میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله قارچهاي عالي


کد محصول : 1000661 نوع فایل : word تعداد صفحات : 21 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 931

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d661

فهرست مطالب و صفحات نخست


قارچهاي عالي

آسكوميتسها Ascomycetes
قارچهاي كيسه اي
مقدمه
آسكوميست ها و بازديديوميستها گاهي اوقات بنام قارچهاي عالي ناميده مي شود. اين قارچها نسب به قارچهائي كه تاكنون مورد بحث قرار گرفته است داراي تكامل بيشتري مي باشد، گرچه بعضي از قارچ شناسان (Bessey, 1942,1950 – Dodge’ 1914) معتقدند كه قارچهاي اين رده داراي منشأ مستقلي است و از تكامل قارچهاي ديگري بوجود نيامده است ولي با توجه به ساختمان آنها احتمال مي رود كه از تكامل قارچ هاي پست بدست آمده باشد. مخمرها، بعضي از كپكهاي سياه و سبز، سفيدكهاي حقيقي، قارچهاي فنجاني، قارچهاي كلاهدار اسفنجي و دنبلانهاي نمونه هائي از معروفترين قارچهاي آسكوميست مي باشد.
انتشار و اهميت
آسكوميست ها را در مناطق مختلف و در اكثر فصول سال مي توان پيدا نمود. بعضي از آنها ريزوميكروسكپي بوده بر روي گياهان بصورت پارازيت زندگي مي كنند و فقط به كمك علائمي كه بر روي نباتات ميزبان به ظهور مي رسانند مي توان بوجود آنها پي برد. عده اي ديگر از آسكوميست ها گندرو بوده بر روي سطح خاك و يا روي چوبها و برگهاي پوسيده زندگي مي كند و بدين وسيله ايجاد اندامهاي زايشي و اسپر مي نمايند. تعداد معدودي از آنها نيز كاملاً هيپوژن Hypogean (به يوناني ـ hypo = زير + ge = زميني) بوده داراي فعاليت زيرزميني هستند. همچنين عده اي از آسكوميست ها كوپروفيلوس Coprophilous ( به يوناني ـ kopros = پهن + philein = دوست داشتني) بوده فقط بر روي پهن يا مدفوع حيوانات بخصوصي مي رويند.
آسكوميست هاي پارازيت گياهي را كه بعضي از آنها اسپرهاي خود را بر روي پهن پوسيده تشكيل مي دهند مي توان در اوائل فصل بهار كه مصادف با تكميل رشد اسپرها و انتشار آنها مي باشد جمع آوري نمود. عده اي ديگر از آسكوميست ها مانند قارچهاي فنجاني گندرورا در تمام فصول سال مي توان در بيشه ها و جنگلها پيدا نمود. در بعضي از گونه ها مانند انواع قارچهاي كلاهدار اسفنجي دورة باردهي قارچ كوتاه بوده از 3ـ4 هفته تجاوز نمي نمايد.
آسكوميست هاي دريائي كه سابقاً از نظر مطالعة قارچ شناسان دور مانده بود هم اكنون در بعضي از آزمايشگاههاي مربوطه مورد بررسي و تحقيق مي باشد.
(Johnson, Sparrow, 1961 – Wilson, 1960 – John, Meyer, 1957) . آسكوميست هاي دريائي ممكن است نروري انواع مختلف مواد آلي كه در داخل آب درياها وجود دارد بصورت گندرو زندگي نمايند و يا آنكه بصورت پارازيت، جلبكها و گياهان عالي دريائي را مورد حمله قرار دهند.
