میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

پایان نامه روانشناسی تربیتی


کد محصول : 1000566 نوع فایل : word تعداد صفحات : 36 صفحه قیمت محصول : 3000 تومان تعداد بازدید 935

فهرست مطالب و صفحات نخست


روانشناسی تربیتی

روان شناسی تربیتی یکی از مهترین رشته‌هایی است که به بحث و بررسی پیشرفتهای درسی و نارسائی‌های تحصیلی یاد گیرندگان می‌پردازد. به عبارتی روان شناسی تربیتی شاخه‌ای از علم روان شناسی است که هدف آن کمک به دست اندرکاران تربیت در برخورد درست با مسائل آموزشی و تربیتی است.
دید کلی
تربیت معادل اصطلاح انگلیسی education است که گاهی نیز به پرورش ترجمه شده است. در هر حال تربیت عبارت است از جریانی منظم و مستمر که هدف آن کمک به رشد جسمانی ، شناختی ، روانی ، اخلاقی و اجتماعی یا بطور کلی رشد شخصیت افراد در جهت کسب هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنهاست. به این ترتیب واژه تربیت معنی کلی‌تری می‌یابد و از آنجا که نظام تربیتی ، نظامی گسترده است، روان شناسی تربیتی در بدو تاسیس عمده زمینه‌های تربیت را شامل می‌شد، اما با رشد سایر حوزه‌های روان شناسی حیطه عمل آن محدودتر گشته و تنها مسائل تربیتی مربوط به شرایط آموزشگاهی و آموزش را شامل شد.
تاریخچه
از زمانی که « ویلهلم وونت » (Willhelm Wundt) در سال 1879 آزمایشگاه روان شناسی خود را در دانشگاه لایپزیک تاسیس نمود، همه پژوهشهایی که از آن پس در مورد مسائل رشد آدمی ، تفاوت فردی ، هوش ، انگیزش ، یادآوری و فراموشی ، ارزشیابی تحصیلی ، شیوه‌های یادگیری و هر نوع پژوهشی که با آموزش و پرورش ارتباط داشته است، انجام گرفتند، ستون اصلی روان شناسی تربیتی را تشکیل می‌دهند. نخستین کتاب روان شناسی تربیتی که به وسیله « ثرندایک » (Thorndike,E.L) در سال 1913 انتشار یافت، به تحقیق در مورد طبیعت و فطرت آدمی تفاوتهای فردی و قانونهای یادگیری پرداخت و مسائل آموزشی را با روشهای علمی توصیفی و آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
نقش و تاثیر در زندگی
امروه رونق اقتصادی ، پویائی فرهنگی ، آسایش عمومی و بطور کلی توانائی صنعتی و خودکفائی هر جامعه‌ای به نظام آموزشی برتر و پیشرفته‌تر آن وابسته است. زمانی که به دستگاههای عظیم آموزشی در کشورهای قدرتمند جهان نظر بیافکنیم، مشاهده می‌کنیم که چه نیروی بزرگی و با چه برنامه‌های سنجیده‌ای برای تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان ، کارگران فنی ، مهندسان ، حسابداران ، مدیران ، معلمان و بسیاری متخصصان دیگر دست‌اندرکارند و برای تربیت مدرسان و کارشناسان هر یک از این رشته‌ها سازمانهای گوناگون دیگری با برنامه‌ها ، تکنیکها و روشهای خاص به فعالیت ادامه می‌دهند. موفقیت این سازمان آموزشی ، وابستگی تام به اجرای درست یافته‌ها و دستاوردهای روان شناسی تربیتی دارد.
ساختار
ساختار عمل روان شناسی تربیتی بطور کلی در سه مرحله انجام می‌گیرد: در مرحله نخست که فعالیتهای پیش از آموزش نامیده می‌شود، مواردی چون بررسی اهداف شناختها و ویژگیهای یاد گیرنده را در برمی‌گیرد. در مرحله دوم یا فعالیتهای ضمن آموزش مسائلی چون انگیزش _ فرایند یادگیری ، ویژگیهای معلمان و تدریس موثر مورد بحث قرار می‌گیرد و آخرین مرحله یا فعالیتهای پس از آموزش ، به موضوع ارزشیابی از عملکرد اختصاص دارد.
شیوه عمل
در هر یک از ساختارهای فوق ، روان شناسی تربیتی با استفاده از شیوه‌های پژوهش علمی به شناسایی مسائل تربیتی می‌پردازد. شیوه عمل آن هر چند کاملا از دسته پژوهشهای آزمایشی در علوم تجربی نیست، اما به روشهای علمی و دقیق اهمیت فراوان داده می‌شود.
ارتباط با سایر علوم
روان شناسی تربیتی دانشی است که به دین ، فلسفه و پژوهشهای آزمایشگاهی وابسته است. به ویژه با روان شناسی علمی پیوندی استوار دارد. در این حوزه با روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی کودک ، اندازه گیری و ارزشیابی و روان شناسی یادگیری مرتبط است.
کاربردها
روان شناسی تربیتی نقش کارسازی در شناخت شاگردان ، تربیت معلمان و طرح و اجرای برنامه‌های آموزشی و پرورشی به عهده دارد. تدوین و طرح ریزی محتوای درسی سالهای مختلف تحصیلی بر پایه اصول و کشفیات روان شناسی تربیتی ، آشناسازی معلمان با شیوه‌های تدریس نوین که حاصل پژوهشهای روان شناسی تربیتی است و کاربست دیگر یافته‌های تربیتی در شرایط آموزشگاهی به بهبود عملکرد یاد گیرندگان و در نتیجه رسیدن به اهداف جزئی و کلی تربیتی در سطح فردی و جامعه خواهد شد.
با شناخت تاثیر مهم یافته‌های این شاخه از علم در پیشرفت فرد و جامعه توجه بیشتری بر این علم مبذول می‌شود. استفاده از یافته‌های این علم سرعت بیشتری را در رشد علمی ، تکنولوژیک اقتصادی و ... جامعه خواهد داشت
سخنانی از محمد صالح ابوسعیدی در باب تربیت فرزند
 

