه قیمت محصول : 13000 تومان تعداد بازدید 956

فهرست مطالب و صفحات نخست


بررسي مقدماتي آزمون شخصيت كرنل (فرمN2 ) براي سوال هاي 60 و 58

مقدمه
هدف اصلي از اين تحقيق حركت در راستاي تست سازي و تهيه ابزاري مناسب براي سنجش سريع روان پزشكي و روان تني است و جهت احقاق اين امر به بررسي آزمون شخصيتي كرنل فرم N2  بر روي سوالهاي 58 و 60 اين آزمون پرداخته ايم ، اين آزمون شامل 101 سوال و 10 مقياس فرعي است . ما سعي نموده ايم تا قدرت تشخيص سوالها فوق الذكر اين آزمون را درميان دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر( بجز رشته آموزش معلمان و كارشناسي ارشد) و همچنين مقبوليت آنها در بين دوجنس ( دخترو پسر) بررسي نمائيم، آزمون بر روي 528 نفر از دانشجويان اين دانشگاه صورت گرفت و روش نمونه برداري دراين تحقيق تصادفي خوشه اي بصورت تك مرحله اي انجام گرفته است و بمنظور اجراي آزمون از آزمودنيها خواسته شد با فاصله از هم بنشينند آنگاه پرسشنامه ها توزيع شد و توضيحاتي توسط آزمونگر ارائه گرديد: نام خود را ننويسيد فقط جنسيت و وضعيت تاهل خود و تاريخ امروز را درمحل آن مشخص كنيد اگر پاسخ شما مثبت است درخانه بلي و اگر منفي است درخانه خير علامت بزنيد و به تمام سوالها پاسخ دهيد و درصورت عدم اطمينان نزديك ترين پاسخ را به پاسخ خود انتخاب كنيد، در طول آزمون ، آزمونگربر رفتار آزمودني ها نظارت داشت و ابهامات آنها را ثبت مي كرد و پس از اتمام آزمون همه پرسشنامه ها يكجا جمع آوري گرديد پس از بررسي و تحليل اطلاعات آزمون ، مشخص گرديد كه سوال 58 درمجموع از نوع سوال هاي ديگر است ، قدرت تشخيص دارد، و درمورد اعتباربا حذف سوال تغييري حاصل نمي شود ، ثابت است و به اعتبار آزمون كمك نمي كند و نيز به مقياس فرعي ديگرعلائم روان تني  كمك ميكند. درعين حال انتخابهاي دختران متفاوت از پسران است و در جمع بندي نهائي بهتراست درمجموع آزمون حفظ شود.
و سوال 60 نيزاز نوع سوال هاي ديگر است ، قدرت تشخيص دارد، به اعتبار آزمون كمك نمي كند  و ثابت است و نيز به مقياس فرعي ديگر علائم روان تني  كمك مي كند  و انتخابهاي دختران متفاوت از پسران نيست. در جمع بندي نهائي بهتراست درمجموع آزمون حفظ شود.
پيشنهاد مي گردد تحقيقاتي كه درآينده صورت خواهد گرفت درجوامع وسيعترصورت گيرد ، جوامعي چون كليه دانشجويان كشور و يا دربين دانشجويان بومي و غيربومي  يا دانشجويان ممتاز و مشروطي و متوسط و يا سنين و مشاغل مختلف باشد همچنين مي توان دربين افراد شاغل يا بيكار صورت گيرد و يا افراد معتاد و معتادين درحال ترك يا ترك كرده و
خانواده هاي نابسامان و موفق  و زنان مطلقه  انجام گيرد.
 