آسكوميست ها در زندگي انسان حائز اهميت فوق العاده مي باشند. آسكوميست ها سلولوليتيك Cellulolytic مانند Chaetomium  يكي از موجوداتي است كه موجب تخريب كالائي كه در ساختمان آنها مادة سلولز وجود داشته باشد مي گردد. گياهان زراعي و درختان نيز از صدمة قارچهاي اين رده مصون نبوده بيماريهاي مختلف مانند لكة سياه سيب، پوسيدگي قهوه اي ميوه هاي هسته دار، سفيدك هاي حقيقي، پوسيدگي پاية غلات و بعضي از بيماريهاي گياهي ديگر بوسيلة آسكوميست ها ايجاد مي گردد. بيماري بلايت Blight شاه بلوط نيز كه عامل آن يك نوع آسكوميست بنام Endothia Parasitica مي باشد موجب نابودي كامل جنگلهاي شاه بلوط آمريكا گرديده است. همچنين قارچ Ceratocystis كه يك نوع آسكوميست ديگر و عامل بيماري خطرناكي روي درختان نارون مي باشد هم اكنون در آمريكا شيوع داشته درختان مذكور را مورد تهديد قرار داده است. بعضي از بيماريهاي حيوانات اهلي و حتي خود انسان نيز در اثر عده اي از قارچهاي آسكوميست ايجاد مي گردد، مانند بيماري آسپرژيلوزيس Aspergillosis كه در واقع يك نوع بيماري تنفسي است و بوسيلة قارچ Aspergillus ايجاد مي گردد. باز در همين مورد آسكوميست ديگري بنام Claviceps Purpurea داريم كه ميسليوم آن پس از حمله به تخمدانهاي گياه چاودار آنها را به اسكلروتهائي تبديل مي نمايد كه حاوي مواد آلكالوئيدي است و در صورتي كه مواد مزبور به مصرف حيوانات و انسان برسد كشنده و مهلك خواهد بود
از طرف ديگر عده اي از قارچهاي آسكوميست مفيد بوده از وجود آنها در بعضي از صنايع استفاده مي شود.
مثلاً عده اي از مخمرها اساس كار صنايع نانوائي و آبجوسازي را تشكيل مي دهد. مخمر غذائي نيز در جنگهاي بين المللي اول و دوم رل بسيار مهمي را در تغذية آلمانيها بازي مي كرد و هم اكنون نيز ممكن است بيش از پيش به عنوان يك مادة غذائي براي بشر كه هر روز در نتيجة افزايش جمعيت جهان دچار گرسنگي و مرگ مي گردد از آن استفاده نمود. قارچهاي كلاهدار اسفنجي و دنبلانها نيز بواسطة ارزش غذائي و طعم مطبوع آنها شهرت خاصي دارد.
اگر قارچهاي ناقص (Deuteromycetes) را نيز جزء آسكوميست ها محسوب نمائيم ملاحظه خواهيم نمود كه آسكوميست ها داراي چه اهميت فوق العاده اي خواهد بود. البته در فصل 18 در مورد Deuteromycetes شرح خواهيم داد.
مشخصات عمومي
يكي از صفات مميزه اي كه آسكوميست ها از ساير قارچها مشخص مي گرداند وجود آسك (Ascus) در آنها مي باشد. آسك يك اندام كيسه اي مانند است كه معمولاً حاوي تعداد معيني آسكوسپر (به يوناني ـ askos = پوست بز، كيسه + sporos = هاگ) مي باشد، كه اسپرهاي مزبور به طريقة كاريوگامي و تقسيم با كاهش كروموزمي تشكيل گرديده است. معمولاً در داخل هر آسك تعداد 8 عدد آسكوسپر ديده مي شود ولي تعداد مزبور ممكن است در گونه هاي مختلف از يك تا پيش از هزار عدد تغيير نمايد. از مشخصات ديگر آسكوميست ها وجود جدار عرضي در ميسليوم آنها و توليدمثل اكثر گونه ها به وسيلة آسكوسپرهائي است كه در داخل آسكها قرار گرفته است همچنين در هيچيك از آسكوميست ها سلول تاژك دار وجود ندارد. البته صفات اخير از مشخصات ثانوي آسكوميست ها بشمار مي آيد ولي مشاهدة آسك و آسكوسپر در هر قارچ دليل قاطع آسكوميست بودن آن قارچ مي باشد، و بدون ترديد قارچ مزبور را بايد در رده آسكوميست قرار داد.
