میهن داک - میهن داکیومنت

پایان نامه قارچهاي خوراكي صدفي


کد محصول : 1000734 نوع فایل : word تعداد صفحات : 61 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 879

فهرست مطالب و صفحات نخست


 قارچهاي خوراكي صدفي

وجودگرما و هواي مرطوب در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري محدوديت هاي عمده اي در امر كشت و پرورش بسياري از قارچ هاي خوراكي متداول، مانند قارچ دكمه اي Agaricus bisporus و شي تا كه Lentinula ايجاد مي كند. قارچ چيني با رشد برروي كاه برنج، قارچي مناسب براي مناطق گرمسيري بوده و در این مناطق از اهميت زيادي برخوردار است. كشت و پرورش قارچ هاي صدفي، نسبت به ساير قارچهاي خوراكي، بسيار ارزان و كم هزينه است. انتخاب و پرورش این قارچ در صنايع توليد غذايي براي كشاورزاني با درآمدهاي محدود مي تواند منبع درآمدي مناسب باشد. گونه هاي پلوروتوس از جمله قارچ هاي خوراكي مي باشند كه در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري از رشد مطلوبي برخوردارند. در حال حاضر گونه هاي متعددي از قارچ پلوروتوس شناخته شدند كه با برخورداري از قدرت توليد بالا و كيفيت مناسب، در شرايط حرارتي بالا نيز رشد مطلوبي دارند بسياري از گونه هاي پلوروتوس برروي چوب هاي پوسيده يا در حال پوسيدن و نيز در سطح تمام چوب هاي سخت و بقاياي چوبي از جمله خاك اره و ضايعات كاغذ و بقاياي قهوه (تفاله قهوه، پوست ها، ساقه ها و برگر ها) ساقه هاي سبز موز، پوست غوزه پنبه، كنجاله پنبه، بقاياي آگاو، كنجاله سويا و بسياري از مواد ليگنوسلولزي ديگر رشد كنند. كشت پلوروتوس در كشورهاي جنوب شرقي آسيا، اروپا و آمريكا بسيار رايج است و در طول فصول رشد، مي توان آنرا پرورش داد اغلب گونه هاي آن رشد ميسليومي بالايي داشته و براحتي مواد سلولزي را كلونيزه مي كنند به گونه اي كه قادرند این مواد را قبل از تخمير، (كمپوست شدن) تجزيه نموده و مورد استفاده قرار دهند. لذا قدرت ساپروفيتي بالايي دارند. از نظر تغذيه ورفع گرسنگي و نيز احياي اقتصاد كشاورزي، در كشورهاي در حال توسعه پرورش               گونه هاي پلوروتوس نسبت به ساير قارچ هاي خوراكي، از اهميت و امتياز بالايي برخوردار است.
در سالهاي اخير ميزان توليد قارچ قارچ صدفي از 169000 متر يك تن در سال 1987، به 909000 متر يك تن در سال 1990 افزايش يافته است.
آنچه در مورد قارچ هاي صدفي مهم و قابل توجه است، تبديل توده سابستريت بستر به اندام هاي باردهي قارچ و راندمان بيولوژيكي آن – اغلب با بيش از 100 درصد است كه از نظر توليد قارچ در دنيا، حداكثر ميزان توليد محسوب مي گردد. در مراحل تجزيه و تخريب كاه خشك، حدود 50 درصد توده به صورت گاز دي اكسيد كربن، 20درصد به صورت آب، 20درصد به صورت كمپوست مصرف شده، 10 درصد نيز تبديل به ماده خشك اندام باردهي قارچ مي شود. به طوري كه این مقدار ماده خشك، معادل تبديل 25درصد توده تر سوبستراي بستر به قارچ تازه است. این امر كاملاً به مرحله و زمان برداشت قارچ نيز بستگي دارد. قارچ هاي صدفي حاوي پروتئين هاي اصلي و ضروري بوده كه بر اساس وزن خشك قارچ مقدار آن برابر 35-15 درصد در منابع علمي گزارش شده است. این قارچ ها همچنين حاوي مقادير قابل توجهي از اسيدهاي آمينه آزاد است.
به علاوه این قارچ ها مملو از ويتامين هاي مفيد از جمله ويتامين C (gr 100/gr 144-30 )  و ويتامين B، نياسين gr100/  mg109 مي باشند. تفاوت هاي موجود در گونه هاي قارچ صدفي از نظر ميزان مواد غذايي، به چند عامل بستگي دارد. از جمله مقدار پروتئين قارچ تحت تأثير نوع ماده مصرفي دربستر وميزان سوبسترا مي باشد. تفاوت ميزان تركيب غذايي وعملكرد قارچ هاي نژاد پلوروتوس بسيار محرز است. براي اطلاعات بيشتربه مقالاتي كه دررابطه با خواص غذايي           قارچ هاي صدفي ايل كاتان (1991) راي وهمكاران (1988) وبانو وراجاراتنام (1988) مراجعه كنيد.درخصوص مشكلات موجود در زمينه پرورش قارچ هاي صدفي ،بطور اهم به سه نكته بايد توجه كرد:
1- این قارچ ها خيلي سريع وزود فاسد مي شود. به نحوي كه فقط به مدت چند روز درفروشگاه مواد غذايي قابل نگهداري است.
2- به علت پخش گسترده اسپورهاي قارچ در سالنهاي پرورش ، سلامت كارگران حساس باخطر جدي مواجه است. نژادهاي اسپور يا كم اسپور قارچ كه زوايد كوتاه وگوشت ضخيمتري دارند، مدت زمان بيشتري هم قابل نگهداري مي باشند. همچنين پرورش دهندگان قارچ هاي صدفي ، این ارقام را بيشتر مورد توجه قرارمي دهند.