چكيده
دراين پژوهش سعي گرديده كه بررسي مقدماتي در راستاي تهيه ابزاري مناسب براي سنجش سريع روان پزشكي و روان تني صورت گيرد و هدف نهايي از انجام اين تحقيق تست سازي است ما در اين تحقيق به بررسي مقدماتي آزمون كرنل فرم N2  بر روي سوال هاي 58 و 60 اين آزمون پرداخته ايم ، اين آزمون شامل 101 سوال و 10 مقياس فرعي است. ما سعي نموده ايم تا قدرت تشخيص سوالهاي 58 و 60 اين آزمون را درميان دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر( بجز رشته آموزش معلمان و كارشناسي ارشد) و همچنين مقبوليت آنها در بين دوجنس ( دخترو پسر) بررسي نمائيم، آزمون بر روي 528 نفر از دانشجويان اين دانشگاه صورت گرفت كه از اين بين 21 نفر افت آزمودني وجود داشت كه درنهايت 189 نفر دختر و 318 نفر پسر باقي ماند و روش نمونه برداري دراين تحقيق تصادفي خوشه اي بصورت تك مرحله اي انجام گرفته است و بمنظور اجراي آزمون از آزمودنيها خواسته شد با فاصله از هم بنشينند آنگاه پرسشنامه ها توزيع شد و توضيحاتي توسط آزمونگر ارائه گرديد: نام خود را ننويسيد فقط جنسيت و وضعيت تاهل خود و تاريخ امروز را درمحل آن مشخص كنيد اگر پاسخ شما مثبت است درخانه بلي و اگر منفي است درخانه خير علامت بزنيد و به تمام سوالها پاسخ دهيد و درصورت عدم اطمينان نزديك ترين پاسخ را به پاسخ خود انتخاب كنيد، در طول آزمون ، آزمونگربر رفتار آزمودني ها نظارت داشت و ابهامات آنها را ثبت مي كرد و پس از اتمام آزمون همه پرسشنامه ها يكجا جمع آوري گرديد. روش تحقيق در اين پژوهش به شكل زمينه يابي يا پيمايشي  است و از نوع كاربردي مي باشد و از مدلهاي آماري مثل جداول و نمودارها براي خلاصه كردن داده ها كه آمار توصيفي خوانده مي شود استفاده گرديده است همچنين ميانگين ، واريانس و انحراف معيار ، دامنه  و درصد براي خلاصه كردن داده ها محاسبه شده است و براي تفكيك جنسيت مجذور خي يا آزمون همخواني با سطح اطمينان 95% و شاخص مقبوليت گزينه ها نيز با مدل دوجمله اي در سطح 95% و روش آلفاي كرنباخ براي برآورد اعتبار ( كه شاخص هماهنگي دروني تست را نشان داده است) و نرم افزار SPSS جهت داده پردازي بكار رفته است، پس از بررسي وتحليل اطلاعات آزمون ، سوالها در مجموعه آزمون حفظ گردند .

فصل اول
زمينه تحقيق

بحث هاي اساسي موضوع :