بطور كلي آسكوميست ها داراي دو مرحلة زايشي مشخص مي باشد، مرحلة آسكي (Ascus stage) يا جنسي كه غالباً بنام مرحلة آسكي ژروس Ascigerous يا مرحلة كامل (Perfect stage) ناميده مي شود ولي مرحلة دوم كه شامل مرحلة كنيديال (Conidial stage) يا غيرجنسي است، مرحلة ناقص (Imperfect stage) نام دارد. عده اي از آسكوميست ها هم هستند كه مراحل غيرجنسي آنها هنوز شناخته نشده است. بدين جهت رده بندي اين آسكوميست ها براساس مرحلة جنسي آنها قرار گرفته است. از طرف ديگر عده زيادي آسكوميست شناخته شده وجود دارد كه تشخيص آنها فقط به كمك مرحلة ناقص يا غيرجنسي آنها انجام گرديده است. چون مراحل ناقص زندگي اين قارچها شباهت به مراحل ناقص آسكوميست هاي شناخته شده دارد بدين جهت مي توان بطور يقين اظهار نمود كه اين قبيل قارچها آسكوميست هائي هستند كه ضمن تكامل تدريجي مراحل آسكي خود را از دست داده اند و يا آنكه در آنها مرحلة آسكي وجود دارد ولي هنوز كشف و شناخته نشده است.
اندامهاي رويشي
ميسليوم آسكوميست ها از هيف هائي كه داراي جدار عرضي است و در ساختمان شيميائي ديوارة آنها مقدار زيادي مادة كيتين دخالت دارد تشكيل شده است. هيف ها رشد كامل داشته به صورت رشته هاي منشعب ظريف يا كلفت مي باشد. تشكيل جدارهاي عرضي ابتدا از قسمت محيطي لولة هيف شروع شده به طرف مركز لوله پيشرفت مي نمايد، و فقط در وسط هر يك از آن سوراخ ريزي باقي مي ماند .اين سوراخ اجازه مي دهد كه رشته هاي سيتوپلاسمي از سلولي به سلول مجاور راه يابد و بدين وسيله ارتباط حياتي بين تمام قسمتهاي ميسليوم برقرار گردد. سلولهاي ميسليوم غالباً تك هسته اي است ولي ميسليومهائي كه داراي سلولهاي پرهسته اي نيز باشد در آسكوميست ها ديده مي شود.
اگر ميسليوم يك آسكوميست از جوانه زدن يك اسپر منفرد تك هسته اي حاصل شده باشد اين ميسليوم هموكاريوتيك خواهد بود. ليكن ميسليوم هترو ـ كاريوتيك ممكن است به طرق مختلفي بوجود آيد. در حقيقت وجود اين رابطة حياتي در سراسر ميسليوم به واسطة وجود سوراخهائي است كه در جدارهاي عرضي هيف ها ديده مي شود و از طريق همين سوراخها است كه هسته ها از سلولي به سلول ديگر انتقال مي يابد. بدين ترتيب اگر سلول منفردي از يك ميسليوم هموكاريوتيك گردد، سلول اخير ضمن تندش و رشد و نمو و تكثير ميسليومهائي كه هتروكاريوتيك خواهد بود بوجود مي آورد. انتقال هسته ها از يك سلول به سلول ديگر به وسيلة عده اي از قارچ شناسان ديده شده و عكسهاي سينمائي جالبي نيز از هسته هاي سلولي در حين عبور از سوراخهاي جدار عرضي تهيه گرديده است. دكتر كيپينگ Dr. Keeping (1958) استاد دانشگاه آلبرتا Alberta كه چگونگي انتقال هسته ها را از طريق سوراخهاي جدار عرضي در گونه هاي جنس Gelasinospora مورد بررسي قرار داده است طي گزارشي اظهار مي دارد كه هسته هاي سلولي در گونة Gelasinospora tetrasperma همراه با جريان سيتوپلاسميك با سرعت 40 ميليمتر در ساعت از سلولي به سلول ديگر انتقال مي يابد.
ميسليوم آسكوميست ها غالباً تشكيل بافتهاي قارچي را مي دهد. اگر رشته هاي متشكلة بافت مزبور شل و كم و بيش قابل رؤيت باشد به آن بافت پروزانشيم مي گويند. ولي در صورتي كه رشته هاي بافت مزبور در داخل هم تنيده شده باشد و در واقع شكل انفرادي خود را از دست داده باشد و سلولهاي آن نيز كم و بيش گرد و به طور كلي بافت حاصله شبيه به بافت پارانشيمي گياهان درآمده باشد به آن بافت پسودوپارانشيم مي گويند
در آسكوميست ها نسوج پروزانشيم و پسودوپارانشيم اصولاً به اندامهاي اسپرزا مربوط است ولي بعضي از اندامهاي رويشي نيز مانند اسكلروتيومها و استروماتها از اين نسوج و به خصوص از بافت پسودوپارانشيم تشكيل شده است.
عده اي از آسكوميست ها فاقد ميسليوم مي باشد. به طوري كه در فصل بعد ملاحظه خواهد شد بعضي از مخمرها تك سلولي است و بقيه ايجاد سلولهاي زنجيري شكلي بنام ميسليوم دروغي (Pseudomycelium) مي كند. بعضي از مخمرها كه در شرائطي به صورت تك سلولي است چنانچه در شرائط محيطي معين ديگري قرار گيرد ميسليوم در آنها تشكيل خواهد شد.
زادآوري غيرجنسي
زادآوري غيرجنسي در آسكوميست ها ممكن است به طرق پاره شدن سلول (Fission)، جوانه زدن (Budding)، تكه تكه شدن (Fragmentation) و يا بوسيلة آرتروسپرها، كلاميدوسپرها و يا كنيديها صورت گيرد و انجام هر يك از طرق مذكور بستگي به گونة قارچ و شرائط
محيطي دارد.
طرق پاره شدن و جوانه زدن از متدهاي معمولي تكثير مخمرها و بعضي از آسكوميست هاي ديگر مي باشد. اسپرهائي كه به طريقة جوانه زدن ايجاد مي گردد بلاستوسپر Blastospores (به يوناني ـ blastos = جوانه + sporos = هاگ) ناميده مي شود.
تمام قسمتهاي يك تال قابليت و توانائي تندش و رويش دارد و در صورتي كه هر يك از تكه هاي ميسليوم در شرائط مساعدي قرار گيرد قارچ جديدي از آن بوجود خواهد آمد. اين طريق تكثير بنام طريقة تكه تكه شدن ميسليوم Fragmentation ناميده مي شود.
در اكثر قارچهاي آسكوميست طريقة تكثير غيرجنسي بوسيلة كنيدي وجود داشته و مانند قارچهاي پست در هر فصل رويشي قارچ بدين طريق چندين نسل طي مي نمايد.