فنلن : اگر از من سئول شود که برای والدین چه صفتی بیش از هر صفت دیگر ضرورت دارد پاسخ من بطور قطع صبر است . صبر در برابر خلق و طبیعت مخصوص کودک ، صبر در برابر طرز فکر و رشد او
 محمد صالح ابوسعیدی : این را باید بدانیم که سرنوشت بچه بدست خود ما و مسئول انحراف و بد اخلاقی او نیز خود ما هستیم
 محمد صالح ابوسعیدی : ارزش فرد بستگی به پرورش ماهرانه قوا و استعدادهای طبیعی او در خردی دارد .
 محمد صالح ابوسعیدی : خوب یا بد بچه هر چه هست مخلوق رفتار ماست . هر موقع که می خواهیم به بچه خود پر خاش کنیم و او را سرزنش دهیم باید اول بخود پرخاش کنیم که چون یک حیوان با بچه رفتار کرده و او را بیچاره ساخته ایم.
 محمد صالح ابوسعیدی : میزان بدبختی و مصیبتی که در اثر بی خبری از احتیاجات اساسی بچه ناشی می شود خارج از حد تصور است . بسیاری از اشتباهاتیکه ما در زندگی می کنیم فقط بخود ما صدمه می زند اما اشتباهاتیکه والدین در مورد تربیت اولاد مرتکب می شوند نه تنها بخود آنها و اولا آنها بلکه به جامعه نیز ضررهایی جبران ناپذیر وارد می آورد.
 محمد صالح ابوسعیدی : والدینی که سعی می کنند از هرچه خود محروم بوده اند اولاد را با نصیب سازند از این حقیقت غافل هستند که آنچه که مطلوب آنها در کودکی بوده مناسب حال بچه نیست . متوجه نمی شوند که بچه به نسلی غیر از نسل آنها تعلق دارد و حال و مقتضیات آن تغییر می کند . آنچه یک زمان مطلوب است ، زمان دیگر از نظر می افتد . والدینی که متوجه این تغییرات و تحولات نیستندو بخواهند هوی و هوسهای خود را بر بچه تحمیل کنند رشد طبیعی او را متوقف می سازند...
 محمد صالح ابوسعیدی : بهتر از هر نوع تنبیه این است که رویه ای پیش گیریم تا بچه فرصت شرارت را نداشته باشد ، علت اصلی شرارت بچه ها اغلب نداشتن مشغولیت و سرگرمی است که از هر عذابی برای بچه سخت تر می باشد.
 محمد صالح ابوسعیدی : بچه های که همبازی و جای کافی برای بازی دارند و می توانند دور از بزرگترها چند ساعت بازی کنند چون بمنزل بر می گردند ، آرام و مطیع می نشینند و اگر به آنها گفته شود شلوغ نکنید اطاعت می نمایند و اگر کمی شرارت کنند می توان با اندک مهارت آنها را به اطاعت وادار نمود.ولی بچه ای که جایی برای گردش ندارد و در یکی دو اطاق محبوس است حتی اطاق مخصوص بخودش ندارد و اگر صدایش بیرون آید همه به او اعتراض می کنند چنین بچه ای نمی تواند که بد اخلاق نشود خواه ناخواه سرپیچی و گریه و شیطنت می کند که طبیعت او اقتضا می کند .
 محمد صالح ابوسعیدی :
بچه ای که ناگهانی تغییر رویه داده و عصبانی و تندخو شده ، ممکن است علتش یکی از موارد زیر باشد:
برادر  یا خواهر جدیدی پیدا نموده
بیشتر از معمول مورد ملامت و تحقیر قرار گرفته
زیاد کتک خورده و یا کسی دیگر در جلوی او تنبیه شده
نیت او غلط تعبیر شده
به نقص بدن و حقارت خود پی برده
مورد بی اعتنایی قرار گرفته و از نظر افتاده
خسته شده و یا مشغولیات کافی نداشته
از لولو و سایر چیزهای موحش  ترسانیده شده
در انجانم کاری دچار اشکال گردیده
غذای کافی نخورده و یا معاشر و همبازی نداشته
سر به سر او گذارده شده و یا چیزی از دستش قاپیده شده
بدون اطلاع قبلی از ادامه مشغولیاتش جلوگیری بعمل آمده است
 محمد صالح ابوسعیدی : در بعضی از خانواده ها بچه را مانند بتی می پرستند. کلمه ای بر خلاف میل او نمی گویند و از بی معنی ترین حرکات او لذت می برند در این نوع خانه ها بچه صاحب اختیار مطلق است . حکم او بر همه رواست . هر که را بخواهد می زند و هر چه را بخواهد می شکند و می ریزد و حق هیچگونه اعتراضی ندارند . معلوم است این نوع بچه ها بلایی برای خود و خانواده و جامعه می شوند.
 محمد صالح ابوسعیدی : وقتی که بچه به یک روش معین و ثابتی در زندگی عادت کند و احتیاجات او مطابق برنامه منظمی رفع شود هدایت و تربیت او بسیار سهل و تشخیص اینکه بچه در آینده در موارد مشابه چه حالتی بخود می گیرد امکان پذیر می گردد.
 محمد صالح ابوسعیدی : بچه ای که نتواند بازی کند نیروی حیات او بلا مصرف می ماند و در نتیجه عبوس و گرفته و آتشین مزاج و افسرده می گردد. برای غالب امراض بچه ها بازی و ورزش تنها علاج است فشاری که ، هر روز محیط بر اعصاب او وارد می آورد در اثر بازی رفع می گردد . بچه هایی که بازی و تفریحشان کم است زیاد گریه می کنند بهانه می گیرند و بی جهت اطرافیان خود را اذیت می کنند زیرا راهی دیگر برای بکار بردن انرژی خود ندارند.
محمد صالح ابوسعیدی : در تربیت طفل نیاز به سرمشق خوب بمراتب بیشتر از دستور و انتقاد  و درس اخلاق است والدین اگر از اولاد انتظاراتی دارند و می خواهند صفات نیک در آنها جمع باشد باید واجد آن صفات باشند.
 محمد صالح ابوسعیدی : نفوذ پدر بچه ها بقدری زیاد است که اولاد پس از طی دوران کودکی اغلب او را بزرگترین شخص دنیا یا بزرگترین دشمن خود می داند . پدر است که حتی گاهی بیش از مادر می تواند در تکوین شخصیت کودک و تهذیب اخلاق و پرورش قوای عقلی و جنسی او کمک کند . مخصوصا در مورد تعلیم و تربیت بچه سهم پدر خیلی بیشتر از مادر است.
 

محمد صالح ابوسعیدی :
چند نکته ای  که در تربیت اخلاق بچه سودمند  است عبارتند از:
بچه را صادقانه و یکنواخت دوست بدارید از افراط و تفرییط  در ابراز محبت که موجب بدبختی او شود خود داری کنید
با بچه مانند یک فرد که دارای خصوصیات معینی است رفتار نمایید و منتظر نباشید که هر چه یکی کرده او نیز بکند  او را در زندگی اجتماعی شرکت دهید تا نوع خواه و مردم دوست شود
او را مطابق رسم و آیین روز بار آورید نه مطابق افکار خودتان که در زمانی غیر از زمان او سرچشمه گرفته است.
جرات ، اعتماد بنفس و شجاعت را در بچه پرورش دهید
انتقاد کم و تمجید زیاد کنید
درباره او در حضور دیگران صحبت نکنید
بیش از اندازه لازم به او امر و نهی نکنید
منتظر نباشید که بچه شما راز همه چیز را به اندازه شما و مثل شما بفهمد . سعی کنید وارد دنیای او بشوید و از دریچه چشم او همه چیز را ببینید و معانی را مطابق ذهن او ادراک کنید
از تعلیم هنر هایی که او را عضو مفید جامعه بسازد غفلت نورزید
عادل باشید و از رفتار متناقض و بی رویه بپرهیزید
هیچگاه نگذارید موضوعی بجر و بحث بکشد . مسایل اخلاقی را با احساسات و تعصب توام نسازید
در حق بچه خود همان ادب و احترام را مرعی دارید که درباره دوست خود مراعات می کنید
هیچگاه بچه را فریب ندهید و به دروغ نگویید .
اطلاعات خود را راجع به مسایل تربیتی و اخلاقی حتی المکان بسط دهید تا بتوانید درست وظیفه خود را انجام دهید
وظايف والدين در جنبه معنوی و روانی

وظائف والدین در این زمینه متعدد و اهم آنها توجه به جنبه ی دینی , اخلاقی و عاطفی است .
1-    پرورش دینی :
آموزش آداب و رفتار صحیح زندگی همان آموزش دین است , یعنی اگر طفل روش صحیح زندگی کردن را آموخته باشد , در حقیقت تربیت دینی پیدا کرده است .
" پیامبر اسلام "( ص ) در مقام اندرز , برخی از والدینی که از زیر بار آموزش و پرورش دینی در آخر الزمان شانه خالی کنند فرموده اند :
" ويل للاولاد و آخرالزمان من ابائهم لا يعلمونهم الفرائض "
" وای بر فرزند آخر الزمان از دست پدر و مادرانشان که به آنها فرائض دینی را می آموزند.  
" تعالیم و دستورات دینی کلاً شامل دو بخش می شود :
1-  بخشی که شامل اعتقاد و ایمان در رابطه با آفریدگار است .  2- بخشی دیگر که شامل اعمال و رفتار آدمی و روابط با دیگران است و والدین مسئولند هر دوجنبه را به طفل بیاموزند. "
      آغاز تربيت دينی

تربیت دینی , در حقیقت از روزگاران قبل از تولد و در مرحله انتخاب همسر شروع می شود و مراقبتهای دوران حمل آن را رنگ و صفا می بخشد و پس از تولد والدین مستقیما به جهت دادن و ساختن او می پردازند و از همان لحظات اول تولد قبل از بریدن ناف در گوش راست اذان و در گوش چپ اقامه خوانده میشود
درست است که نوزاد معانی کلمات و جمله ها را نمی فهمد لکن آنها را می شنود و اعصاب و مغزش از آنها متاثر میگردد , کودک تدریجا با آنچه دیده و یا شنیده است , مانوس و آشنا می گردد و همین آشنائی در آینده او موثر است .
بعد ها به همراه رشد در سنین مختلف تکالیف گوناگونی به کودک داده می شود , مثلا از 3 سالگی آموزش جمله تهلیل است ( ذکر لا اله الا الله ) از 5/3 سالگی آموزش شهادت به رسالت محمد( ص ) , از 4 تا 5 سالگی تمرین صلوات , از 5 سالگی آموزش دست راست و چپ , از 6 سالگی آموزش قبله , سجده و رکوع از حدود 7 سالگی تمرین نماز و بیدار شدن برای سحری است .(3)

       کودک و عقائد  دينی

" توجه به خدا و دین ریشه فطری دارد , هر کودکی طبعا خداپرست است مگر اینکه عوامل خارجی فطرتش را آلوده سازند و از صراط مستقیم منحرف سازند " (1)
پیامبر اسلام ( ص ) فرمودند : " هر نوزادی با فطرت خدائی به دنیا می آید و پرورش می یابد مگر اینکه پدر و مادر او را به سوی یهودیگری و یا مسیحی گری بکشانند . (2)
" پدر و مادر وظیفه دارند که محیط مناسب برای فرزند خویش بوجود آورند تا عقایدی که در فطرت او نهاده شده تدریجا ظهور و بروز نمایند و پرورش و تکامل یابند .
کودک از همان خردسالی به یک نیروی مافوقی که می تواند نیازمندیهایش را برطرف سازد طبعا توجه دارد اما درک او به حدی نیست که بتواند توجهخویش را بیان کند , اما تدریجا به مرحله ظهور و بروز میرسد " تدریجا که کودک بزرگتر می شود و معمولا در حدود4 سالگی ( که اصطلاحا سن چراها نامیده می شود )
خصوصا اگر در خانواده دین دار زندگی کند به خدا توجه پیدا می کند و گاهگاه نام خدا را برزبان جاری سازد . از حرفها و سئوالاتش پیداست که فطرتش بیدار گشته و می خواهد در این باره اطلاعات بیشتری به دست آورد چه کسی خورشید و ماه و ستاره ها را آفریده است ؟ آیا خدا مرا دوست دارد ؟ خدا کجاست ؟ چه شکلی است ؟ آیا در آسمان است ؟
نحوه پاسخگويی والدين به سئوالات کودک
اولیاء و مربیان باید به تمام سئوالات کودک پاسخ دهند والا روح تحقیق و کنجکاوی او خاموش خواهد شد . اما پاسخ دادن به سئوالات آنها کار آسانی نیست , پاسخها باید صحیح و کوتاه و قابل فهمبرای کودک باشد . و هرچه درک و فهم کودک ترقی می کند پاسخها نیز به همان نسبت عمیق تر می گردد .
باید از گفتن مطالب سنگین و خسته کننده جدا اجتناب کرد که نه تنها سودی ندارد بلکه برای کودک ملال اور خواهد بود .
آموزش نبوت ،امامت و معاد به کودک
در مورد نبوت و امامت باید تدریجا با کودک گفتگو کرد , ابتدا حضرت محمد ( ص ) را به عنوان پیامبر معرفی نمود و سپس صفات و خصایص آن جناب و شرایط پیامبر را با زبان کودکانه برایش بیان کرد و همچنین درباره امامت .
اما درباره معاد شاید ذهن کودک دیرتر از سایر مسائل برای فهم آن آمادگی پیدا کند , کودک خردسال معنای مرک رابه خوبی نمی فهمد شاید مردن را یک سفر طولانی تصور کند مادام که کودک به مردن توجه نکرده لزومی ندارد یا شاید صلاح هم نباشد که در این باره با او صحبت شود .(1)
 اما خواه ناخواه حوادثی پیش می آید که کودک متوجه مرگ می شود , در اینجا باید حقیقت رابا کودک صریحا در میان گذاشت و در ضمن , بهشت و دوزخ و حساب و قیامت را برای وی تشریح کرد تا ذهنش برای پذیرش معاد آماده گردد اما جوابها باید حتی الامکان کوتاه و قابل فهم کودک باشد . (1)
نمو نه ای از روايات در باره تربيت دينی کودک
درباره ی کودک و تکالیف مذهبی و روایاتی آمده است که برای نمونه ذکر می شود :
امام صادق ( علیه السلام ) می فرماید :
" وقتی کودک به سن سه سالگی رسید به وی امرکن 7 بار لااله الا الله بگوید , در این وقت کود ک را به حال خود واگذار تا به سن 3 سال و 7 ماه و 20 روز برسد در چنین مرحله ای باید با او تعلیم داد که 7 بار بگوید محمد رسول الله و تا چهار سالگی باید او را آزاد گذاشت , پس از آن به او بگو که 7 مرتبه صلی الله علیه و آله را تکرا رکند . و تا پنج سالگی او را رها کن , در این وقت اگر کودک راست و چپ خود را تشخیص داد او را در برابر قبله قرار ده و به او سجده را بیاموز در شش سالگی به وی بگو نماز بخواند و بالاخره رکوع و سجود و مراتب دیگر نماز را به او تعلیم ده وقتی هفت سال او تمام شد به وی بگو دست و صورت خود را بشوید و پس ا زشستن دست و صورت و فرا گرفتن وضو به او بگو نماز بخواند "
 
تربيت دينی کودک  گام به گام و بدون اجبار
" این روایت نشان می دهد که باید رفق و مدارا و پرورش تدریجی را کاملا در مد نظر قرار داد و گام به گام در تربیت کودک کوشید نباید در هیچ مرحله ای مسائل را یکباره بر او تحمیل نمود و استعداد و ظرفیت او رابرای آموزش مسائل دینی مورد توجه قرار داد " (1)
" کودک را از همان دوران خرد سالی باید به آداب دینی آشنا کرد و در او شوق و رغبت لازم برای اجرای برنامه های دینی پدید آورد منتهای والدین باید سعی کنند در انجام برنامه های دینی رنج و زحمتی برای کودک نباشد و در نتیجه وازدگی ایجاد نشود واداشتن طفل به انجام برنامه های مستحبی یا احیاء در جلسات مذهبی موجبات وازدگی از مذهب را فراهم می کند .
در تربیت مذهبی باید والدین مذهبی و عامل بوده و در پرورش دینی عمل و رفتار والدین نقش عمده دارد. "
خاتمه
در خاتمه لازم به تذکر است که گرچه کودک قبل از سن شرعی بلوغ تکلیف ندارد لکن پدر و مادر حق ندارند بدین بهانه فرزندان خویش را قبل از بلوغ کاملا آزاد بگذارند تا هر عمل خلافی را مرتکب شوند زیرا طبعا به اعمال گناه و خلاف شرع عادت می کند به طوری که بعد از بلوغ نمی تواند از عادتهای زشت گذشته دست بردارد . بنابراین پدر و مادر باید حدود واجبات و محرمات را از همان زمان کودکی به فرزندانشان یادآور شوند و از انجام اعمال حرام و خلاف شرع جلوگیری کرده و در انجام واجبات و کارهای نیک تدریجا آنان را عادت دهند .
 
بخش دوم : پرورش اخلاقی کودکان                           
اسلام پدران و مادران را در امر پرورش اخلاقی فرزندان خویش مسئول می داند و یکی از وظائف اساسی و حساس آنها را در تربیت فرزند دانسته است .
رسول اکرم ( ص ) درباره پرورش اخلاقی کودکان فرموده است :
" ادبوا اولادکم فانکم مسئولون " :
فرزندان خود را تربیت نمائید چه در برابرآنها مسئولیت بس بزرگی دارید . " علی " ( ع ) فرمود : " اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم "
" کودکان خود را بزرگ و گرامی داشته , خوب تربیت نمائید . "

مفهوم اخلاق
" اخلاق به مفهوم مجموعه اصول حاکم برروابط انسانی و پاسداری این روابط باید از همان ماههای اول تولد به کودک تحمیل شود تربیت بدون اخلاق پرورش جنایتکار زیرک است .
در سایه پرورش اخلاقی است که ، صفتها و قدرتهای خدادادی , فضائل بزرگ عقلی چون امانت , شجاعت , احتیاط , تهور در او بیدار می شود و برای ادامه زندگی خود ضوابطی را برمی گزیند " (1)
" برنامه زندگی و روشهای اخلاقی و رفتاری دوران حیات بسیاری از مردم در طول مدت زندگی به حقیقت چیزی نیست جز مکتسبات و آموخته های دوران کودکی که از والدین و دیگر اعضای خانواده قرار گرفته اند.
 تربیتهای اخلاقی صحیح والدین سرچشمه نیکیها ی آینده و تربیتهای نادرست آنان سرچشمه فسادهاو تبهکاری ها ی فرد در جامعه است " (2)
آغاز پرورش اخلاقی

" آغاز پرورش اخلاقی از همان ماههای اول تولد کودک و از هنگامی است که طفل با صدای مهر و خشم والدین آشنامی شود و با لبخند یا گریه به آنها پاسخ می دهد این امر معمولا  ازپایان سه ماهگی و اوایل چهارماهگی کودک است این سن آغا ز پایه گذاری است نه آغاز تحمیل جنبه های اخلاقی و تعالیم مربوط به آداب و سنن زندگی
1- پرورش مذهبی و اخلاقی کودکان- دکتر علی قائمی  , ص 112
 بخشی از آنچه در این سن راجع به کودک مراعات می شود مساله وقت شناسی و تنظیم زمان غذا , ازاد گذاردنش در رختخواب به نحوی که با خود سرگرم باشد و به مادر وابسته نباشد گریه و فریاد را وسیله ای برای جلب و جذب مادر قرار ندهد .
اهميت  تربيت اخلاقی سالهای اول زندگی طفل

سالهای اوليه از دیگر سالهای عمر کودک مهمتر است زیرا کودکان در این سن تاثیر پذیرترند و آنچه به عنوان شالوده رفتارشان در این مرحله ریخته شده , بزودی از میان نمی رود .
از سوی دیگر طفل دائما رو به کمال می رود و به مرحله تمیز استقلال عقلی می رسد ولی آنچه را که بدون آگاهی و اراده در سالهای اولیه فراگرفته , پایه استدلالی و تمیز عقلی او در سنین بالاتر خواهد بود . " (1)


اهميت پرورش اخلاقی
 پرورش اخلاقی کودکان ضروری است از آن بابت که به فرموده امام علی ( ع ) شر در اندرون وجود آدمی لانه دارد
" الشر کامن فی طبیعه کل احد "  
و فضیلت ها باید بر آدمی تحمیل گردد . نفوذهای اخلاقی دارای اثرات طولانی و دراز مدت است و سبب حسن سیرت و رفتارهای کریمانه خواهد بود . " (1)
     در تربیت اخلاقی به کودک چه بیاموزیم ؟

در پرورش اخلاقی کودکان مقصد ما اینست ضوابط و قواعدی را به کودکان القاء کنیم و عاداتی را در آنان پدید آوریم که بر اساس آن زندگی فردی و اجتماعی شان شکل گیرد و همچنین در جنبه طبیعی و غرائز کودک تعدیل صورت گرفته و کودک به تدریج در برابر آنچه وجود دارد احساس تعهد و تکلیف نماید .
در پرورش اخلاقی کودکان , نخست مساله آگاهی مطرح است . کودک باید علل و عوامل انضباطی و راه و رسم حیات و قواعدی که مورد مراعات باید قرار گیرد بشناسد و بداند چه چیزی ضد ارزش است . کودک باید بداند رعایت ضوابط به صلاح او و دیگران بوده و او حق ندارد آنها را نادیده بگیرد . او می بایست رفتار اخلاقی بیاموزد و این آموزش گاهی از طریق القاءو تذکر است , رمانی از راه عرضه نمونه و مدل که کودک از آن تبعیت و تقلید می کند . راهنمائی و هدایت کودک ضمن آشنا کردن طفل به ضابطه ها موجب اعتماد به نفس او می شود .

" نکاتی که باید به کودک آموخته شود بسیار پردامنه و وسیع می باشد که به طور اختصار مطرح  می شود :
1-              دررابطه با خود :
بخشی از آموزشهای اخلاقی در رابطه باخود کودک و دارای جنبه فردی است , از آن جمله این است که خداوند در نهاد هر انسانی وجدان و فطرت اخلاقی قرار داده و طفل ذاتا امانت و صداقت را دوست دارد.

والدین باید این فطرت را زنده نگاه دارند , مسئله دیگر تسلط نفس کودک است که در سایه تکرار و عادت پدید می آید , کودک را باید ازهمان آغاز طوری تربیت کرد که بتواند در برابر امور و مسائل سرپا بایستد و خود را نباخته و تسلیم نکند , مثلا اگر هوس غذایی کرد صبر داشته و بیتابی نکند و مادر مامور بی چون و چرای کودک نباشد .
کودک باید به تدریج به مرحله ای برسد که کار و مشکل خود را شخصا حل کند و در برابر امور و حوادث سر پا بایستد , باید تدریجا بخشی از امور حیاتی را به تناسب رشدشدر اختیارش قرار داد تاانجام دهد مثل لباس پوشیدن .
باید رعایت تقوا و خود نگهداری را در هر مرحله سنی متناسب رشد و فهم کودک به او فهماند مثلا این که کودک هر حرفی را نزند به هر غذائی دست دراز نکند , هر رفتاری را از خود بروز ندهد که این امر از حدود سه سالگی در کودک امکان پذیر است که علاقه گریز و احتراز از کارهای ناپسند پدید می آید .
1- در رابطه  با دیگران :
 بخشی از اخلاق کودک در رابطه با دیگران  طبعا کودک می بایست ضوابطی را در این زمینه
سعی بر این است که کودکان به نحوی بار آیند که به  خواسته های دیگران توجه داشته باشند ,از سال چهارم زندگی کودک امکان پذیر است که برای او مساله حق دیگران مطرح کرد , با این که محور زندگی او خواسته های شخصی است دوست دارد حق دیگران را رعایت کند . باید به او تفهیم شود که برای داشتنحیات سالم , ناگزیر است ناسازگاریها را کنار بگذارد و در حد امکان به انسانها خدمت کند که این آموزش از حدود سن 6 سالگی امکان پذیر است آن هم از طریق بازی ها و شرکت در فعالیت های جمعی 
از همان کودکی فرزندان را باید عادت داد و تشویق کرد که مثلا اسباب بازی خود را به دوستانش بدهد , مهرورزی و تشویق والدین باعث می شود که روح بخشندگی و عطا در دوران طفولیت شکل پیدا کند و جنبه گذشت و فداکاری پدید آید . 
در آغاز کودکی باید او راعادت داد که تمنایش با خوشرویی باشد , حتی اگر با چهره عبوس و گریه چیزی را از شما طلب کرد به او ندهید . بالاخره دیدارش به گونه ای باشد که در آن نشان صلح و صفا و زدودن غم پدیدار گردد و با چهره خوش و با لبخند با دیگران برخورد کند . و دیگر اینکه کودک باید اجتماعی و با دیگران در جوشش باشد ولی حسود و وقیح نباشد , بنای تربیت به گونه ای باشد که فرد نیکی های خود را تا حدود زیادی پنهان کند یا بگذارد آن نیکی به صورت طبیعی متجلی گردد .
2- در رابطه با فضایل :
ادب و اخلاق انسان با فضایل و پاکی ها و امانتهای فطری خداوند ارتباط نزدیک دارد بنابراین بخشی از آموزشهای اخلاقی باید متوجه رشد فضیلتها در انسان و عادات نیکو در این زمینه باشد .
اخلاق مستلزم شهامت و شجاعت است و از جلوه های  مهم شجاعت دوستداری حق است . از آغاز زندگی باید چشم و گوش و اعضای کودک را به آن آشنا کنیم و عشق به حق و علاقه به درستی را در دل او استوار سازیم .
از فضایل اخلاقی مبارزه با گناه است ایجاد زمینه برای نفرت از گناه در سنین کودکی امکان پذیر است . اصولا حب و بغض ها نسبت به یک امر در دوران کودکی شکل می گیرد . آن چنان که بعدها ریشه کن کردن آنها کاری در حد اعجاز خواهد بود
 والدين باید در درون کودک نفرتی در رابطه با ظلم و تبعیض و منکرات پدید آورند , به گونه ای که او را دائما با این امور سرستیز باشد .
کودک را باید عادت داد تا حقوق دیگران را رعایت کرده و ارزشهای صحیح در جامعه را را در زندگی به کار گیرد کودک را باید عادل تربیت کرد و این امر از همان دوران کودکی او زمانی که مادر خوراکی به کودک می دهد که با خواهر و برادرش تقسیم کند باشد .
مردی در حضور پیامبر فرزندی از خود را بوسید و فرزند دیگرش را نبوسید رسول خدا به او اعتراض کرد که چرا مساوات را رعایت نکردی .

3- در رابطه با وقایع و جریانات و راه و رسم جاری زندگی :
بخشی از اخلاق باید در این رابطه باشد که فرد در برخورد با وقایع وادار به مو ضع گیری درست و اندیشیده شود , از حدود سنین 6 الی 12 سالگی نیروی قضاوت اخلاقی کودکان رشد می یابد , آنچه برای او مفید و لذت بخش باشد دوست می دارد و آنچه برایش زیانبخش باشد را نادرست می داند ولی بعدها قادر می شود از مرز منافع خارج شده و دیگران را به حساب آورد . رفتار والدین شیوه موضع گیری صحیح را به آنها می آموزد .
کودک را باید عادت داد که در داوری ها حق را مراعات کند , هرگز دوستی ها و دشمنی ها و روابط خانوادگی سبب آن نگردد که او از حق دوری کند باید او را رشد داد تا در برابر حوادث بایستد و تسلیم هر چه هست نشود بیبیند هر چه واقع شده درست است یا نه , اگر نیست در طریق ریشه کن کردن آن بایستد .
کودک راباید عادت داد روابط خود با دیگران را تنظیم کند , مثلا کودک نسبت به پدر و مادر برخوردی انسانی و همراه ادب داشته باشد , جرات و جسارت و بی ادبی و دست درازی نسبت به آنها نداشته باشد , بزرگتران را مورد احترام قرار دهد ع با خرد سالان مهربان باشد , در برابر هر کس راه و رسم درستی در پیش گیرد .
در روابط اجتماعی آداب و معاشرت سالم و خوشرویی و مسالمت داشته باشد , عادت داشته باشد خواسته هایش را با خوشرویی مطرح سارد , ایجاد مزاحمت نکند , تعارفات معموله را رعایت کند , آداب و رسومی که مخالف تعالیم مذهبی نیست را رعایت کند , مثل دید و بازدید در عید نوروز و صله رحم و ...
از همان آغاز کودکی باید به طفل القاءکرد که نتیجه و حساب و کتاب و بازده عمل را هر کس خواهد دید چه خوب و چه بد مثلا نتیجه نافرمانی حرف پدر تنبیه شدن از معلم است به خاطر تنبلی در درسها و...
 عادت های غلط

والدین در سنین اولیه زندگی گودک خصوصا در 6 سالگی اول زندگی باید مراقب باشند که از ایجاد عادات غلط خودداری کنند , مثلا کودک نباید عادت کند که خواسته خود را به زور و از راه لجبازی یا گریه به دست آورد . ممکن است عادت غلط کودک دست درازی , بی ادبی در کلام , توهین و جسارت به والدین , بد غذا خوردن , بد خوابیدن , شرارت , خرابکاری ... باشد.
 معمولا پدران و مادران در آغاز کار به حساب اینکه او کودک است و نمی فهمد در برابر رفتار نادرستش موضع نمی گیرند , غافلند که این حالات و رفتار ناموزون در او باقی مانده رشد می کند که در سن نوجوانی قادر به کنترل نخواهد بود .
    تربیت اخلاقی
در اینجا از راه و روشهای گوناگون و متعددی استفاده می شود , مثلا در سالهای اولیه زندگی کودک مدح کارهای خوب , دادن جایزه , برای رفتارهای مهم و قابل تقدیر , ثناگویی از کارهای پسندیده , ابراز بی میلی و کراهت درباره کارهای ناپسند مطرح است .
از دیکر طرق , ذکر داستانهای مفید و آموزنده است که در کودک نقش سازندگی فوق العاده دارد و راه دیگر تحسین کارهای پسندیده دیگران یا ملامت راه کسانی که رفتار ناپسند دارند , تهدید , توبیخ و .... راههای دیگر است .
در پرورش اخلاق گاه می بایست خطاها را نادیده گرفت تا کودک جسور نشود  گاه توبیخ باشد و زمانی ملامت و سرزنش به شرطی که به افراط کشانده نشود . در بعضی موارد ترس از رسوا شدن باشد و اخطار به طفل .
عظمت و سربلندی جامعه اسلامی بستگی به این دارد که نیروها و ذخایر عظیم انسانی را از آغاز کودکی و جوانی مورد بهره برداری قرار دهیم و از هر عمل مثبت و از هر روش صحیح و از هر گفتار و کردار پسندیده ای تشویق و حمایت کنیم " (1)
 
اهميت نظم وانضباط در تربيت کودک
    ناگزیریم  تربیت را به کودکان تحمیل کنیم تا هم او را از خطر دور سازیم و هم قادر شویم انسانش با ر بیاوریم . شخصیت افراد در سایه انضباط رنگ می گیرد و هم در سایه انضباط است که فرد و اجتماع می توانند در مصونیت و آرامش زندگی  را بگذرانند. (1)
در مساله انضباط شک نیست که ما کودکان را محدود می کنیم , اما این که این محدودیت  در چه زمینه است باید گفت در زمینه های مربوط به زندگی او خواهد بود  .
 ما می خواهیم طفل در زندگی برهمه افعال و رفتارش تسلط داشته باشد گفتارش تحت ضابطه و کنترل باشد , در مسائل مربوط به زندگی خود اهمال روا ندارد, او از همان آغاز زندگیش باید منضبط بار آید ( برخی از دستورات انضباطی مربوط به زندگی شخصی کودک است " (2)
   نیاز به مدافع
 در نخستین سرخوردگی که برای طفل در مواجهه با مشکلات و مسائل اجتماعی پیش می آید او به ضعف خود پی می برد , طفلی که اسباب بازیش ربوده شده , شکوه اش را به نزد ما در می آورد , اگر والدین به شکایت او رسیدگی نکنند یا لااقل در دفاع از او به وی دلگرمی ندهند حالت یاس و نومیدی و بدبینی نسبت به همه کس و همه چیز در او پیدا می شود
والدین در برابر طفل باید داور مقتدری باشند که به سخنانش گوش فرا دهند و او را به دفاع و حمایت خود دلگرم سازند , اما وضع به گونه ای نباشد که هروقت برخوردی برایش پیش آمد به والدینش متوسل شود .
 


منابع :


منابع :


1- مبانی تعلیم و تربیت اسلامی , " محسن شکوهی "

2- تربیت کودک , محمد صفری ( زر افشان )

3-  تربیت کودک از دیدگاه اسلام , " رشید پور "

4- خانواده و تربیت کودک , ص 228-226

5- خانواده و تربیت کودک , ص 282-276

6- غررالحکم , ص 854

7- روانشناسی تربیتی

8- اسلام و تربیت دختران

9- وسایل الشیعه , ج 15 , ص 193

10- مجمع الزواید , ج 8 , ص 159

 

طراحی سایت : سایت سازان