3- حشرات زيادي وارد محل پرورش قارچ هاي صدفي مي شوند كه اقدامات لازم براي پيشگيري ومبارزه با آنها، امري ضروري است كه پرورش دهندگان بايد مورد توجه خاص قرار دهند.
درمقايسه با ساير قارچ هاي خوراكي كه دراين كتاب ذكر شد، قارچ صدفي بسيار مورد توجه حشراتي چون Sciarid , phorid مي باشد. این حشرات باحركت سريع وچرخشي خود درفضا ومحيط اطراف قارچ هاي مزبور وقارچ هاي بالغ موجب پراكندگي وانتشار اسپور آنها درهوا            مي شوند. توليد نژادهاي جديد قارچ هاي صدفي از طريق همسانه سازي ارقام وحشي آن ، به سهولت امكان پذير است.

قارچ هاي صدفي به رنگ هاي سفيد، آبي ، خاكستري، قهوه اي، رنگارنگ، طلايي وصورتي ديده مي شوند. گونه صدفي Pleurotus pulmonarius كه دردماي بالامقاوم بوده وكشت مصنوعي آن به سهولت قابل اجرا است از نظر كيفيت طعم، گونه شاه صدف P. eryngii بسيار عالي است. گونه صدفي طلايي  P. citrinopileatusوگونه رنگي صدف صورتي                     P. djamor رنگ بسيار درخشاني دارند. گونه صدف درختي P. ostreatus سرتاسر         جنگل هاي درختان سخت چوب، بطور گسترده اي پراكنده اند. بين ميزبان هاي مختلف قارچ، درمناطق معتدله تفاوت عمده اي وجود دارد. درمحيط هاي كشت استريل ، فرم هاي دوشكلي قارچ صدفي گونه P. cystidiosus بسيار مشابه يكديگرند. از نظر توليد محصول، قارچ هاي صدفي محصولات باارزشي مي باشند كه به دنبال تكامل حرفه قارچ از  كمپوست مصرف شده آن به عنوان غذا براي نشخوار كنندگان، پرورش طيور وخوك استفاده مي شود. براي كسب اطلاعات بيشتر درمورد كاربرد كمپوست مصرف شده قارچ هاي خوراكي صدفي به عنوان غذاي حيوانات اهلي به مقالات زدرازل(1977 و 1976) استرتار و همكاران(1987) زد رازل (2000) مراجعه كنيد.
توده كاه كه به عنوان يك منبع غذايي براي پرورش قارچ صدفي استفاده مي شود، بعد از برداشت محصول، كمپوست مصرف شده آن تركيب مناسبي براي تهيه كود برگ، كود بيولوژيك و خاك هاي جديد مي باشد. از كمپوست مصرف شده مي توان محصولات اقتصادي ديگري را نيز توليد كرد.
این قارچ هاي صدفي با توانايي توليد مواد ضد نماتد، به سالم سازي محيط نيز كمك مي كند. حداقل پنج گونه از قارچ هاي صدفي شناسايي شده اند كه حاوي متابوليت هاي سمي براي نماتدهاست (Thorn & Barron, 1984). همچنين كمپوست هاي مصرف شده قارچ هاي صدفي براي پرورش گونه قارچ Stropharia- annulata در فضاي آزاد، بسيار مناسب              مي باشد از بقاياي كمپوست مصرف شده مي توان به مقدار قابل توجهي آنزيم هاي تجزيه كننده ليگنوسلولز را استحصال كرد.از نظر تاكسونوميكي ، جايگاه جنس قارچ پلوروتوس دشوار است، به طوري كه سينگر (1956) این جنس را در خانواده Polyporaceae همراه با Lentinus قرار داده است. اما ساير محققان اظهار مي دارند كه این جنس بايد در خانواده Tricholomataceae قرار داده شود. اغلب جنس هاي پلوروتوس بررسي شده از نظر ظاهري با هم تفاوت دارند، و تا زماني كه DNA آنها مطالعه و كاملاً بررسي نگردد اختلافات موجود بين آنها به طور دقيق مشخص نخواهد شد.
نظر والتينگ و گرگري (1989) را در این زمينه كه جنس پلوروتوس به خانواده Pleurotacace تعلق دارد، قابل قبول مي دانيم.
گونه هاي زراعي پلوروتوس بيشتر از ساير جنسها شناخته شده اند و معروفترين آنها عبارتند از:
1- پلوروتوس اوستراتوس . این قارچ يكي از گونه هاي شناخته شده دربين قارچ هاي صدفي است؛ ودرسطح تجاري روي چوب، كاه وكلش غلات وساير بقاياي گياهي كشت داده مي شود. باردهي قارچ درطبيعت دركشورهاي معتدل، درفصول پاييز وزمستان – كه حرارت زير16 درجه سانتي گراد است – صورت مي گيرد.
2- پلوروتوس فلوريدا . این قارچ را اولين بار درسال 1958، Block , Tsao and Han از مناطق نيمه گرمسير فلوريداي آمريكا گزارش كردند.اين گونه نيز از نظر شكل ظاهري ، مانند گونه صدفي درخت مي باشد، ولي كمي كوچكتر است. این قارچ نسبت به گونه صدف درخت محصول بيشتري داشته وقادر است شرايظ حرارتي بالايي را تحمل كند.