كنيديها عموماً بر روي كنيديوفورها تشكيل مي گردد. كنيديوفورها نيز داراي اشكال مختلف فوق العاده كوتاه، هيفي شكل و يا به صورت هيف هاي تودرتو ديده مي شود كنيديوفورها ممكن است نسبت به يكديگر به طور آزاد و مستقل (شكل 79) و بدون آنكه به هم مربوط باشند بر روي اندامهاي رويشي تشكيل گردد و يا ممكن است به اتفاق همديگر تشكيل اندامهاي بارزاي واحدي را بدهند. معمولترين اين اندامهاي بارزا يكي پيكنيديوم Pycnidium (جمع = pycnidia ـ به يوناني ـ pyknos = تمركز + idion = پسوند است) مي باشد كه در واقع يك اندام توخالي سبد مانند يا كروي شكل است كه در سطح داخلي ديوارة بافت پسودوپارانشيمي آن كنيديوفورها به صورت خطي ديده مي شود. يكي ديگر از اندام هاي بارزا در آسكوميست ها آسرول Acervulus (جمع = Acervuli ـ به لاتين acervus = كومه، كپه) مي باشد. اين اندام به شكل حصيري است كه الياف آن را هيف ها تشكيل مي دهد. اندام مزبور توسط قارچهاي پارازيت در زير سطح اپيدرم (زير پوست) يا كوتيكول گياه ميزبان ايجاد مي گردد. كنيديوفورها نيز در داخل آسرول به طور اجتماع تشكيل يك بافت بالش را مي دهد.
كنيديوفورها نيز ممكن است به يكديگر محكم بچسبد و اندامهاي پيچيده اي مانند اسپرودوخيومها (Sporodochia) و سينماتا (Synnemata) را بوجود آورد  كه البته در فصل 18 و در بخش قارچهاي ناقص دربارة آنها شرح داده خواهد شد.
زادآوري جنسي
زادآوري جنسي در آسكوميست ها مانند ساير موجودات زنده عبارت از آميزش دو هستة  متوافق جنسي با يكدگير مي باشد. اين هسته ها به طرق مختلف دو به دو در كنار همديگر در يك سلول قرار مي گيرد. همانطوري كه در عده زيادي از قارچهاي پست مشاهده گرديد هسته هاي مزبور پس از آنكه در كنار يكديگر قرار گرفت بلافاصله با هم درمي آميزد، ولي در آسكوميست ها وضع بدان ترتيب نيست بلكه دو هستة جنسي در داخل يك سلول بدون آنكه با هم تلقيح گردد در نزديكي يكديگر باقي مي ماند و در نتيجة تقسيمات متوالي سلول مربوطه تعدادي سلول دي كاريوتيك يا دوهسته اي ايجاد مي گردد.
آميزش هسته اي سرانجام بين دو هستة مذكور در سلول مادري كه از رشد آن آسك بوجود
مي آيد انجام مي گيرد.
تقسيم با كاهش كروموزمي نيز در زيگوت ديپلوئيد تقريباً بلافاصله بعد از آميزش دوهسته صورت خواهد گرفت و در نتيجة اين تقسيم چهار هستة هاپلوئيد بوجود خواهد آمد. سپس چهار هستة مزبور طي يك تقسيم ميتوتيكي يا تقسيم غيرمستقيم تبديل به هشت هسته مي گردد و بالاخره اين هسته ها تشكيل هشت عدد آسكوسپر مي دهند كه مجموعاً در يك آسك قرار خواهند گرفت.
اينك به شرح طرق مختلف نزديك شدن دو هستة متوافق جنسي در آسكوميست ها مي پردازيم:
1ـ جفت گيري گامتانژيالي
اين طريقه مانند آنچه در مورد قارچهاي زيگوميست نيز ديده شده مي باشد. در اين روش دوگامتانژيوم جنسي متشابه از قسمت نوك با هم تماس حاصل مي نمايد و يا آنكه مانند فنري به دور يكديگر مي پيچد و سپس با هم درمي آميزد، سپس سلول آميزش يافته تبديل به يك آسك مي گردد. در گونه هائي كه جفتگيري بدين طريق انجام مي گيرد مرحلة دي كاريوتيكي ديده نشده و عمل كاريوگامي بلافاصله پس از عمل پلاسموگامي صورت مي گيرد. در مخمرهاي تك سلولي سلولهاي رويشي هر يك به صورت گامتانژيوم عمل مي نمايد و دو به دو با هم درمي آميزد، و تشكيل تخمي را مي دهد كه مستقيماً رشد نموده تبديل به آسك مي گردد.
2ـ تماس گامتانژيالي
بعضي از گونه هاي آسكوميست ايجاد گامتانژيومهائي مي نمايند كه تك هسته اي بوده از نظر مورفولوژي (شكل ظاهري) نيز با يكديگر تفاوت دارد. گامتانژيومهاي مزبور به اسامي آنتريديوم و آسكوگونيوم Ascogonium (جمع = Ascogonia ـ به يوناني askos = كيسه + gennao = من ميزايم) ناميده مي شود التبه آنتريديومها گامتانژيومهاي نر است ولي آسكوگونيومها اندامهاي ماده اي است كه سرانجام از رشد آنها آسكها بوجود مي آيد هستة نرآنتريديوم از طريق سوراخي كه در محل تماس آنتريديوم با آسكوگونيوم ايجاد مي گردد به داخل آسكوگونيوم انتقال مي يابد. در اين وضع لولة تلقيحي بين دوگامتانژيوم به هيچوجه تشكيل نمي گردد، اما در غالب اوقات آسكوگونيوم مجهز به رشته موئي مخصوصي بنام تريكوژين Trichogyne (به يوناني ـ thrix = مو + gyne = زن ، ماده) مي باشد و بوسيلة همين مو هستة نر به
آسكوگونيوم مي رسد.
در عده اي از آسكوميست ها با آنكه آنتريديوم تشكيل مي گردد ولي وظيفه اي از نظر جفت گيري به عهدة آن محول نمي باشد در بعضي نيز آنتريديوم به هيچوجه بوجود نمي آيد. بطور كلي در گونه هاي فوق هسته هاي نر يا از تريكوژينها براي آسكوگونيوم تأمين مي گردد و يا آنكه هسته هاي آسكوگونيوم خودشان ايجاد هسته هاي زوج مي نمايند.
3ـ اسپرم زائي
در بعضي از گونه هائي كه آنتريديوم در آنها تشكيل نمي گردد هسته هاي مورد لزوم آسكوگونيومها از اسپرماتيومها، ميكروكنيديها يا كنيديها تأمين مي شود. اسپرماتيومها سلولهاي جنسي نر، تك هسته اي، دراز يا كروي و ريزي است كه به اندامهاي پذيرنده جنسي، تريكوژينها و يا به هيف هاي رويشي مي چسبد و براي عمل تلقيح محتويات خود را به داخل اندامهاي مذكور مي ريزد. هسته هاي اسپرماتيومي از طريق سوراخهاي جدارهاي عرضي به داخل آسكوگونيوم انتقال مي يابد. انتشار و انتقال اسپرماتيومها از روي هيف هاي مادري خود بر روي اندامهاي پذيرندة ديگر معمولاً بوسيلة حشرات، باد و آب صورت مي گيرد. هيف هائي كه ايجاد اسپرماتيوم مي كند بنام اسپرماتيوفور Spermatiophore (به يوناني spermation = بذر كوچك + phoreus = زاينده) گفته مي شود.
ميكروكنيديها نيز كنيديهاي ريزي است كه طرز عمل آنها مانند اسپرماتيومها مي باشد و علاوه بر ان ميكروكنيديها قابليت و ايجاد ميسليوم را دارد. كنيديها و اوئيديومها نيز ممكن است مانند اسپرماتيومها عمل نمايد و خود را به اندامهاي پذيرندة جنسي بچسباند و محتويات داخل خود را وارد آن اندامها نمايد.
4ـ سوماتوگامي
در بعضي آسكوميست ها جفتگيري بين دو هيف رويشي كه از نظر جنسي با يكديگر متوافق باشد انجام مي گيرد و هسته هاي سلولي از طريق سوراخهاي جدارهاي عرضي به داخل آسكوگونيومها انتقال مي يابد.
دلايل معتبري در دست است كه حداقل در بعضي از آسكوميست ها در مورد انجام عمل پلاسموگامي يك مكانيسم هورمني پيچيده اي وجود دارد. مثلاً تريكوژينهاي آسكوگونيومها، سلولهاي جنسي نررا (اسپرماتيومها، ميكروكنيدها، اوئيديومها) به خود جلب مي نمايد.
(Backus, 1934-Zickler, 1935-Bistis, 1957-Goos, 1959)
سازگاري يا توافق جنسي (Compatibility)
قارچهاي آسكوميست از نظر سازگاري جنسي به دو گروه تقسيم مي گردد:
1ـ گونه هاي هموموتاليك كه تمام آنها به تنهائي قابليت تكثير دارند و به وسيلة خود آن آسكها تشكيل مي گردد.
2ـ گونه هاي هتروتاليك كه براي تشكيل آسك در آنها احتياج به دوتال جداگانه متوافق مي باشد. در گونه هاي هتروتاليك عامل توافق جنسي يك زوج ژن A مي باشد كه ژنهاي مزبور درست قبل از تشكيل آسكها به روش كاهش با كروموزمي تقسيم مي گردد. در نتيجة اين دو تقسيم چهار عدد از آسكوسپرهاي آسك حامل ژن A و چهار آسكوسپر ديگر نيز حامل ژن a خواهد بود. بنابراين هر آسكوسپر پس از تندش ميسليومي بوجود خواهد آورد كه كلية هسته هاي آن داراي ژن A يا ژن a خواهد بود. هر يك از اندامهاي جنسي (آنتريديومها يا اسپرماتيومها و اسكوگونيومها) كه بر روي اين قبيل ميسليومها تشكيل گردد فقط حامل يك فاكتور عامل A يا a خواهد شد و بدين جهت به تنهائي قادر به جفتگيري نمي باشد بلكه براي اين منظور دوتال كه از نظر ژنتيكي با هم اختلاف داشته باشد لازمست تا آنكه بدين وسيله آنتريديوم (يا اسپرماتيوم) حامل ژن A (a) به آسكوگونيوم حامل ژن a يا (A) نزديك و با آن تركيب گردد. در نتيجة اين تركيب تخمي تشكيل خواهد شد كه هستة آن حاوي زوج ژن Aa مي باشد.
سيكل زندگي
گرچه جزئيات سيكل زندگي گونه هاي آسكوميست ها با يكديگر تفاوت دارد ولي طرح كلي زندگي آنها با هم مشابه است.
ميسليوم يك آسكوميست ابتدا از تندش و رشد آسكوسپر ايجاد مي گردد. بدين ترتيب كه از هر اسپر يك يا چند عدد جوانه يا لولة رويشي خارج مي شود. بلافاصله بعد از تشكيل هيف ها جدار عرضي در آن بوجود آمده شاخه شاخه مي گردد.
در اكثر گونه هاي آسكوميست ميسليوم داراي رشد زياد و بسيار سريع و به زودي كنيديوفورهائي كه شكل آنها بستگي به گونة آسكوميست دارد تشكيل مي گردد. كنيديها كه بر روي كنيديوفورها بوجود مي آيد معمولاً بنام اسپرهاي تابستانه ناميده مي شود زيرا اسپرهاي مزبور در حين دورة رويشي تشكيل مي گردد. در صورت مساعد بودن شرائط محيطي كنيديوفورها بطور مداوم بر روي ميسليوم ايجاد مي شود و چون دورة كنيديوفور و كنيدي زائي كوتاه است بنابراين قارچ در هر فصل بدين ترتيب چندين نسل طي خواهد نمود. تعدا كنيديهاي حاصل معمولاً بسيار زياد و غيرقابل شمارش است و در واقع تكثير و اشاعة قارچ بوسيلة همين كنيديها انجام مي گيرد. كنيديها عموماً چندهسته اي مي باشد. در شرائط مساعد كنيديها تندش حاصل نموده از هر يك جوانه اي ظاهر مي شود كه بعداً تشكيل ميسليوم را مي دهد.
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان