میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

دانلود مقاله بهروري


کد محصول : 1000655 نوع فایل : word تعداد صفحات : 15 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 931

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d655

فهرست مطالب و صفحات نخست


بهروري

چكيده
دركشورهاي درحال توسعه از جمله ايران استفاده هر چه بهتر و مؤثرتر از منابع كشاورزي يعني،نيروي كار،كودشيميايي، بذر و آب و ساير امكانات توليد از اهميت ويژه اي برخوردار است.  با توجه به ارزآوري محصول زيره در كمك به روند توسعه اقتصادي كشور و اينكه استان خراسان نقش بزرگي در توليد اين محصول دارد، افزايش توليد اين محصول در اين استان از جايگاه خاصي برخوردار است افزايش توليد از طريق افزايش سطح زير كشت يا افزايش عملكرد امكان پذير است در خصوص افزايش سطح زير كشت با محدوديت آب و زمينهاي مرغوب و ساير منابع روبرو هستيم و تنها راه باقي مانده اين است كه از طريقي عملكرد را افزايش دهيم . نتايج تحقيق حاضر نشان مي دهد كه نيروي كار ، كود شيميايي و بذر مصرفي رابطه معني داري از لحاظ آماري با توليد دارند و زارعين زيره كار تركيب بهينه عوامل توليد را به كار نبرده و از آنها به طور منطقي و دزست استفاده نمي كنند. تركيب بهينه عوامل توليد در يك هكتار شامل 63/16 روز-نفر نيروي كار ، 747/554 كيلوگرم كود شيميايي و 2 دفعه آبياري مي باشد، لذا جهت صرفه جويي در مصرف نهاده ها و افزايش توليد بايستي مصرف نهاده هايي كه در ناحيه سوم بوده و كشش آنها منفي است ،كاهش يابد و مصرف نهاده هايي كه در ناحيه اول  بوده و كشش آنها مثبت است، افزايش يابد.
واژگان كليدي: زيره سبز، بهره وري ، بهره وري متوسط، بهره وري نهايي، مقادير بهينه

مقدمه
اصولاً توسعه اقتصاد كشور تأثيرپذير از توسعه بخش كشاورزي و توسعه بخش كشاورزي نيز از طريق توليد محصولات مختلف در سراسر كشور ميسر مي باشد . از ميان راههاي مختلف افزايش توليد محصولات كشاورزي، توسعه عوامل توليد و تغييرات عمده در تكنولوژي موجود مي باشد كه با محدوديت هايي روبروست و شايد مناسب ترين راه حل جهت برقرار ساختن نرخ رشد لازم در بخش كشاورزي، بهبود بهره وري1عوامل توليد يعني بدست آوردن توليد بيشتر ازمجموعه ثابتي ازعوامل توليد است(3)
امروزه بهره وري فراتر ازيك معيار و شاخص اقتصلدي است بلكه به عنوان يك رويكرد، يك فرهنگ و نگرش نظام گرا و كلي گرا از همه اجزاء مطرح است. افزايش بهره وري مي تواند سهم زيادي در بهبودكيفيت زندگي اجتماعي داشته باشد ازسوي ديگر نيز تغيير در بهره وري آثارسياست هاي گذشته دولت را دربخش توليدي منعكس مي كند. افزايش بهره وري در يك بخش اقتصادي يا واحد توليدي به مفهوم كاهش هزينه توليد هر واحد محصول و قيمت تمام شده آن بوده در نتيجه توان واحد يا بخش توليدي را در رقابت با ساير واحدها و بخشهاي توليدي رقيب در بازارجهاني افزايش مي دهد.
استان خراسان با خصوصيات خاص اقليمي و تنوع آب و هوايي، بخشي از مناطق خشك ونيمه خشك را شامل مي شود كه براي بهره برداري از منابع محدودآب بايستي محصولات زراعي سازگار با شرايط خشك و نيمه خشك را براي آن ترويج كرد و با توجه به دامنه وسيع مصرف داروهاي گياهي درطب سنتي ايران و فراواني گونه هاي مختلف اين گياهان كشورما را ازديرباز مركز عمده توليد، فرايند، مصرف و صدور تعداد زيادي از گياهان دارويي قرارداده است كه زيره سبز1 از جمله آنها مي باشد. با عنايت به اينكه تلاشهاي اقتصادي انسان همواره به كسب حداكثر بازده ازحداقل منابع معطوف بوده است بنابراين گفته مي شود بهره وري امري جديد نبوده وقدمتي برابربا تاريخ بشر دارد.شارما و سينگ2(7)، در مقاله اي تحت عنوان بهره وري و كارايي تخصيصي منابع در توليد شير در هيماچال پرادش با برازش توابع توليد مختلف براي نژادهاي مختلف گاو در فصول متفاوت نسبت به محاسبه ارزش بهره وري نهايي اقدام كرده و مسئله تخصيص بهينه منابع را مورد بحث قراردادند.
هانكوك و باور3(12)، در پژوهشي با عنوان بهره وري مخارج تحقيقات و ترويج كشاورزي در آمريكا ضمن استفاده از تابع توليد كاب-داگلاس نسبت به محاسبه بهره وري نهايي نهاده ها اقدام كردند.
وانگ4 (18)، درمقايسه تحليل بهره وري كشاورزي چين و هند با استفاده از داده هاي سري زماني سالهاي 83-1960 به محاسبه بهره وري جزئي و بهره وري كل عوامل در دو كشور پرداخته است.
دني و كاپالبر5(13)، در جهت آزمون الگوهاي بلندمدت بهره وري براي بخش هاي كشاورزي كانادا و آمريكا با بهره گيري از داده هاي سري زماني نسبت به محاسبه بهره وري عوامل توليد چاي با استفاده از تابع توليد پرداختند و نتيجه گرفتند كه بطوركلي بهره وري عوامل توليد پايين بوده بعبارتي چايكاران داراي كارايي پايين مي باشند ولي مي توانند با افزايش بهره وري نهاده از هدر رفتن آن جلوگيري نموده و از طرف ديگر باعث كاهش هزينه متوسط چاي شوند.
فرايس ولد و اينگرام1(14)، منابع تفاوت هاي بهره وري كشاورزي را در بين 28 كشور SSA (آفريقاي نيمه بياباني) براي سالهاي 1985-1973 بررسي كردند اين منابع شامل كيفيت زمين، استفاده ازنهاده هاي مدرن، سرمايه گذاري عمومي درتحقيقات كشاورزي و دسترسي به مواد كالري زاي اصلي، رشد صادرات كشاورزي و عدم ثبات صادرات كشاورزي است بر اساس نتايج بدست آمده رشد در ميزان استفاده از نهاده هاي سنتي، منبع حاكم در رشد توليدات است و نهاده هاي مدرن در درجه دوم اهميت قرار دارد.
ليند و ريچ موند2(15)، با استفاده از اطلاعات سالانه دوره 89-1958 تأثيرميزان سرمايه عمومي در هزينه هاي توليد بخش خصوصي آمريكا را مورد بررسي قراردادند. شواهد حاصل از اين مطالعه نشان داد، زيرساختهاي عمومي نقش مهمي در بهره وري بخش خصوصي آمريكا بازي مي كند.
روسي گرنت و  اونسون3(16)، رشد بهره وري كل عوامل و منابع رشد بهره وري در هند را مورد بررسي قراردادند براي اين منظور آنها از شاخص ترانكويست –تيل4 استفاده كردند. نتايج نشان دادكه رشد TFP بيانگرحدود  توليد محصولات درطي 85-1975 بوده است و منبع رشد بهره وري تحقيقات، ترويج عمومي و تحقيقات خصوصي است .
محرابي وموسي نژاد(11)، به بررسي بهره وري پسته در شهرستان رفسنجان پرداختند اينان نيز با استفاده از روش آناليز واريانس نقش هر يك از عوامل در ايجاد تفاوب بين ميانگين عملكرد مربوط به آن عامل را مورد تجزيه و تحليل قراردادند و نتيجه گرفتند كه از نهاده آب بدليل كمبود شديد آن درمنطقه كمتر از حد بهينه استفاده شده است كود حيواني اثر معني داري برعملكرد توليد ندارد، بافت خاك، سطح تحصيلات كشاورز و ميزان مالكيت كل اراضي كشاورز اختلاف معني داري در عملكرد بوجود نمي آورد.
حياتي و همكاران(3)، به بررسي عوامل توليد نخود ديم در استان كردستان پرداختند. اينان نيز جهت تعيين هر يك از عوامل توليد از تابع توليد استفاده نمودند و نتيجه گرفتند كه عوامل توليد از قبيل بذر، كود فسفاته و كود ازت ازلحاظ آماري با مقدار توليد رابطه معني داري ندارند وعوامل توليد نيروي كار، سم و ماشين آلات در تابع توليد به لحاظ آماري معني دار بوده و زارعين نيز تركيب بهينه عوامل توليد را استفاده نكرده اند.
دشتي و يزداني(4)، به تحليل بهره وري و تخصيص بهينه عوامل توليد در صنعت طيور ايران پرداختند در مجموع با عنايت به بيشتر بودن مقادير بهره وري دان طيور، بهره وري كل عوامل توليد، بازده نسبت به مقياس و نيز وضعيت مطلوبتر تخصيص عوامل در واحدهاي با ظرفيت پايين تر نتيجه گرفتند كه واحدهاي مزبور با تخصيص كاراتر منابع از عملكرد يهتري نسبت به واحدهاي بزرگتر برخوردارمي باشند.
سلامي و شاهنوشي(6)، به مقايسه بهره وري در بخشهاي صنعت و كشاورزي و عوامل مؤثر بر آن پرداختند و نتيجه گرفتند كه نسبت بهره وري صنعت به كشاورزي در طول سالهاي 1344 تا 1372 كمتر از يك بوده به عبارتي بهره وري عوامل در كشاورزي بيشتر از صنعت بوده است. نسبت واردات مواد اوليه صنعت به كشاورزي، صادرات كالا و خدمات ، واردات كالا وخدمات وسرمايه گذاري در حمل ونقل تأثير مثبت و اجراي برنامه اول توسعه بعد از انقلاب اسلامي تأثير منفي بر روي نسبت بهره وري عوامل توليد در صنعت به كشاورزي داشته است.
موادوروشها
براي رسيدن به اهداف مورد نظر در تحقيق، روشهاي متفاوتي وجود داشته است كه در اين بررسي از توابع توليد، با توجه به داده هاي استخراج شده ازپرسشنامه هاي تكميل شده استفاده شده است.  توابع توليد متفاوتي جهت اين كار وجود دارد كه در اين جا فقط دو نوع تابع توليد كاب داگلاس1 ومتعالي2 مورد استفاده قرار گرفتند و به طور خلاصه بيان مي گردد. شكل كلي تابع كاب-داگلاس بدين صورت است:
Y= A x1β1x2 β2 x3 β3x4 β4.........xn βn
اين تابع بوسيله لگاريتم خطي شده و با روشO.L.S (حداقل مربعات معمولي)3 قابل برآورد مي باشد. از جمله ويژگيهاي مهم اين تابع همگن بوده از درجه است و همچنين هر يك از ضرايب، كشش جزئي توليد هر نهاده را نشان مي دهد. در ضمن مجموع ضرايب،  بازده نسبت به مقياس را نشان مي دهد(6) . اما شكل كلي تابع متعالي كه در حقيقت شكل تغييريافته تابع كاب-داگلاس است بصورت زير مي باشد.
Y= AΠi-1n X1 β1
كه در دو تابع فوق Y مقدار توليد،  X1تاXn  نهاده ها و مقدارآن مثبت مي باشد.
A : پارامتر مقياس بوده و مقدارآن مثبت است(A>0) و  مقياس توزيع(كشش توليد عاملXI ) و  علامت حاصلضرب چند جمله در يكديگر است اين تابع داراي شكل غيرخطي است كه به سادگي بااستفاده از لگاريتم درپايه e خطي مي شود(7).
در اين روش، مدل كاب-داگلاس بعنوان مدل مقيد و مدل متعالي غيرمقيد در نظر گرفته مي شود و با استفاده از نسبت F اقدام به تعيين مدل بهتر مي گردد كه اين آزمون به شرح زير مي باشد: .
F=(R2uR-Rr)/M    (1-R2uR)/N-K
كه در آن R2R  و R2UR به ترتيب مقادير R2  بدست آمده از رگرسيونهاي مقيد و نا مقيد است و M,K,N به ترتيب تعداد مشاهدات و تعداد پارامترها در رگرسيون غيرمقيد وتعداد متغيرهاي اضافه شده در مدل غيرمقيد مي باشد، در صورت معني دارشدن F (براساس جدولF و درجات آزادي) مدل غيرمقيد را مي پذيريم. براي محاسبه بهره وري روي هريك ا زنهاده ها، روشهاي متفاوتي وجود دارد كه اغلب متخصصين اقتصاد دو نوع بهره وري نهايي و متوسط را مي پذيرند كه بهره وري نهايي عبارتست از مقداري كه آخرين واحد عامل به ستانده قبل اضافه مي كند و بهره وري متوسط عبارتست از ميزان ستانده به ازاي واحد داده يا بعبارت ديگر هر واحد داده بطورمتوسط چقدر به توليد اضافه ميكند. روشهاي زيادي براي اندازه گيري بهره وري وجود دارد كه دراينجا فقط به چند نوع آن اشاره مي گردد.
1) روشTFP1(بهره وري كل عوامل توليد):
بهره وري كل عبارتست از نسبت بين شاخص كل توليدات و شاخص كل عوامل توليد،  صورت عمومي آن از فرمولTFP به صورت زير است(6و9).
                         نهاده/ستادهTFP=
TFPI : شاخص بهره وري كل واحد توليدi ام
TRI:ارزش دريافتي كل واحد توليدي I ام
Cij :هزينه نهادهj ام درواحدتوليدي I ام
Wj :متوسط سهم هزينه نهاده j ام
اين روش در حقيقت يك نوع بهره وري كل را نشان مي دهد و بهره وري هر يك از نهاده ها را بصورت مجزا مشخص نمي كند بنابراين كاربرد زيادي درجهت اندازه گيري بهره وري ندارد(5)
2)روشTAP1(بهره وري متوسط)
بهره وري متوسط به ميزان ستاده به ازاي واحدنهاده اطلاق مي شود روش متداول براي اندازه گيري بهره وري متوسط به صورت زير ارائه شده است.
A=Q  Xi
دراين فرمولQ ستاده كل و  XI مصرف هريك ازنهاده است.
3)روش MP2 (بهره وري نهايي)
بهره وري نهايي،  عبارتست از مقداري كه هر واحد عامل ورودي(داده(به ستاده كل اضافه مي نمايد بنابراين بهره وري نهايي مشتق اول تابع توليد نسبت به منبع مربوط است(1،2،4).
MPxi=dy/dx
و در يك تابع متعالي مقدار بهره وري نهايي از رابطه زير بدست مي آيد
MPxi=( βi)Y
  همچنين مقدار مصرف بهينه نهاده ها را مي توان از رابطه زير بدست آورد:
Χ=
مقدار كشش توليد عوامل نيز به صورت زير محاسبه مي شود:
Ё=A+BX
كه A وB به ترتيب ضرايب نهاده ها در حالت لگاريتمي و خطي مي باشد
با محاسبه بهره وري نهايي نهاده (MPi) و داشتن ارزش محصول بدست آمده(py) مي توان ارزش بهره وري نهايي هرنهاده را محاسبه كرد
VMPxi= Mpi*Py
اگرارزش بهره وري نهايي يك نهاده برابرقيمت آن باشد دراين حالت مقدارمصرف نهاده مورد نظر(با فرض بازاررقابتي) درحد اپتيمم خواهد بود يعني:
VMPxi=Pxi                             VMPxi/Pxi=1
بعبارت ديگر ارزش بهره وري نهايي يك نهاده برابر قيمت آن باشد، در اين حالت انتظار بر اين است كه بهره وري عامل مورد نظر در حد مطلوب قرار دارد و گرنه در صورت عدم تخصيص بهينه عامل توليدي، بهره وري آن نيز كاهش مي يابد(9).
افزون بر موارد بالا، بسته به اينكه بهره وري براي اندازه گيري عوامل مختلف به شكل جداگانه مورد استفاده قرار گيرد و يا اينكه تركيب وزني كليه عوامل در نظر گرفته شود، بهره وري جزئي و يا بهره وري نهايي و متوسط از نوع بهره وري جزئي مي باشند زيرا در محاسبه آنها يك عامل توليدي در نظر گرفته مي شود.
نتايج وبحث
در اين بخش ابتدا تابع توليد زيره بر اساس توابع گفته شده در قسمت هاي قبلي تخمين زده شده است و سرانجام با توجه به تابع توليد زيره، به محاسبه بهره وري عوامل پرداخته شد. براي تخمين تابع توليد زيره از متغيرهاي متفاوتي استفاده شده است كه به صورت زيرمي باشد:
Y:مقدارتوليد زيره (كيلوگرم)
X1 :نيروي كاراستفاده شده درمراحل مختلف توليد (روز-نفر)
X3 :كودشيميايي مصرفي (كيلوگرم)
X8 :تعداد دفعات آبياري
L:نشانه لگاريتم
تابع كاب-داگلاس بدست آمده براساس مشاهدات اين تحقيق به صورت زيرمي باشد:
Lny=  5.962 – 0.813Lnx1  -  0.0346Lnx3   +  0.397Lnx4  - 0.303Lnx8
S.E :     (3.621)      (0.590)               (0.409)                    (0.407)                 (0.345)
R2=0.85                R2=0.82          F=50.898            D=1.67
در مدل فوق همانطور كه مشاهده مي شود اثر هر يك از عوامل نيروي كار كاربردي،  دفعات آبياري وكودشيميايي مصرفي بر توليد زيره، منفي بوده البته اين بدان مفهوم است كه از نهاده هاي فوق بيش از حد لازم استفاده نموده اند ضريب مربوط به نهاده بذر مصرفي نيزمثبت مي باشد، چنانكه قبلاًگفته شد درتابع كاب-داگلاس هر يك از ضرايب متغيرها، كشش هاي عوامل توليد را نشان مي دهد ملاحظه مي شود كه بيشترين كشش مربوط به نهاده بذرمصرفي است البته اين لزوماًبدين مفهوم نيست كه اين نهاده بالاترين بهره وري را در توليد زيره داشته است. درقسمت بعدي نيز به محاسبه بهره وري پرداخته خواهد شدو اين موضوع دقيقاً مشخص خواهد شد. بر اساس نتايج بدست آمده ديده مي شود كه F در سطح 5 درصد معني دار بوده لذا كل مدل رگرسيون نيز معني دارمي باشد .همچنين ضريب تعيين  R2 نشان مي دهد كه متغيرهاي ملحوظ در مدل 85 درصد از تغييرات متغير وابسته را توضيح مي دهند.
     با روش ترسيم eI  در مقابل هر كدام از متغيرهاي توضيحي،آزمون پارك نيز درهمه مدل ها عدم واريانس نا همساني راتأييد مي نمايد وD دوربين واتسون عدم وجود خودهمبستگي درمدل لگاريتمي زا تأييد مي نمايد. تابع توليد متوالي نيز براي مشاهدات مورد بررسي تخمين زده شد كه بصورت زير مي باشد.
Lny=22.751  -  1.241 Lnx1  -  2.138Lnx3  + 1.351Lnx4  -  0.280Lnx8  +  0.0007x1 +                                                                             0.0038x3     -   0.01x4    +      7.00x8
S.E :   (3.063)***      (0.358)**         (0.446)***    (0.253)**           (0.189)           (0.001)
(0.0008)***           (0.0038)**          (1.99)**
R2=0.92           R2=0.82            D=1.67       F***=9.480
***: معني دار در سطح 1%         **: معني دار در سطح 5%    
      درهرحال معني داربودن مقدارF درسطح 1% بيانگر اينست كه ضرايب متغيرها به طور همزماناختلاف معني داري با صفر دارند وبا آزمونهاي بعمل آمده معلوم شد كه مدل ازنظرهمخطي،  ،خودهمبستگي وناهمساني واريانس مشكلي ندارد.
با استفاده از آزمون F حداقل مربعات مقيد معلوم گرديد كه مدل متعالي از مدل كاب-داگلاس بهتراست زيرا ازF محاسباتي داريم:
F= =8.09
 و چون اين مقدار از F جدول بيشتراست، لذا مدل متعالي بهتراست. براي محاسبه بهره وري روشهاي مختلفي ذكرشد با توجه به اطلاعاتي كه بدست آمده فقط اقدام به محاسبه بهره وري نهايي و متوسط شده است، البته يادآوري مي شود كه ابتدا بهره وري هريك از بهره برداران بصورت مجزا محاسبه شد و در نهايت ميانگين بهره وري هر نهاده درحالت كل ودرسطوح مختلف محاسبه گرديدكه بشرح زير مي باشد
جدول(1): بهره وري متوسط و نهايي هر كدام از نهاده ها
نهاده    بهره وري متوسط    بهره وري نهايي
نيروي كار كاربردي    6734/8-    2842/14
كود شيميايي مصرفي    9428/21-    2799/6
بذر مصرفي    8531/14    3567/26
دفعات آبياري    159/3-    22/7
          ماخذ : يافته هاي تحقيق
بطوريكه ازجدول(1) ملاحظه مي شود بالاترين بهره وري نهايي مربوط به نهاده بذر مصرفي است كه معادل853/14 است بعبارت ديگر آخرين واحد نهاده بذر مصرفي كه استفاده شود به اندازه 853/14 كيلوگرم به محصول توليدي افزوده مي گردد.بهره وري نهايي نهاده هاي نيروي كاركاربردي،كودشيميايي مصرفي و تعداد دفعات آبياري منفي بوده به عبارت ديگر استفاده نمودن يك واحد بيشتر از نهاده هاي نيروي كار ، كودشيميايي مصرفي و تعداد دفعات آبياري به ترتيب به اندازه 67/8، 94/21، 159/3 كيلوگرم از محصول توليدي كاسته خواهد شد. بهره وري متوسط محاسبه شده براي تمامي بهره برداران نيزحاكي از اين است كه بالاترين بهره وري متوسط نيز مربوط به نهاده بذرمصرفي است.  در تشريح اين نوع بهره وري مثلا براي نهاده بذرمصرفي بايد گفت كه با استفاده نمودن يك واحد نهاده بذر به طورمتوسط356/26 كيلوگرم به محصول توليدي افزوده خواهد شد. با استفاده نمودن هريك از نهاده هاي نيروي كاركاربردي،كودشيميايي مصرفي و تعداد دفعات آبياري به ترتيب به طور متوسط 284/14، 297/6 و22/7 كيلوگرم به زيره توليدي افزوده خواهد شد.
جدول(2): مقايسه ميانگين نسبت VMPxi/Pxiو مقادير بهينه مصرف نهاده ها و كشش آنها
نهاده ها    VmPxi/Pxi    مقادير بهينه    كشش
نيروي كار كاربردي    537/17    63/16    24/1-
كود شيميايي مصرفي    3051/858    747/554    727/6-
بذر مصرفي    718/17    59/22    144/2
دفعات آبياري    998/3    144/2    761/1-
ماخذ: يافته هاي تحقيق
با مقايسه ميانگين نسبتVMPxi/Pxi  و مقادير بهينه مصرف نهاده ها ملاحظه مي شود كه كشاورزان ازنهاده هاي نيروي كاركاربري،كودشيميايي وتعداد دفعات آبياري بيش از حدبهينه استفاده نموده اند مقادير بهينه هريك از نهادهاي مذكور يعني نيروي كار،كودشيميايي وتعداد دفعات آبياري به ترتيب63/16 ،747/554  و144/2 مي باشد كه كشاورزان مورد مطالعه از نهاده هاي مذكورنيز به طور غير منطقي و غيراصولي استفاده نموده اند. همانطوريكه كشش هاي توليد درجدول فوق نشان مي دهد هرموقع نيروي كاركاربردي بيش از63/16 روز-نفر درهكتار و مقداركودشيميايي نيز بيش از 747/554 كيلوگرم در هكتار و تعداد دفعات آبياري نيز بيش از 2 دفعه باشد كشش ت/وليد منفي خواهدشد، به عبارت ديگر توليد در مرحله سوم صورت مي گيرد. كشاورزان مورد مطالعه نيز از نهاده بذر مصرفي كمتر ازحد بهينه استفاده نموده اند لذا با افزايش مصرف اين نهاده تا سقف 59/22 كيلوگرم درهكتار به توليد آنها افزوده خواهدشد. با استفاده از مجموع اين كششها كه برابر     584/7- است درمي يابيم كه در قسمت كاهش بازده نسبت به مقياس مي باشيم به عبارتي افزايش مصرف نهاده هاي مذكور دركل باعث كاهش درمحصول توليدي خواهدشد.
 


منابع :


1. اندازه گيري بهره وري،معاونت آموزش وتحقيق وزارت صنايع سنگين،1371



2. تركماني،ج وع.شيروانيان(1377)،ارزيابي بهره وري كشاورزان ازفن آوري نوين،اقتصادكشاورزي وتوسعه،شماره 24،ص 42-31


3. حياتي،ب وا،پيمان.(1377)،بررسي كارايي عوامل توليددرمحصول نخودديم استان كردستان،مجموعه مقالات دومين كنفرانس اقتصادكشاورزي ايران،تهران،ص134-123


4. دشتي،ق.(1375)،تحليل بهره وري وتخصيص بهينه عوامل توليددرصنعت طيورايران،مجموعه مقالات اولين كنفرانس اقتصادكشاورزي ايران،زابل،ص83-72.


5. سلامي،ح.(1377)مفاهيم واندازه گيري بهره وري دركشاورزي،اقتصادكشاورزي وتوسعه شماره 18 ،ص31-7


6. سلامي،ح.شاهنوشي،ن.(1379)،مقايسه بهره وري دربخش هاي صنعت وكشاورزي وعوامل مؤثربرآن مجموعه مقالات سومين كنفرانس اقتصادكشاورزي ايران،مشهد،ص307-287


7. كهنسال،م.دهقانيان،س.(1375)، مجموعه مقالات اولين كنفرانس اقتصادكشاورزي ايران،زابل،ص19-1.


8. گجراتي، دامودار، (1372)،مباني اقتصادسنجي،ترجمه حميدابريشمي،ج،2،دانشگاه تهران.

9. عزيزي ،ح و سلطاني ،غ.(1379)،تعيين بهره وري عوامل توليد و اندازه مقياس باغ زيتون مجموعه مقالات سومين كنفرانس اقتصادكشاورزي ايران، مشهد، ص 412-385
   

10.سي نژاد ،م.محرابي آبادي ،ح.(1375)،بررسي بهروري عوامل توليد پسته در شهرستان رفسنجان ،مجموعه مقالات اولين كنفرانس اقتصادكشاورزي ايران ،زابل،ص 83-72 .

 

طراحی سایت : سایت سازان