اختلالات روان تنی

اصطلاح اختلالات روان تنی  به حالت فیزیکی ناشی از عوامل روانشناختی یا شدت یافته توسط آن ها اطلاق می شود. هر چند اکثراختلالات فیزیکی تحت تاثیراسترس،تعارض،یا اضطراب منتشرقرارمی گیرند، برخی از اختلالات بیشتر تاثیرپذیرهستند. دراختلالات روان تنی در طبقه"عوامل روانشناختی موثربرحالت فیزیکی" قرارداده شده اند.((کاپلان – سادوک 1990ص 253چاپ اول ترجمه دکترنصرت اله پور افکاری چاپ دوم 1371چکیده روان پزشکی بالینی تهران : انتشارات آزاده))
پزشکی روان تنی   بر وحدت روان و تن و تعامل بین آن ها تاکید می کند( این در عین حال طب مکمل  و دگرشیوه   است). درمجموع اعتقاد براین است که عوامل روانشناختی درپیدایش تمام بیماری ها اهمیت دارند. آیا این نقش درشروع، پیشرفت،تشدید یا وخامت بیماری است یا درزمینه سازی یا واکنش به بیماری قابل بحث بوده و از اختلالی به اختلال دیگرفرق می کند. طب روان تنی امروزه بخشی از زمینه طب رفتاری است. درسال 1978" آکادمی ملی علوم" طب رفتاری را " یک زمینه بین رشته ای مربوط به پیدایش و یکپارچگی معلومات و روش های رفتاری و طبی زیستی وابسته به تندرستی و بیماری و تطبیق این معلومات و روش هایی برپیشگیری ، تشخیص و توان بخشی " تعریف کرده است.
در دی اس ام فور تجدید نظرشده ازاصطلاح طب روان تنی استفاده نشده است . در عوض به توصیف عوامل روانشناختی موثربراختلالات طبی،بصورت"یک یا چند مساله روانشناختی یا رفتاری که اثرنامطلوب و قابل ملاحظه برسیر یک اختلال طبی عمومی می گذارد، یا بطور قابل ملاحظه خطرپیامد نامطلوب را درشخص بالا می برد" می پردازد . معهذا، معدودی مخالف این عقیده اند که عوامل روانشناختی و رفتاری تقریبا در تمام اختلالات پزشکی نقشی دارند.
(ص 533)
((کاپلان – سادوک ترجمه دکترنصرت اله پور افکاری خلاصه روان پزشکی :علوم رفتاری – روانپزشکی بالینی تهران :شهرآب،آینده سازان))
اختلالات روانی فیزیولوژیائی ، اختلالاتی هستند که به صورت بدنی ظاهر می شوند،ولی علت آنها مسائل هیجانی است که برکارکرد دستگاه عصبی خودکار،غدد درون ریز، و جریانهای فیزیولوژیائی بدن تاثیرمی گذارند. تفاوت این اختلالات با اختلالات بدنی شکل آن است که این اختلالات در ارتباط نزدیک با دستگاه سمپاتیک و پاراسمپاتیک بوده و با ضایعات و جراحات بدنی آشکار همراه اند، و حتی ممکن است موجب مرگ شخص بشونددر این راستا اختلالاتی از قبیل زخم معده، سرطان ، آسم، مشکلات قلبی – عروقی، اگزما، و از این قبیل می باشد. فشار روانی ناشی از موقعیتهای دشواری است که فرد با آن روبه رومی شود و نمی داند که چگونه با آن وضعیت دشوار سازش حاصل کند، زیرا مطمئن نیست که بتواند ازعهده آن برآید. انواع مختلف رفتارهای نابهنجار، راههای سازش با استرس محسوب می شوند ، البته راههائی که مناسب نیستند. این راههای سازش با استرس به دو عامل بستگی دارند: یکی ضعف و ناتوانی درمنابع روانی،دیگری ادراک شخص نسبت به موقعیتی که با آن مواجه شده است. این اندیشه که عوامل روانی و اجتماعی در ایجاد بعضی بیماریهای بدنی موثرند از دیربازشناخته شده بود. امروزه حالاتی که در آن شکایات بدنی همراه با ضایعات و آسیبهای بافتی همراه است ولی علت آن روانی است تحت عنوان اختلالات روانی فیزیولوژیائی یا روانی بدنی نامیده شده اند. بسیاری از این اختلالاتی که در این مقوله مورد بحث قرار می گیرند نتیجه برانگیختگی فیزیولوژیائی شدید، و بادوام هستند. پاسخ بعضی ازافراد به این نوع برانگیختگیها، یا فشارروانی، رفتارهای بیگانه و عجیب است.پاسخ بعضی دیگر اختلالاتی شبیه سرطان، و پاسخ افرادی دیگر سردردهای میگرنی ، و از این قبیل است. علت متفاوت بودن پاسخهای این افراد مربوط است به نگرشها، الگوهای فیزیولوژیائی ، و تجارب گذشته و حال آنان ، همچنین حمایتهای اجتماعی که از آن برخوردارند.
آزاد،حسین  1378صص 228-227 آسیب شناسی روانی تهران :انتشارات بعثت

تاریخچه
تاریخ طب روان تنی به باورهای قدیمی مبنی بر اینکه جسم ممکن است تحت تاثیرعوامل برونی قرارگیرد می رسد. مروری به مفاهیم تاریخی طب روان تنی : ص533
روانکاوی:
زیگموند فروید(1900) ابتلاء جسمی در هیستری تبدیلی، که ریشه روانزا دارد، روی می دهد – مثلا، فلج یک اندام. هیستری تبدیلی همیشه یک علت و معنی روانی اولیه دارد ؛ یعنی معرف تظاهر سمبولیک جانشین یک تعارض ناخودآگاه است. تبدیل فقط به اعضائِی که ازسیستم عصبی عضلانی ارادی یا سلسله اعصاب جسمی – حرکتی عصبی می گیرند مربوط می گردد. انرژی روانی مهارشده ازراه های روانشناختی تخلیه می شود. فرنزی(1910)مفهوم هیستری تبدیلی درمورد اعضائی هم که ازسلسله اعصاب اتونوم عصب می گیرند بکار می رود؛مثلا خونریزی کولیت قرحه ای را می توان تظاهر یک تخیل روانی خاص تلقی نمود.(بیماری هائی مثل کولیت قرحه ای امروزه بیماری های روان تنی شمرده می شوند که فقط در اعضاء تحت تسلط سلسله اعصاب اتونوم روی می دهند). تعبیرفرنزی از علائم روان تنی به عنوان واکنش های تبدیلی نخستین انطباق این مفهوم بربیماری هائی مثل کولیت بود.
جلیف – گردوک(1910) اختلالات آشکار عضوی ،مثل تب وخونریزی،دارای معانی روانی اولیه معرفی شدند؛یعنی مثل علائم تبدیلی بازتاب تخیلات ناخودآگاه هستند.
فرانتس الکساندرعلائم روان تنی فقط دراعضاء تحت تسلط سلسله (1968)(1934)اعصاب اتونوم روی می دهد و معنی خاص ندارد(برخلاف هیستری تبدیلی ) بلکه محصول نهائی با حالات فیزیولوژیکی طولانی هستند، علاوه برعوامل روانی درگیر، انرژی روانی سرکوب شده بطور فیزیولوژیک تخلیه می شود. مشاهدات الکساندرتوسط                در مطالعه ترشح زیاد پپسینوژن تائید شد. نخستین مفهوم مدل زیستی – روانی – اجتماعی را مطرح کرد.
هلن فلاندرزدانبار(1936) یک شکل شخصیتی خودآگاه والگوی رفتاری خاص درارتباط با بیماری های روان تنی خاص مطرح کرد شبیه تیپ کرونری آ فرایدمن و روزنمن(1959)
هلن دویچ (1939) و گرین اکر(1939)معتقد بودند که ضربه های تولد، شیرخوارگی و کودکی شخص را مستعد بیماری روان تنی بزرگسالی می سازد.
انژل کارما(1950)زخم پپتیک معنی روانی خاص دارد. این نظر تعمیم مفهوم تبدیلی فروید به عضوی است که ازسلسله اعصاب اتونوم عصب می گیردمشابه مفهوم فرنزی.
یورگن رویچ(1958) اهمیت تعامل بین افراد – یعنی ارتباط بین بیمار و محیط . آشفتگی درارتباط منجر به بیماری روان تنی می گردد، نوعی قهقرائی از ارتباط . مفهوم "شخصیت شیرخوارگی" را به عنوان آسیب پذیری دربرابربیماری روان تنی مطرح کرد. پیترسیفنوز و جان نمیا(              - 1970). مفهوم آلکسی تایمی بعدها توسط استودمایر،که مایل به کاربرد اصطلاح "سوماتوتایمی" با تاکید برعوامل فرهنگی در استفاده از زبان تن و علائم جسمی برای بیان ناراحتی بود، تعدیل یافت.

پسیکوفیزیولوژیکی :
والترکانن(1927)همراهان فیزیولوژیکی بعضی از هیجانات ونقش مهم سلسله اعصاب اتونومیک را درایجاد آن واکنش ها نشان داد. این مفهوم مبتنی بر طرح های تجربی رفتاری پاولفی است.
هارولد ولف(1943)با استفاده از آزمون های عینی آزمایشگاهی سعی کرد استرس زندگی(خودآگاه) به پاسخ فیزیولوژیکی را از طریق آزمون های عینی آزمایشگاهی مرتبط سازد. تغییرفیزیولوژیکی ، اگرطولانی گردد،می تواند به تغییرساختاری منجرشود. او الگوی پژوهشی بنیادی را برای زمینه های پسیکوایمیونولوژی ، پسیکوکاردیولوژی ، وپسیکونوروآندروکرینولوژی تثبیت کرد.
هانس سلیه (1945) نشان داد که تحت استرس یک سندرم تطابق عمومی پدید می آید. هورمون های آدرنوکورتیکال مسئول این واکنش فیزیولوژیکی است.
جان ماسون (1968)هریک ازپاسخ های هیجانی عامل غالب درتعیین اندازه واکنش های فیزیولوژیکی وابسته به استرس و تنش متغیرهای روانشناختی درگیر یا عوامل کلیدی تنظیم کننده واکنش نسبت به استرس هستند. مفاهیم ماسون مقدمه ای برای تاکید ریچاردلازاروس (1984)درارزیابی شناختی محرک های استرس آمیز توسط فرد به عنوان عام خیلی مهم درتعیین واکنش های هیجانی بود.
مایرفرایدمن (1959)نظریه شخصیت تیپ آ به عنوان عامل خطرساز بیماری قلبی . این سندرم در30 سال گذشته برخیلی از پژوهش های روان تنی مسلط بوده است. مفهوم اساسی توسط هلن فلاندرزدانبار در 1936 معرفی شد.
رابرت آدر (1964) مفاهیم بنیادی و روش های پژوهشی را برای پسیکونوروایمینولوژی برقرار کرد.
اجتماعی فرهنگی :
کارن هورنای  (1939) ، جیمزهالیدی (1948) ، مارگارت مید (1947) برنقش فرهنگی درپیدایش بیمای روان تنی تاکید نمود. به نظر آن ها فرهنگ برمادر تاثیرمی گذارد، که او به نوبه، ازطریق روابطش با کودک براو اثرمی کند، مثلا از طریق مواظبت ، تغذیه و انتقال اضطراب.
تامس هولمز،ریچاردریهی (1975) شدت و تعداد رخدادهای استرس آمیزاخیرزندگی را با احتمال بیماری ربط دادند. جان کاس (1976) عوامل روانی اجتماعی می توانند به عنوان استرس زا یا "حامل" درتعیین آسیب پذیری نسبت به بیماری عمل کنند.
نظریه سیستم ها:
آدولف مایر (1958)رویکرد روانی – زیست شناختی را برای ارزیابی بیمار تدوین نمود که برارزیابی منسجم جنبه های رشدی ، روانشناختی ، اجتماعی ،محیطی و زیست شناختی اختلال بیمار تاکید می کند. مفهوم اساسی مدل زیستی – روانی اجتماعی دررویکرد او تلویحا مطرح است.
زبیگینولیپووسکی  (1970) رویکرد کل نگر برای بیماری روان تنی ضروری است. عوامل برونی (بوم شناختی ، عفونی ، فرهنگی، محیطی) ، درونی (هیجانی)، ژنتیک ، سوماتیک، وسرشتی و نیز سابقه قبلی وفعلی حائزاهمیت هستند وباید توسط پژوهشگرانی که درزمینه های مختلفی که آموزش دیده اند کار می کند مورد مطالعه قرار گیرند.
جورج اینگل (1977)اصطلاح زیستی – روانی – اجتماعی مشتق از نظریه عمومی سیستم ها و مبتنی برعقاید مفهومی که مدتها قبل توسط الکساندر و مایرمعرفی شده بود، ابداع کرد.
هربرت وینر (1977) مدل ادغامی پدیده های روان تنی . او نه تنها برنیازبرادغام عوامل زیست شناختی ، اجتماعی و روانشناختی سهیم در آسیب پذیری نسبت به بیماری ، بلکه بردرک این فرآیندها درسطوح ژنتیک، ملکولی ونوروفیزیولوژیکی تاکید کرد.
لئون آیزنبرگ جورج اینگل (1995) پژوهش روانپزشکی معاصرنشان می دهد که جسم/روان به بردارهای زیست شناختی و اجتماعی پاسخ می دهد، درحالیکه بطور مشترک توسط هردو ساخته می شود. راه های عمده مغزی درژنوم مشخص شده اند،روابط مفصل طرحریزی شده و نتیجتا نشان دهنده تجارب اجتماعی درجهان هستند.صص536-535
درطی سال ها انواع زیادی از اختلالات با این فرض که واجد مایه های روان تنی هستند مورد مطالعه قرار گرفته اند.ص535 بعضی ازاختلالات روان تنی مانند: آکنه ، واکنش های آلرژیک ،آنژین قفسه صدری، ادم آنژیونورتیک ،آریتمی ، خس خس آسمی سینه ، آسم برونشال ، اسپاسم کاردیا ، سندرم های دردمزمن ، بیماری کرونری قلب ، دیابت شیرین ، زخم اثنی عشر،فشارخون اساسی، زخم معده، سردرد، تبخال ،هیپرانسولینیسم، پرکاری تیروئید، هیپوگلیسمی، بیماریهای ایمنی، کولون تحریک پذیر،سردرد میگرنی،کولیت مخاطی، تهوع،نورودرماتیت، چاقی، قاعدگی دردناک، خارش مقعد،اسپاسم پیلور،آنتریت ناحیه ای ، روماتیسم مفصلی، درد ساکروایلیاک، بیماریهای پوستی مثل پسوریازیس،کولیت اسپاستیک، تاکیکاردی، سردرد تنشی، سل، کولیت قرحه ای، کهیر، استفراغ ، زگیل.
((کاپلان – سادوک ترجمه دکترنصرت اله پور افکاری خلاصه روان پزشکی :علوم رفتاری – روانپزشکی بالینی تهران :شهرآب،آینده سازان))

چگونگي پيدايش نقش روان شناسي

اين نظريه كه پزشكي و روان شناسي باهم مرتبط هستند، سابقه تاريخي طولاني اي دارد و به يونان قديم برمي گردد. دراوايل قرن بيستم اين موضوع با فعاليت هاي حرفه اي زيگموند فرويد، كه پزشكي خوانده بود، رسمي تر شد. او در مشاهدات خود ، متوجه شد كه بعضي ازبيماران، بدون داشتن اختلالات عضوي و علايم جسمي ، دچار بيماري هستند. اين موضوع با نظريه روانكاوي او سازگار بود. فرويد معتقد بود كه اين علايم، تبديلي است ازاختلالات عاطفي ناخودآگاه (الكساندر ،1950؛ديويسون و نيل ،1994)،فرويد اين وضعيت را هيستري تبديلي  ناميد.
علايمي بيماران درهيستري تبديلي شامل : فلج،كري،كوري و بي حسي دربعضي از اندام هاي بدن، مانند دست وپاست . وقتي كه بي حسي دربدن به عصب ها مربوط نباشد، احتمالا دليل عضوي وجود ندارد (ديويسون ونيل، 1994). اين نوع هيستري تبديلي درشهرنشينان ، در مقايسه با روستاييان، كمترديده مي شود، چون درشهرها ، شهروندان معمولا با آزمايش هاي پزشكي تشخيص مي دهند كه آيا مشكل جسمي وجود دارد يا نه (روزنهان وسليگمن ،1984).
نياز به درك وضعيتي مانند هيستري تبديلي، پژوهشگران را راهنمايي كرد تا رابطه ميان مسائل عاطفي و وضعيت جسماني را در دهه 1930 مورد بررسي قرار دهند (الكساندر،1950). رشته اي به نام پزشكي روان تني به وجود آمد كه با شوراي
پژوهش هاي ملي در ارتباط بود  و به نشرمجله اي به نام پزشكي روان تني درسال1939 منجر شد. بنيانگذاران اين رشته ، افرادي تعليم يافته درپژوهش پزشكي ، و رهبران آن روانكاواني به نام هاي فرانتزالكساندر و روان پزشكي به نام فلاندرزدانبار بودند. چهارسال بعد ، اين رشته به صورت يك انجمن، سازماندهي شد كه درحال حاضرآن را جامعه آمريكايي روان تني مي گويند.
پژوهش هاي اين جامعه ، درحدود بيست و پنج سال اول ، درمورد پزشكي روان تني و تجزيه و تحليل روان كاوي درباره دسته اي از مشكلات مرتبط با سلامتي ، شامل زخم معده ، فشارخون ، آسم ، سردردهاي ميگرني و آرتريت روماتوئيد بود.
دردهه 1960 توجه پزشكي روان تني به روش ها و نظريه هاي جديدي جلب شد(تاتمن ،1982). در حال حاضرتوجه اين رشته ، به روابط ميان عوامل رواني و اجتماعي و كاركردهاي زيستي و فيزيولوژيكي در روند ايجاد بيماري معطوف است(ليپفسكي ، 1986).
در اوايل دهه 1970 رشته پژوهشي جديدي به وجودآمد كه نقش روان شناسي را در بيماري مورد بررسي قرار مي داد. اين رشته را پزشكي رفتاري  مي نامند و ازشاخه اي در روان شناسي به نام رفتارگرايي سرچشمه گرفته است. دراين ديدگاه فرض بر اين است كه رفتار از دو نوع يادگيري به وجود مي آيد:
1-شرطي شدن كلاسيك( يا پاسخ گر)، كه درآن يك محرك (شرطي) از طريق همراهي با محرك غيرشرطي كه قبلا پاسخ را ايجاد مي كرده است، توانايي فراخواني پاسخ را به دست مي آورد.
2-شرطي شدن كنشگر كه درآن ، رفتار به دليل پيامدهاي آن ، مانند تشويق يا تنبيه تغيير مي كند. درآن زمان، رفتارگرايي دراوج شكوفايي خود بود و روش هاي شرطي سازي به مردم كمك مي كرد كه در مشكل هاي رفتاري خود، مانند پرخوري ، اضطراب وترس ، تغيير به وجود آورند(سارافينو  ، 1996).  درآن هنگام ، روان شناسان فيزيولوژيك ،آشكارا نشان دادند كه وقايع روان شناختي ، به ويژه وقايع و حالات عاطفي ، دركاركردهاي جسماني مانند فشارخون موثرند. پژوهشگران نشان دادند كه افراد مي توانند ياد بگيرند كه در صورت دريافت پسخوراند، سيستم هاي مختلف فيزيولوژيكي خود را كنترل كنند(ميلر ، 1978).
چرا اينگونه يافته ها اهميت دارند؟ زيرا آنها آشكار مي سازند كه ميان روان و بدن رابطه اي مستقيم تر و مشخص تر از آنچه درگذشته تصور مي شد ، وجود دارد.

مفاهیم روانی ،اجتماعی و شناختی اختلالات روانی فیزیولوژیائی

اطلاع درباره تاثیرحالات روانی بر حالات بدنی در یونان قدیم وجود داشت. در خلال قرن هفدهم و هجدهم عقاید مربوط به تاثیر حالات فیزیولوژیائی برانگیزه ها، هیجانها،وافکار گسترش بسیار یافت. درقرن نوزدهم شارکو استفاده ازهیپنوتیزم را در درمان این نشانه های بدنی به کار برد،و دراوائل قرن حاضرفروید اظهارداشت که نشانه های مرضی بدنی معنی سمبلیک(رمزی)دارند و برای مصالحه بین تکانه های منع شده ، تعارضهای روانی درونی،و دفاع شخص در برابراضطراب به کارگرفته می شوند. براساس نظریه های جدید نشانه های مرضی بدنی نتیجه منع تظاهرات هیجانی محسوب می شوند که تلفیقی است از نظریه فروید و اطلاعات جدید درباره رابطه بین تجارب هیجانی و اختلالات بدنی. درنظریه های جدید این باورنیزمورد توجه قرارگرفته است که بین شخصیت افراد و بیماریهای خاص بدنی رابطه ای وجود دارد؛مثلا ارتروز رماتیسمی مربوط است به سرکوبی دائمی خشم درفرد مبتلا. نظریه دیگری که امروزه طرفداران بسیاردارد،نظریه آمادگی عضوی است. یعنی این باوروجود دارد که این اختلالات عضو ضعیف را به دلیل تعارضهای ناخودآگاه دربرمی گیرند؛مثلا زخم معده به دلیل آمادگی بافتهای آن یا ترشح بیش ازاندازه پپسین درفردی که دچارتعارض شدید است ظاهر می شود. بیشترمحققانی که جریانهای روان شناختی رابررسی می کنند این عقیده را که حالات روانی به طور مستقیم براعضای بدن تاثیرمی بخشند،نوعی ساده انگاری دانسته، ازنقطه نظرتعاملی بهاین علائم جسمانی می نگرند.آنان تعامل بین حالات روانی و متغیرهای اجتماعی وزیستی را مورد تاکید قرار می دهند. این نظریه می تواند با توجه به بعضی ازفعالیتهای پیچیده مغزروشنترگردد. بدین معنی که مغزهم درتنظیم افکار دخالت دارد، هم در تنظیم رفتار و عملکردهای بدنی . یک نشانه مرضی روانی – بدنی از قبیل فشارخون بالا ممکن است به تحریک هیجانی شخص به دلیل مواجهه با یک فشارروانی درازمدت باشد. تحقیقاتی که درباره غدد درون ریز به هنگام تنش هیجانی صورت گرفته بیانگر آن است که این غدد تحت تاثیرفشارروانی واقع شده، عکس العمل نشان می دهند.مثلا به هنگام خشم ترشح غده فوق کلیوی افزایش حاصل می کند وموجب تشدید تنفس،تشدید ضربان قلب،وافزایش تنش عضلانی می گردد. این پاسخهای هیجانی نسبت به استرس برای بقای شخص سودمند است، زیرا نیروی بیشتری در اختیار وی برای مقابله با خطرو تلاش برای زنده ماندن ، می گذارد.تحقیقات هانس سلیه  ،چگونگی تاثیراسترس برعملکرد غدد درون ریزو تاثیرمواد مترشحه غدد درون ریز برعملکردهای بدنی و رفتار را آشکار ساخته است. سلیه، حیوانات متعدد را در آزمایشگاه درشرایط فشارزای روانی قرارداد. او دریافت که وقتی آسیبهای محیطی یا بدنی این حیوانات راتهدید می کند، عملکرد غدد مترشحه درونی افزایش می یابد. بدین معنی که رنگ غده آدرنال از زرد به قهوه ای تغییرمی کند و شروع به رها سازی مواد ذخیره ای خود یعنی "استروئید" می نماید. وقتی که وضعیت استرس زا از میان می رود،
ظاهراغده آدرنال به حالت عادی بازگشته و عملکرد عادی خود را آغاز می کند. اما این حالت موقتی است زیرا چند هفته پس از آنکه حیوان بار دیگر در معرض استرس شدید و طولانی مدت قرار می گیرد، غده آدرنال مجددا بزرگ شده، ذخیره استروئید خود را ازدست می دهد و سرانجام حیوان به دلیل این تخلیه می میرد. سلیه این حالت را سندرم سازگاری عمومی  نامید.که مربوط به الگوی واکنش ارگانیزم نسبت به استرس طولانی است. این الگو با اولین ضربه روانی یا واکنش هشدار دهنده  آغاز می شود. به دنبال آن مرحله مقاومت یا بهبود  فرا می رسد، و بالاخره به مرحله فرسودگی زیاد  و واماندگی می انجامد که اگراسترس شدید و طولانی باشد منتهی به مرگ حیوان می شود. این حالت ، یعنی سندرم سازگاری عمومی ، درمورد انسان هنوز ثابت نشده است؛ ولی محققان درحال انجام دادن بررسیهایی دراین زمینه هستند. دربازیکنان هاکی و بیماران روانی به هنگام استرس و هیجان شدید، افزایش هورمونها شبیه به آنچه درآزمایش سلیه درحیوانات به وقوع پیوسته ، مشاهده شده است. تغییردرعملکردهای بدنی ناشی از استرس و فشارهای روانی شدید و دوام دار می تواند موجب بیماریهای بدنی از قبیل فشار خون بالا و زخم معده گردد. تحقیقی که در 1958 توسط ایروینگ جنیس  درباره رابطه بین بهبودی پس ازعمل جراحی و عوامل روان شناختی صورت گرفته معلوم ساخته است که زخم عمل جراحی درکسانی که قبل از جراحی ترس متوسطی دارند، زودترازکسانی که ترسشان خیلی زیاد یا خیلی کم است، التیام می یابد. او معتقد است که میزان متوسط ترس برای مقابله با نگرانی می تواند سازنده باشد و بهبودی را سرعت ببخشد. آگاهی و اطلاع درباره بیماری و انتظارات بعد از عمل جراحی می تواند در نیرومندی بیمار برای سازگاری با درد و زخم پس از جراحی می تواند در نیرومندی بیمار برای سازگاری با درد و زخم پس از جراحی موثرافتاد،بهبودی آن تسریع نماید. هنگامی که این اطلاعات ازطریق فیلم و تصویربه افراد داده شد، مقاومت آنان دربرابر بیماری و استرس افزایش یافت و بهبود آنها تسریع گردید(ساراسون، 1989،180). این تحقیق نیزتاثیرحالات روانی و بدنی را بریکدیگر آشکار می سازد.
 


منابع :


 
طراحی سایت : سایت سازان