3- پلوروتوس ارينجي . این قارچ بطور طبيعي درجنوب اروپا، مناطق مركزي آسيا وآفريقاي جنوبي رشد مي كند و به صورت انگل روي ريشه بعضي از گياهان خانواده چتريان Ferula sp و  Erykgium campestre رشد مي كند. این گونه تا كنون فقط در سطوح آزمايشي كشت شده است . بوي دلپذير و كيفيت پخت مناسب، آن را در رديف مرغوبترين گونه هاي پلوروتوس قرار داده است. در بازارهاي اسپانيا، افغانستان، مراكش، هندوستان و ايران به صورت تازه و خشك يافت مي شود.
4- پلوروتوس سيستيديوسوس. این قارچ در كشور تايوان به فراواني كشت شده و به صدف تابستاني مشهور است. متأسفانه این قارچ بوي تندي داشته و باب طبع بسياري از مصرف كنندگان نمي باشد.
5- پلوروتوس فلابلاتوس.  روش كشت این قارچرا بانو و سريواستاوا (1963) از هندوستان گزارش كرده اند. ليكن اطلاعات كافي در مورد خصوصيات زراعي و امكان كشت آن در سطح جاري در دست نيست.
6- پلوروتوس كورونوكوپي. قارچ با رنگ زرد از ساير گونه هاي پلوروتوس قابل تشخيص است. كشت آن فقط در سطوح آزمايشگاهي انجام يافته است. در طبيعت روي چوب درختان بلوط، جير، راش و غيره رشد مي كند.
7- پلوروتوس ساپيدوس. این گونه، از نظر ظاهري تا حدودي  با ساير گونه هاي                      P. ostreatus  اختلاف دارد، اما مزه آن شبيه قارچ صدفي درخت است. اينگونه قارچ داراي اسپورهايي به رنگ بنفش روشن است.در صورتي كه درP. ostreatus اسپورهاي سفيد رنگ است.
8- پلوروس ساجركاجو. این قارچ را الين بار جاديك و كاپور (1976) در هندوستان از طبيعت جمع آوري كرده و از آن كشت خالص تهيه كردند.

فصل اول 
قارچ صدفي دينگري Pleurotus sajor-caju (Fr.) Singer
این قارچ را اولين بارجانديك وكاپور(1976) درهندوستان جمع آوري واز آن كشت خالص تهيه كردند. سپس روش هاي كشت موفقيت آميز آن دربخش قارچ شناسي وبيمار يهاي گياهي انستيتو تحقيقاتي كشاورزي هندوستان دهلي نو مورد بررسي قرارگرفت. درمقايسه با ساير گونه هاي خوراكي پلوروتوس، این گونه بسيارمناسب ومرغوب تشكيل داده شد این قارچ به علت رشد آسان وباردهي عالي وشكل ومزه خوب به سرعت به صورت يك گونه تجاري دربسياري از كشورها بخصوص آسياي جنوب شرقي مورد بهره برداري قرارگرفت . قارچ خصوصيات بيولوژيكي ذيل را داراست :
1- این گونه درروي بسياري از مواد سلولزي حاصل از بقاياي گياهي مزارع رشد مي كند؛
2- به تهيه كمپوست كامل از بقاياي گياهي نياز ندارد وتنها نرم كردن گلشن يا كاه براي توليد قارچ كفايت مي كند؛
3- مي توان آن را درداخل جعبه ها ، كيسه هاي نايلوني و تورهاي پلاستيكي ، سبدها، قفسه ها، طبقه ها وغيره كشت داد؛
4- مرحله پنجه دواني قارچ P. sajor-ciju خيلي سريع است ودراولين توليد محصول را               مي توان پس از دوهفته برداشت كرد؛
5- نيازي به خا ك پوششي نيست؛
6- مي توان دردامنه وسيعي از حرارتي (22 تا 28) درجه سانتي گراد آن را كشت داد؛
7- مقدار توليد محصول درواحد سطح بسيار عالي وبالااست .
الف: خصوصيات بيولوژيك
1- مورفولوژي
قارچ صدفي هندي درهواي گرم، نرم وسفيد رنگ ودر هواي سرد خاكستري رنگ است. پايه كلاهك معمولاً خيلي كوتاه ، ورنگ آن نيز مانند رنگ كلاهك است . كلاهك درزمان جواني ، شبيه بادبزن است؛ اما به تدريج شكاف هاي عميق برداشته وتشكيل قسمت هاي مستقلي را             مي دهد، به گونه اي از قارچ به شكل خوشه اي به نظر مي رسد. كلاهك معمولاً گود است. اما درجاهايي كه گازكربنيك (2CO ) زياد باشد  ، شكل قيف دهان گشاد را بخود مي گيرد.
درقسمت زيرين كلاهك تيغه هاي متعدد بلند، متوسط ، كوتاه وخيلي كوتاه بصورت متناوب تشكيل مي شود. كلاهك بطرف پايه ي آن قراردارند. چهاربازيديو اسپور برروي هر بازديديوم مشاهده مي شود. درحالي كه درگونه Agaricus bisporus فقط دربازديديو اسپور روي هر بازديديوم قراردارد.
2- چرخه زندگي
این قارچ درموقع بلوغ تعداد زيادي اسپور توليد مي كند كه بطور متناوب آزاد مي شوند . این اسپورها از طريق باد پخش شده ودر روي سابستريت هاي مناسب جوانه مي زنند وميسليوم  اوليه را بوجود مي آورند. سلول هاي ميسليوم اوليه فقط يك هسته دارند. تلاقي بين دو ميسليوم اوليه حاصل این دو اسپور مختلف، ولي سازگارمنجر به توليد ميسليوم ثانويه مي شود.هر سلول ميسليوم ثانويه دو هسته دارند . ميسليوم ثانويه به سرعت رشد كرده وگره هاي اوليه را بوجود مي آورد. این گره ها يا دكمه ها، بارشد خود اندام هاي باردهي قارچ را بوجود مي آورند. پلوروستوس يك قارچ هتروتاليك است . بنابراين تلاقي ميان دو هيف مختلف وجداگانه از دو اسپور سازگار متفاوت براي تشكيل اندام باردهي قارچ ضروري است.
3- احتياجات غذايي
درطبيعت اغلب گونه هاي پلوروتوس ، روي اندام هاي زنده ويا مرده گياهي كه از نظر مواد غذايي وويتامين ها فقيرند ، رشد مي كند. براي رشد ميسليوم وتوليد اندام باردهي قارچ معمولاً از مواد غذايي موجود درتركيبات ليگنين – سلولزي موجود درگياه گندم وجو، ساقه هاي ذرت ، كاغذ ،خاك اره وبقاياي گياهي ديگر، استفاده مي كنند. البته افزودن ساير موادغذايي به محيط كشت وتكميل آن بااستفاده از موادي چون پروتئين ، آرد ، سويا، سبوس گندم وبرنج، نيتراسديم، يا نترات كلسيم، باعث تسريع در رشد قارچ وافزايش كيفي وكمي محصول شده است.
4- شرايط زيست محيطي مناسب
دربين عوامل فيزيكي، درجه حرارت تأثير كمتر ي داشته وقارچ مي تواند رنج وسيعي از تغييرات درجه حرارت را تحمل كند. درطي مرحله پنجه دواني بسته به گونه قارچ، بايد درحرارت بين 20 تا 30 درجه سانتي گراد ثابت نگهداشته شود.
درگونه P. sajor-caju بهترين درجه حرارت براي رشدميسليوم 25 درجه سانتي گراد است. تشكيل اندام هاي باردهي درحرارت 15 تا 25 درجه سانتي گراد وبيشترين ميزان آن درحرارت 22 تا 26  درجه سانتي گراد است. درگونه P.ostreatus درجه حرارت بهينه براي تشكيل اندام باردهي درحدود 16درجه سانتي گراد است. غلظت بالاي 2CO موجب تحريك رشد ميسليوم درهمه گونه هاي زراعي مي شود افزايش 2CO درحد 2 تا 28 درصد ، سبب افزايش رشد ميسليوم وقارچ مي شود، ولي غلظت 5/37 درصد ، مانع رشد ميسليوم مي باشد علاوه براين افزايش غلظت 2CO دربستر ، سبب برتري قارچ دررقابت باساير ميكروارگانيسم هايي كه نمي تواند غلظت بالاي 2CO را تحمل كند مي شود.
ميسليوم قارچ قادر است تحت شرايط نيمه هوازي (درغياب اكسيژن زياد) رشد كند؛ ولي براي توليد اندام باردهي بايد اكسيژن كافي دراختيار قارچ قرارداده شود PH مطلوب دربستر بين 5/5 تا 5/6 است. درمراحل اوليه تشكليل اندام باردهي ، نور مناسب اهميت بسيار زيادي در افزايش محصول خواهد داشت.
ب: پرورش قارچ صدفي
قارچ صدفي P. sajor-caju را مي توان درفضاهاي سربسته كشت داد .اين فضا مي تواند يك اتاق ، گاراژ وحتي آلونك ساده اي باشد كه كاربرد زيادي براي ساير امور ندارد. تنها برقراري نور وتهويه مناسب درآن پوشش هاي كاهگلي سقف وديوار ساختمان هاي روستايي ، عايق مناسبي براي ممانعت از افزايش شديد درجه حرارت ناشي از تابش مستقيم خورشيد است.
1- تهيه بذر قارچ صدفي .
توليد بذر قارچ معمولاً برروي دانه هاي گندم ، صورت مي گيرد. اگرچه دانه هاي جو وسورگم نيز براي این كار مناسبند. براي تهيه بذر قارچ ابتدا دانه هاي گندم مرغوب را شسته ويك شب در آب خيس مي كنند سپس آن را عوض كرده و دانه هاي خيس خرده را به خوبي در آب               مي جوشانند، تا كاملاً نرم شوند (عمل جوشاندن نبايد تا از هم پاشيدن بذور ادامه پيدا كند)، آب اضافي را تخليه، و گندم ها را روي يك سطح صاف پارچه اي يا توري پهن مي كنند. تا آب موجود در سطح آنها كاملاً تبخير شود.
به منظور جلوگيري از ليز شدن و به هم چسبيدن دانه ها به ميزان 2 درصد پودر كربنات كلسيم به آنها افزوده و به خوبي مخلوط مي كنند و آنها را تا سه چهارم حجم در شيشه هاي 1 يا 5/0 ليتري تميز مي ريزند. شيشه ها را با پوشش هاي پنبه محكم مي پوشانندو پس از قرار دادن يك لايه ورق يا فويل آلومينيومي روي آن به مدت يك ساعت در حرارت 121 درجه سانتي گراد و فشار 15 پوند استريل مي كنند.
در حال حاضر استفاده از كيسه هاي پلاستيكي از جنس پلي پروپلين مقاوم به حرارت مرسوم شده است. براي این منظور كيسه هايي با ضخامت 1/0 ميلي متر و ابعاد 28×18 سانتي متر را تهيه و آنها را تا نصف از گندم آماده شده پر مي كنند. يك حلقه آلومينيومي به قطر
2-  برداشت محصول
همانطور كه اشاره شد موقع مناسب برداشت محصول قارچ زماني است كه كلاهك قارچ رشد كافي كرده باشد. در این هنگام اطراف لبه كلاهك به طرف پايين (سمت پايه كلاهك) برگشته و قطر كلاهك به 8 تا 10 سانتي متر مي رسد. براي چيدن قارچ ابتدا كلاهك را به آرامي پيچ داده و سپس بيرون كشيده مي شود، طوري كه در بستر اطراف كلاهك به هم نخورد و تمامي اجزاي كلاهك نيز بيرون كشيده شود. چنانچه پايه كلاهك زياد در بستر فرو رفته، بايد به كمك يك كارد يا قيچي نيز از بستر خارج شود، بدن اينكه بستر به هم بخورد. با رعايت این ضوابط مي توان به آزادي هر كيلو گرم ماده خشك بستر حدود 800 تا 900 گرم قارچ صدفي برداشت كرد.

قارچ صدفي خرما    Pleurotus pulminarius (Fr.) Quelet
طبق مطالعات اخير ويلگاليز و همكاران (1993) قارچ pulminarius P.  به طور كامل از گونه P. ostreatus جدا شده است. این دو گونه، از نظر زيستگاه جغرافيايي اختلاف زيادي دارند. گونه pulminarius P.  غالباً در عرضه هاي جغرافيايي بالاتر نسبت به گونه ostreatus P. رشد مي كند. گونه دوم غالباً در اراضي پست و دره هاي عميق ديده مي شود.؛ در صورتي كه اين گونه اول را در جنگل هاي مناطق مرتفع مي توان به دست آورد. ليكن هردو گونه برروي تعداد زيادي از درختان چوبي رشد مي كنند. گونه pulminarius  P.قارچي بهاره است، در حالي كه گونه ostreatus P. در تابستان و پاييز ظاهر مي شود. هردو گونه مجموعه بزرگي از ارقام و نژادهاي متنوع را شامل مي شود.
این قارچ تا كنون تحت نام هاي مختلف از جمله قارچ هندي، قارچ خرما، در شمال هندوستان به نام دينگري ناميده شده است. از نظر تاكسونوميكي این قارچ ابتدا در سال 1821 به عنوان pulminarius Agaricus شناخته شد. اينگونه نيز مشابه گونه ostreatus  P.و گونه                   P. populinus است. اما از نظر زيستگاه طبيعي  و اشكال ماكروسيكپي و ميكروسيكپي با آنها اختلاف دارد. P. populinus و pulminarius P.  با ترجيح سه نوبر و تبريزي سياه يكسان مي باشند. اما آن گونه pulminarius  P.معمولاً داراي رنگ دانه هاي تيره تري است. اسپورهاي آن نيز در مجموع كوچكتر از 10 ميكرومتر است. در حالي كه در P. populinus قطر اسپورها از 15 ميكرومتر تجاوز مي كند.
قارچ شناسان به اشتباه يك رقم از این قارچ را P. sajor- caju ناميده اند. گونه P. sajor- caju  واقعي به وسيله پلگر (1975) به جنس Lentinus انتقال داده شد و اكنون Lentinus sajor- caju ناميده مي شود. این گونه داراي يك پوشش مجزا و يك حلقه پايه دارد برروي ساقه است. سيستم هيفي نيز آن تركيبي  از فرمهاي دي ميتيك و تري ميتيك است. در حالي كه pulminarius  P.يك قارچ مونوميتيك است كه با روشن شدن اطلاعات جديد، وجود شباهت زياد و احتمال همنام بودن گونه P. sajor- caju با Lentinus dactyliphorus و L. leucochorus مشخص شده است (Singer 1986). لذا نام P. sajor- caju براي مدت زمان طولاني اشتباه به كاررفته است. بسياري از مقالات علمي منتشر شده روي عملكرد فوق العاده قارچ P. sajor- caju برروي گلشن غلات، ضايعات پنبه دانه، ضايعات قهوه و باقي مانده هاي گياهي ديگر تركيب دارند. بدون شك این گونه يكي از ارقام متعلق به گونه pulminarius P.  نام P. sajor- caju براي گونه فوق مناسب به نظر مي رسد. از همين رو این قارچ نبايد                P. sajor- caju ناميده مي شود.

مشخصات بارز اندام هاي بازدهي قارچ
كلاهك قارچ ابتدا محدب و در نهايت پهن و گسترده و اغلب موج دار مي شود. قطر كلاهك 5 تا 20 سانتي متر، سفيد مايل به خاكستري مايل به قهوه اي رنگ است. در دماي پايين كلاهك قارچ تيره تر شده و به رنگ خاكستري مايل به سياه در مي آيد. اطراف كلاهك صاف و موج دار است. عواملي چون نجات قارچ نور و حرارت در تغيير رنگ كلاهك دخالت دارند. ساقه ها به صورت غير محوري به كلاهك متصل شده، و فاقد حلقه است. گوشت كلاهك نازك و كمتر حالت خوشه اي يا دسته هاي بيش از 5-6 عددي  در آنها ديده مي شود. این قارچ به صورت گسترده اي در شمال آمريكا و اروپا، شمال هندوستان، جنوب و شمال ايران پراكنده است.
زيستگاه طبيعي قارچ
در شرق ايالت متحده ، این قارچ درختان سخت چوب را مورد حمله قرار مي دهد. در حالي كه در نواحي غربي در نواحي مرتفع (1200-1300 متر) روي سوزني برگ هايي چون پيسيا و نژاد رشد مي كند. این قارچ به طور معمول در بهار و تابستان يافت مي شود.
خصوصيات ميكروسكوپي
اسپورهاي قارچ ابتدا سفيد مايل به زرد بوده وسپس خاكستري تيره مي شود. شكل اسپوركم و بيش استوانه اي ، با ابعاد  3-4×5/7-11 ميكرون است: هيف از نوع مونوميتيك و داراي قوس اتصال است. نژادهاي ارزشمندي از این قارچ در اكثر آزمايشگاه ها و مراكز كشت قارچ وجود دارد. این ارقام غالباً به نام P. sajor- caju معروفند. يك نژاد تقريباً بدون اسپور تحت عنوان 330 INRA-Somycel شناخته شده است كه حدود يك صدم ارقام معمولي، اسپورتوليد           مي كند؛ اما توليد محصول آن كم است. مطالعه براي افزايش عملكرد نژادهاي كم اسپور در جنس Pleurotus، بسيار ضروري است. چون امكان كارو تماس، غير الرژي بودن این قارچ را افزايش مي دهد.
خصوصيات ميسليوم
ميسليوم قارچ ابتدا سفيد و كشيده شعاعي و سپس پنبه اي و در نهايت ضخيم و متراكم شده و              در هم مي پيچيد. در صورت استفاده بموقع از كشت خالص قارچ كشت خالص قارچ كشت داده شده بر روي محيط آگاردار يا دانه غلات، رشد ميسليوم ها آنقدر در هم و متراكم است كه مايه كوبي با آن دچار اشكال خواهد شد. در كشت هاي مهنه ميسليوم ها آنقدر ضخيم و فشرده                 مي شوند كه بريدن آنها با تيزترين چاقوي آزمايشگاهي نيز مشكل است. ميسليوم و بذر قارچ روي دانه  غلات داراي بوي مطبوع، شيرين و كاملاً مشابه قارچ صدفي است. (جدول 1-5)
روش هاي طبيعي كاشت
قارچ ابتدا از روي درختان جنگلي جمع آوري شد. پرورش قارچ صدفي احتمالاً به دوره پالئوليتيك يا پارينه سنگي بر مي گردد. كشت این قارچ بي نهايت ساده است. این قارچ به خصوص برروي درختان سخت چوب از جمله توسكا، صنوبر، بلوط، افراء، سپيدار، نارون و بعضي سوزني برگان بخوبي رشد مي كند. با توجه به قدرت رشد این قارچ برروي سوزني برگان، استفاده از آنها براي تبديل مواد زايد جنگل هاي سوزني برگ مفيد و ارزشمند خواهد بود. این قارچ علاوه بر رشد خوب برروي درختان سخت چوب، روي ضايعات ليگنوسلولزي از جمله گلشن غلات، ضايعات پنبه دانه، باگاس نيشكر و ضايعات ذرت به خوبي پرورش داده مي شود.
دانه هاي غلات براي تهيه بذر نسل اول، دوم و سوم سوشهاي این قارچ مناسب است.

بسترهاي مناسب براي توليد محصول
توليد این قارچ روي تعداد زيادي از مواد آلي و ضايعات گياهي امكان پذير است. به جز این مواد مي توان به كاه غلات، ساقه برنج، ذرت و پنبه، باگاس نيشكر و خاك اره درختان سخت چوب اشاره كرد. این قارچ عملكرد خوبي روي ضايعات پنبه دانه، تفاله قهوه و ساير مواد ليگنوسلولزي گياهان زراعي و جنگلي داشته است. رويز و باهلر (1988) با افزودن 20 درصد يونجه خشك به كاه گندم به عنوان مكمل غذايي عملكرد قارچ را به طور معني داري افزايش دادند.از اختلاط كاه گندم و يونجه با مكمل هاي غذايي تدريجي، عملكرد خوبي به دست آمده است(Royse & Schisler 1987). با توجه به ازت زياد يونجه خشك، استفاده از آن بايد در حد مطلوب و مناسب باشد؛ در غير این صورت باعث رشد ساير قارچ ها به خصوص كپك ها شده و آلودگي بستر را افزايش مي دهد (Zadarzil 1980).
جدول 1- 5 پارامترهاي رشدي قارچ Pleurotus pulminarius
پارامترهاي رشد    پنجه دواني بذر    تشكيل گره هاي اوليه قارچ    تشكيل اندام هاي باردهي قارچ
درجه حرارت نگه داري     Cْ29-24    Cْ24-10    Cْ27-18
رطوبت نسبي    100-90درصد    100-95 درصد    95-85 درصد
طول مدت زمان    8 تا 14 روز    3 تا 5 روز    3 تا 5 روز
ميزان گازكربنيك    بيش از 5000 ميكروگرم در ميليليتر    400 تا 800 ميكروگرم در ميلي ليتر    400 تا 800 ميكروگرم در ميلي ليتر
تعويض هواي تازه     يك بار در ساعت    5 تا 7 بار در ساعت    5 تا 7 بار در ساعت
نياز نوري     ندارد    1000 تا 2000 لوكس در 24 ساعت    1000 تا 2000 لوكس در 24 ساعت
قارچ از كارايي بيولوژيك 100 تا 200 درصدي برخوردار است ضريب تبديل قارچ تحت تأثير اندازه كلاهك هاي اندام بازدهي در زمان برداشت و وجود و يا عدم وجود چين هاي چهارم و پنجم قرار مي گيرد.
قارچ صدفي صدف درختPleurotus ostreatus (Jacquin ex Fries) Kummer
قارچ صدفي P. ostreatus مورد توجه جمع آوري كنندگان قارچ در زمينه هاي پست جنوب اسكاتلند و در جنگل هاي چوب سخت قرار گرفت این قارچ روي تعداد زيادي از مواد سلولزي قادر به رشد است. با شناسايي تعداد زيادي از نژادهاي این قارچ، هممه آنها به آساني كشت          مي شوند. بعضي از نژادها توليد اندام هاي درشت مي كنند تا كنون كلاهك هايي با قطر حدود 50 سانتي متر و وزن 20 كيليو گرم، از این قارچ جمع آوري شده است. (Stamets ,1993). این قارچ به نام ها ازجمله قارچ صدفي،تپه صدفي،صدف درخت، قارچ حصيري و... ناميده شده است.
از نظر تاكسونوميكي P. ostreatus  گونه تيپ جنس Pleurotus بوده و داراي زيرگونه، ارقام و نژادهاي متعددي است. تعداد زيادي ازارقامي كه به عنوان P. ostreatus طبقه بندي    شده اند، در حقيقيت جزء گونه pulminarius P.   مي باشند. زيرا گونه P. ostreatus شباهت بسيار زيادي به pulminarius P. دارد و از نظر ظاهري جداكردن آنها از يكديگر بسيار مشكل است. مجموعه هاي غربي اغلب قارچ هاي صدفي كه از روي سوزني برگان، جمع آوري شده است به گونه pulminarius P. تعلق دارند علاوه بر این pulminarius P. به ارتفاعات جنگل هاي انبوه بالاتر و سوزني برگ اطراف رودخانه ها به وفور ديده مي شود؛ جاييكه                           P. ostreatus كمتر يافت مي شود. به گونه pulminarius P. در ابتداي بهار و اوايل تابستان ظاهر مي شود، در حاليكه گونه را از بهار تا پاييز مي توان مشاهده كرد. يك گونه از این قارچ ها به نام P. populinus اخيراً  نامگذاري شده است (Hilber & Miller, 1992)، كه روي صنوبر دو گونه سپيدار Popullus و P. tridentate به خوبي رشد مي كند. این گونه بر خلاف گونه P. ostreatus داراي اسپورهاي زردرنگ و بزرگتر به ابعاد 3-5 ×9-12 ميكرون است (Vilgalys et al, 1993). يك قارچ صدفي ديگر به نام P. florida نيز از فوريدا گزارش شده است كه با P. ostreatus  مترادف مي باشد. زيرا اسپورهاي هردو گونه دگربارور هستند (دگر گشن). ميسليوم داراي قوس اتصال است و قارچ هاي حاصل از این تلاقي محصول خوبي توليد مي كنند. مهمترين اختلاف رقم  فلوريدا حرارتي بالاي آن (بالاي 24 درصد           سانتي گراد) براي اندام زايي است. گازمن ( 1993) است. اعلام كرد كه در دو گونه                    P. florida و P. populinus با يكديگر اختلاف دارند. به اعتقاد ديگران P. florida منحصراً يه رقم از قارچ P. ostreatus است. هيلبر (1982) اعلام كرد كه منشأ اصلي قارچ P. florida و P. ostreatus است.
ويلگاليس (1993)  با مطالعه برروي DNA قارچ، نظر هيلبر 1982 را پذيرفت. در بعضي از منابع Stamets & Chilton, 1983 دو گونه P. florida و P. floridanus. به اشتباه مترادف اعلام شده اند در صورتي كه اختلاف آنها زياد است و گونه دوم مدتي پيش از جنس Lentinus منتقل شده است (Pogler. 1983).
بعضي اوقات قارچ هاي صدفي آبي رنگ P. columbinus ناميده مي شوند كه اعتبار آن مورد ترديد است. سينگر (1986) معتقد است كه P. columbinus  در حقيقت يكي از ارقام متعلق به گونه P.ostreatus به نام P.ostreatus var columbinus(Quel.Apud Bres)Quel.  مي باشند.
گونه P. sapidus مربوط به آمريكاي شمالي نيز باP. Ostreatus همنام اعلان شده است (Vilgalys et al, 1993). با استفاده از روش هاي موجود، امكان اشتباه در تشخيص و تفكيك این گونه ها وجود دارد؛ مگر اينكه از روش هاي مولكولي و مطالعات DNA استفاده شود. براي اطلاعات بيشتر به مقالات علمي Vilgalys 1992, Hilber 1982 Petersen & Hughes 1992 Hilber, 1997, Key &و Vilgalys et al, 1993مراجعه فرماييد.
كلاهك  در ابتدا محدب، ولي به تدريج ميزان تحدب آن كاهش يافته و در نهايت پهن مي شود. قطر كلاهك ها به بيش از 5 تا 20 سانتيمتر مي رسد. رنگ آنها در ابتدا سفيد بوده و پس از سفيد به زرد كمرنگ، زرد پر رنگ و در انتها قهوه اي سوخته (خرمايي) در مي آيد. كلاهك به ندرت به رنگ هاي خاكستري و قهوه اي متمايل به خاكستري ديده مي شود. سطح كلاهك يكنواخت، موّاج و شبيه صدف است.
رنگ ارقام تحت تأثير نژاد و حرارت محيط (كم يا زياد شدن) نغيير مي يابد. ساقه به صورت           نا متقارن و غير مركزي به كلاهك متصل مي شود. بافت كلاهك نازك و در بعضي ارقام كلاهك ها به صورت خوشه اي و در بعضي به صورت منفرد است.
این قارچ در مجموع در مناطق معتدله و در جنگل هاي گرمسيري جهان انتشار دارد.
قارچ عمدتاً در بهار و پاييز بر روي درختان پهن برگ چوبي، بخصوص روي بعضي درختان سخت چوب مانند: بلوط، توسكت، سپيدار، زبان گنجشك، راش، ممرز، نارون و انواع بيد و صنوبر ديده مي شود (از نظر تكاماني این قارچ با قدرت ساپروفيتي بالا، روي تعداد زيادي از درختان رشد مي كند). اگر چه قارچ P. Ostreatus روي چوب هاي خشك يافت مي شود و این بيانگر ساپروفيت بودن آن است، اما در مواقع مناسب نيز مي تواند به صورت انگل اختياري درآيد. قارچ برروي بقاياي گياهي كمپوست شده ودرمكزيك بر روي تفاله قهوه مشاهده            شده است.
رشد قارچ برروي بقاياي قهوه نويد دهنده جدا شدن قارچ از جنگل و درختان چوبي و تمايل آن به رشد بر روي بسترهاي غير چوبي است.
گاهي اوقات نيزP.Ostreatus و به خصوص زيرگونه  P. ostreatus var columbinus بر روي تنه مخروط داران بويژه جنس Abies مشاهده مي شود.
خصوصيات ميكروسكوپي
اسپورهاي قارچ سفيدرنگ و تا حدودي مايل به خاكستري با ابعاد 3تا 4×5/7 تا 5/9 ميكرون است. ريسه ها منوميتيك و داراي قوس اتصال مي باشد.
اغلب گونه هاي جنس Pleurotus از جمله P. Ostreatus ارقام و نژاد هاي متعددي دارد و با فعاليت متخصصان اصلاح نژاد، هر روز بر تعداد ارقام تجاري و پر محصول آن افزوده مي شود. 3001 ≠ Amycl'sو 44MW ≠ Penn state ويژه مناطق سرد است. يكي از ارقام مناسب براي مناطق گرم را نشان مي دهد كه ظرف مدت كوتاهي روي گلشن گندم محصول مي دهد. این رقم در مناطق سرد كلاهك هاي قهوهاي توليد مي كند كه يكي از واكنش هاي معمولي ارقام مختلف قارچ صدفي است. نژاد فاقد اسپور يا داراي اسپور كمتر، براي كاشت در سطح تجاري ارجعيت دارند. نژادهاي فاقد اسپور يا داراي اسپور كمتر، براي كاشت در سطح تجاري ارجعيت دارند. رقم بدون اسپور موسوم به 3300 ≠ somyccl كه از سوي كمپاني سومسيل فرانسه معرفي شده براي كاشت مطلوب است. براي اطلاعات بيشتر در مورد ارقام فاقد اسپور و چگونگي تكامل آنها به مقاله ايمبرنون . لابار (1989) مراجعه كنيد.

خصوصيات ميسليوم
ميسليوم قارچ سفيد رنگ، به صورت شعاعي رشد مي كند. مدت كوتاهي 1س از رشد بر روي محيط كشت ميسليوم هاي هوايي زيادي توليد كرده و كلني، پنبه اي شكل مي شود. در این مرحله ميسليم ها به هم چسبيده و يا در هم پيچ خورده و يك توده ضخيم ميسليومي را به وجود                مي آورد. ميسليوم هاي مسن، اغلب توليد قطره هاي زرد رنگي مي كنند كه براي نماتدهاي سمي است. كارهاي تحقيقاتي فراوان بر روي این متابوليت ها ضروري است. ميسليوم قارچ با طعم شيرين و مطبوع بويي تقريباً تقريباً بويي مشابه بوي بادام دارد.
روش طبيعي كاشت
قارچ درهواي آزاد، بر روي سه هزار تكه چوب صنوبر به ابعاد 15 تا 30 سانتيمتر كه در بهار صورت گرفت موفق شده است، طي سه سال متوالي ساليانه به طور متوسط نيم كيلو قارچ از هر تكه چوب برداشت كند.
در اين تحقيق  چوب هايي كه در بهار تلقيح شده بودند، در پاييز به بار نشستند. انتظار مي رود كه درختان چوب سخت مانند بلوط، محصول بيشتر و در مدت زماني طولاني تر توليد كند.
راه هاي توصيه شده براي گسترش توده ميسليوم و تهيه ماده تلقيح مي توان از محيط هاي آگاردار، دانه و كاه غلات يا دانه و خاك ارّه استفاده كرد. قارچ تحت شرايط كشت مايع خوب رشد كرده و اسپان مناسب از این طريق توليد مي شود. دانه هاي چاودار، سورگوم، گندم، ذرت و ارزن براي كشت بذر نسل هاي اول، دوم و سوم مناسب است. براي كشت در سالن هاي كنترل شده احتياج به بذر يا اسپان خاك اره نيست. ولي براي كشت در شرايط طبيعي، اسپان خاك اره براي مايه كوبي بهتر است.
بسترهاي مناسب براي توليد قارچ
براي توليد قارچ دامنه وسيعي از مواد ليگنوسلولزي و بقاياي گياهان مزارع و جنگل ها مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. از جمله این مواد مي توان به كاه گندم، چاودار، جو وحشي، برنج، يولاف، ساقه هاي ذرت، باگاس نيشكر، تفاله برگ و پوست موز، تفاله پنبه دانه وشاخ و برگ آن.
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان